دنبال کردن موفقیت دیگران، راه دستیابی به آن نیست

20 بهمن 1395 - 9:11
مدیریت شخصی - دنبال کردن موفقیت دیگران، راه دستیابی به آن نیست
دنبال کردن موفقیت دیگران، راه دستیابی به آن نیست
امتیاز مطلب: 95%

افراد با دنبال کردن مسیر منحصر به فرد خود در دستیابی به موفقیت، پیروز خواهند شد؛ دنبال کردن مسیری که دیگران را به موفقیت رسانده، کارآمد نخواهد بود. در ادامه با یوکن همراه باشید.

امروزه تقریبا تمامی افراد روی دستیابی به موفقیت متمرکز شده اند. تقاضا برای مطلع شدن از بینش و طرز فکر کارآفرینانی همچون ریچارد برانسون، ایلان ماسک و استیو جابز افزایش یافته است؛ آنها می خواهند بدانند که چه چیزی آنها را به موفقیت رسانده و چه چیزهایی برایشان دردسرآفرین بوده است.

متاسفانه باید بگوییم که تمامی تلاش ها برای مطلع شدن از این موارد، هدر دادن وقت است. شدت اشتیاق شما در دستیابی به موفقیت و یا دانستن مسیری که دیگران طی کرده اند، در شرایط زندگی شما و اتفاقاتی که در آینده رخ خواهد داد، تفاوتی ایجاد نمی کند. در ادامه با 3 دلیلی آشنا می شوید که این مساله را توجیه می کند:

در وهله ی اول باید گفت که موفقیت، شکل و نظم خاصی ندارد. این بدان معناست که اتفاقات برای افراد مختلف، به شکل های مختلفی رخ می دهد؛ علاوه بر اینکه در برهه های زمانی متفاوتی از زندگی افراد مختلف، شکل می گیرد. از همه مهم تر اینکه، به سال ها زمان نیاز دارد. برخی افراد، دهه های مختلف را پشت سر می گذارند تا تنها از خواسته و تعریف شخصی خود از موفقیت، مطلع شوند.

مساله ی دوم این است که بدانیم، موفقیت یک نتیجه است؛ و تحقق آن نیز زمان بر است. موفقیت، کمیاب و گریزان است؛ دنبال کردن آن به منزله ی دستیابی به آن نیست. جالب تر اینکه، اگر افرادی همچون ریچارد برانسون، ایلان ماسک و استیو جابز نسبت به آن، وسواس به خرج می دادند، شاید هرگز به موفقیت دست پیدا نمی کردند. مهم این است که تمرکز خود را روی جوانب مثبت مواردی که در مسیر شما قرار می گیرند، قرار دهید، چیزهایی که همین حالا پیش روی شما قرار دارند. افراد موفق نیز همین کار را می کردند.

و سوم اینکه، همانند تعریف شما از موفقیت، چگونگی دستیابی به آن نیز به همان اندازه منحصر به فرد است. شما باید بدانید که چه چیزهایی برای شما جالب و خواستنی است، تا اینکه بخواهید از خواسته های دیگران کپی کنید. مولفه هایی که شما را تشکیل می دهند، قابل کپی پیست شدن نیستند. تمامی افراد منحصر به فرد هستند. انسان ها متفاوت از یکدیگر آفریده شده اند.

برخی از افراد می دانند که به چیزهایی علاقه مند هستند و چه چیزهایی درخور و شایسته ی آنهاست؛ اما حجم گسترده ای از افراد در طول زمان و تجارب مختلف به این مهم دست پیدا می کنند.

بهترین راه برای شروع این است که موفقیت را فراموش کنید و در هر مرحله و به فراخور زمان، یک گام بردارید. اگر قصد دویدن را دارید، در وهله ی اول باید راه رفتن را بیاموزید. وارد جوامع جهان شوید و کار کنید. با مردم آشنا شوید. چیزهای جدید را امتحان کنید. ببینید که به چیزهایی علاقه دارید. چه چیزی کنجکاوی شما را بر می انگیزد. چه چیزی از نظر شما منطقی است. چه چیزهایی شما را هیجان زده می کند.

تمام اینها نشانه هستند؛ به آنها دقت کنید. با فرصت ها همگام شوید و هرکجا که می روند، با آنها همراه شوید. به بینش درونی خود گوش کنید. به یاد داشته باشید که قرار نیست همه چیز فریبنده باشد. قرار نیست که شغل رویایی شما باشد؛ این اتفاق ها حداقل در شانس اول رخ نمی دهند. شاید هم برای بسیاری از افراد، هرگز اتفاق نیفتد. اما اگر ایمان داشته باشید و غرایز خود را دنبال کنید، در نهایت کاری را پیدا می کنید که به آن عشق می ورزید.

در ادامه با تجربیات افراد بزرگ آشنا خواهید شد که کارآمد بودن این روش را ثابت خواهد کرد:

استیو جابز، زمان های زیادی را به این فکر می کرد که می خواهد با زندگی خود چه کار کند. او در آغاز از مسیر خارج شده بود. او ماه ها در هند زندگی کرده و درباره ی بودائیسم تحقیق می کرد. او در دوره های خوش نویسی شرکت کرد و هنر را زیبا و اعجاب انگیز می دانست. او در شیفت شبانه ی آتاری مشغول به کار شد. در اینجا بود که با استیو وازنیاک آشنا شد و به کامپیوتر علاقه پیدا کرد. در این مرحله، کمپانی اپل متولد شد.

استیو جابز با دنبال کردن این بینش و کنجکاوی، موهبت های درونی و منحصر به فرد خود را کشف کرد. محصولات شگفت انگیزی را تولید کرد که زندگی امروزی ما را تغییر داده است. او بدین ترتیب، به یکی از بزرگ ترین رهبران کاری در تاریخ کارآفرینی و کسب و کار تبدیل شد.

ریچارد برانسون در 16 سالگی از تحصیل منصرف شد و مجله ی فرهنگ جوانی را راه انداخت؛ او در این مجله با ستاره های موسیقی راک و ناشران موسیقی مصاحبه می کرد. او عاشق صحنه ی موسیقی بود. آلبوم های جدید نیز چندان ارزان نبودند؛ بنابراین او تصمیم گرفت که کسب و کار تخفیف سفارش پستی صفحه های موسیقی را راه اندازی کند. کسب و کار او به یک مغازه و در نهایت یک استودیو ضبط موسیقی گسترش یافت. اولین آهنگی که از این استودیو منتشر شد، آهنگ Tubular Bells از مایک اولدفیلد بود. او به این روند ادامه داد و با هنرمندان بیشتری در این زمینه همکاری کرد.

او با موفق شدن در هر کدام از کسب و کارهای خود توانست کار دیگری را راه اندازی کند؛ هر کدام از این مراحل نیز گام به گام انجام می شدند. برانسون توانست گروه ویرجین را به یک ترکیب گسترده و عظیم تبدیل کند که در حال حاضر، یکی از شناخته ترین برندهای دنیا به شمار می رود. آیا اگر او از مسیر موفقیت افراد دیگر استفاده می کرد و یا روش های دیگری را به کار می برد، به همین اندازه موفق می شد؟

درسی که این متن به آن اشاره دارد، بسیار ساده است. در وهله ی اول، موفقیت و روش هایی که دیگران به آن رسیده اند را فراموش کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که وارد جهان پیرامون شوید و کار خود را آغاز کنید. تجربه کنید، مرحله به مرحله و گام به گام پیش بروید. به انگیزه ها و علاقه مندی های درونی توجه کنید و با خودتان صادق باشید. روزی به گذشته نگاه می کنید و در می یابید که با طی مسیر منحصر به فرد خود، به موفقیت دست یافته اید.

 

منبع: entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها