5 اشتباه رایج در استارتاپ های کوچک

2 آذر 1396 - 8:00
کار آفرینی - 5 اشتباه رایج در استارتاپ های کوچک
5 اشتباه رایج در استارتاپ های کوچک
امتیاز مطلب: 95%

راه اندازی یک استارتاپ موفق، یک رویاست که تقریبا هر کارآفرینی آن را در سر می پروراند. موفقیت استارتاپ تا حدودی مبتنی بر ایده ی کارآفرین، توسعه ی برند و حتی برنامه ریزی برای گسترش کار است، ولی از طرفی صاحب یک استارتاپ باید مطمئن شود که اصول کسب و کاری در قرن 21 را در کارش لحاظ کرده باشد.

در اینجا پنج اشتباه رایج را که معمولا در کسب و کارهای نوپا، بروز می دهد و باید از آنها اجتناب کرد، بررسی می کنیم، با یوکن همراه باشید .

ترکیب کردن حساب های شخصی و کاری

نظارت بر امور مالی کارمندان، تقریبا آسان است. اما گاهی افراد حساب های شخصی را نیز با وجوه درآمدی شرکت، ترکیب می کنند. در این صورت است که تفکیک این دو از هم بسیار دشوار و زمان بر خواهد بود. به عنوان یک کارآفرین، باید احتیاط کنید که این ترکیب در بسیاری از مواقع می تواند گیج کننده باشد و شما را دچار مشکلات مالی کند.

علاوه بر این، به غیر از سردرگمی های بالقوه، ترکیب حساب های شخصی و کاری، ممکن است باعث شود که در مورد پرداخت حقوق کارمندان و یا دارایی های شرکا، دچار ضعف شوید. شما باید حسابرسی های مالیاتی، اقدامات قانونی و حتی استرسی که از ترکیب شدن سرمایه شخصی و کاری ایجاد می شود را در نظر گرفته و از این کار اجتناب کنید.

هزینه ی بالاتر از درآمد

معمولا افراد با مشکل خرج و مخارج بی رویه مواجح هستند، ولی این خلق و خو برای کارآفرینان تازه کار بیشتر چالش برانگیز است. بنیانگذاران کسب و کارهای جدید، هزینه هایی در کار خود صرف می کنند که گاهی متوجه پایان منبع مالی نمی شوند. برخی مواقع بدون برنامه ی از پیش تعیین شده، هزینه های گزاف و غیر ضروری ایجاد می شود که از درآمد شرکت، بیشتر است. حتی گاهی این هزینه ها غیر ضروری نیست ولی بی برنامه بودن آن روال سرمایه را مختل می کند.

یکی از مشکلات مشترکی که شرکت های تازه کار و نوپا با آن رو به رو هستند این است که هزینه های اجرایی با اندازه ی کسب و کار، افزایش می یابد. برای برخی از شرکت هایی که به سرعت در حال رشد هستند، تفاوت این هزینه ها به قدری است که امکان غلبه ی سریع بر آن از دست خارج می شود.

فراموشی بهترین روش های فناوری

اگر شما نیز در حال حاضر با دنیای کسب و کار خو گرفته اید، احتمالا در حال حاضر با این حقیقت دست و پنجه نرم می کنید که این روزها عملیات و فعالیت های روزانه، از طریق بهترین شیوه های بدست آمده پشتیبانی می شوند. در بخش فناوری اطلاعات شرکت نیز همین موضوع جریان دارد.

به عنوان مثال، بسیاری از متخصصان آی تی، توصیه می کنند که 20 درصد ظرفیت بیشتر از آنچه فکر می کنید که برای ذخیره سازی و آرشیو اطلاعات شرکت نیاز است، تهیه کنید. با این کار نه تنها این اطمینان حاصل می شود که فضای کافی برای ایجاد اسناد و فایل های جدید نیاز است، بلکه روش عالی برای رشد بالقوه در آینده خواهد بود.

نادیده گرفتن اهمیت وفاداری مشتری

به عنوان صاحب یک کسب و کار جدید، شما نمی توانید اهمیت وفاداری مشتری را به اندازه کافی درک کنید. معیارهای زیادی وجود دارد که وفاداری کلی و حفظ پایداری مشتری را اندازه گیری می کنند. به طور مثال شما می توانید از مشتریان نظر سنجی کنید و یا به تجزیه و تحلیل فروش بپردازید، با این روش ها میزان وفاداری آنها را بسنجید و در صدد افزایش آن برآیید.

با این حال برای شرکتی که تازه راه اندازی شده است، ایجاد علاقه و وفاداری در مشتری، در وهله ی اول، کار دشواری است. فضای اینترنت، مکان عالی برای شروع اکتشاف و بازاریابی برای مخاطبان خاص است، اما در این مورد، تبلیغات سنتی را نیز فراموش نکنید. رادیو، تلویزیون و حتی آگهی در مجلات و روزنامه ها نیز هنوز در شناساندن شما به مشتریان، کارآمد هستند، پس می توانید روی آنها نیز سرمایه گذاری کنید.

تصمیم گیری بر مبنای عواطف و احساسات

برای صاحبان کسب و کار شخصی، به خصوص آن دسته از آنهایی که به تازگی وارد این جریان شده اند، بسیار معمول است که تصمیمات حیاتی خود را بر پایه ی احساسات و عواطفشان، اتخاذ کنند. علاوه بر این ها، با توجه به غرور و هیجانی که این افراد در ابتدای کار دارند، احتمال در معرض خطر بودن هر نوع تصمیمی بالاست، چه برسد به اینکه احساسات شما نیز در آن دخیل باشد. متاسفانه، آنچه که اکنون برای کسب و کار خود می خواهید، ممکن است در بلند مدت کارا نباشد.

در حالی که ممکن است در ابتدای امر، ایجاد تمایز بین تصمیماتی که با احساسات گرفته می شوند و تصمیمات منطقی، کار دشوار باشد، اما باید بدانید که احساسات شخصی در فرآیند تصمیم گیری برای موفقیت کامل استارتاپ، بسیار موثر است و باید توجه کرد که از این گونه تصمیمات اجتناب شود.

چندین استراتژی وجود دارد که می توانید در استارتاپ خود بکار بسته و تصمیمات وابسته به احساس را کاهش دهید. به طور مثال در تصمیم گیری ها با افراد مورد اعتماد و صاحب نظر مشورت کنید. نظر همکاران، اعضای هیئت مدیره و یا حتی کارکنان خود را در نظر بگیرید. این نوع مشورت ها برای مقابله با چالش تصمیم گیری های احساسی راه گشا خواهد بود. همچنین زمان هایی که از نظر روحی در شرایط مناسبی نیستید، تصمیمات حیاتی و مهم نگیرید. تا جای ممکن تلاش کنید که در این شرایط تصمیمات خود را به تعویق بیاندازید.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها