مولفه های مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی در طرح کسب و کار

23 بهمن 1395 - 10:47
کار آفرینی - مولفه های مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی در طرح کسب و کار
مولفه های مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی در طرح کسب و کار
امتیاز مطلب: 96%

تمامی مطالبی که درباره ی نوشتن طرح کسب و کار منتشر شده اند، نقطه نظرات خود را درباره ی مولفه های ضروری برنامه های بازاریابی ارائه می دهند. این برنامه ها به گونه ای طراحی شده که شرکت را به هدف خود برساند و با زبانی نوشته شده که تعداد کمی از افراد توانایی درک آن را دارند. با اینحال، لغت هایی که استفاده می کنند، کم اهمیت تر از روشی هستند که از طریق آن پیام را ارسال می کنید.

این بخش، مولفه های اساسی و مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی در طرح کسب و کار را مشخص می کند. فرقی نمی کند که طرح شما در آخر به چه شکلی سازمان یافته است، در هر صورت، برنامه های بازاریابی شما باید مستقیم بوده و برای همه قابل فهم باشد. این برنامه در واقع باید بتواند مسیر مشخصی را برای تلاش های بازاریابی در سال های آینده، در اختیار شما قرار دهد. علاوه بر این، باید تصویر دقیقی از شرکت شما را برای تمامی خواننده ها ترسیم کند. در ادامه با یوکن همراه باشید.

آمادگی برای نوشتن

قبل از اینکه نوشتن را آغاز کنید، باید اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری کنید. جمع آوری اطلاعات موجب جلوگیری از حواس پرتی ها در روند فکر کردن و نوشتن طرح کسب و کار می شود. این اطلاعات ضروری عبارتند از:

  • آخرین گزارش مالی شرکت (سود و زیان، بودجه های اجرایی و موارد مشابه دیگر) و آخرین آمار فروش بر مبنای محصول و منطقه و ارائه ی همین اطلاعات در سه سال قبل.
  • لیستی از تمام محصولات و خدمات در خط تولید حال حاضر، همراه با بازار هدف.
  • یک جدول سازمانی. (اگر تعداد پرسنل شما از 5 نفر بیشتر نیستند، می توانید این گزینه را حذف کنید.)
  • درک شما از بازار هدف: رقیبان، محدودیت های جغرافیایی، انواع مختلف مشتری برای فروش، کانال های توزیع فعلی، جدید ترین و مفید ترین داده های جمعیتی، اطلاعات مربوط به گرایشات بازار. ( از لحاظ جمعیتی و در ارتباط با محصول)
  • از فروشنده ها یا تمامی افرادی که با مشتری ها سر و کار دارند بخواهید که لیستی از نکات حیاتی (به نظر خودشان) را تهیه کنند؛ چرا که در برنامه های بازاریابی سال های آینده به کار گرفته خواهد شد. مجبور نیستید که تمامی آنها را در طرح کسب و کار بگنجانید، اما حتما باید آنها را در نظر گرفته و برایشان برنامه ریزی کنید.

 

وضعیت بازار

بخش "وضعیت بازار" در طرح کسب و کار شما باید صریح ترین و بهترین توضیح از وضعیت حال حاضر بازار را در بر داشته باشد. در این قسمت نباید هیچ کوتاهی صورت بگیرد.

  • محصولات یا خدمات شما چه چیزهایی هستند؟
  • حجم پولی بازار شما چقدر است؟
  • چه برنامه هایی را برای فروش و توزیع در نظر گرفته اید؟
  • در کدام منطقه ی جغرافیایی به فروش محصولات یا خدمات خود می پردازید؟
  • درباره ی مخاطبان خود از لحاظ تعداد جمعیت و سایر اطلاعات مربوط به آنها مثل میزان درآمد ماهانه و غیره توضیح دهید.
  • در حال حاضر چه رقیبانی در بازار فعالیت می کنند؟
  • فرض می کنید که محصول شما تا چه اندازه فروش خواهد داشت؟

بخش وضعیت بازار شما باید مشابه حالت زیر باشد:

سامرز و همکاران یک شرکت دفترداری و حسابداری است که فعالیت خود را از سال 1981 آغاز کرده است. ما خدمات مالیاتی خود را در ازای 500.000 دلار در فروش سالانه در اختیار افرد حقیقی و حقوقی قرار می دهیم. ما خدمات حسابداری و حقوق و دستمزد را برای همان شرکت ها انجام می دهیم. حوزه ی فعالیت ما در بولدر کلرادو و مناطق شمالی آن است.

در بازار افراد حقیقی، میانگین درآمد مشتری های ما در محدوده ی 75000 دلار است؛ یا اینکه بازنشسته شده و دارایی در حدود 200.000 دلار دارند. در بازار افراد حقوقی، بیشتر فعالیت های ما به رستوران ها، ایستگاه های خدماتی، فروشگاه های رفاهی مستقل و خدمات پیک مربوط می شود.

به غیراز رکود سال های 1988 تا 1991، سامرز و همکاران به طور پیوسته در حال رشد بوده است. رشد فروش در 1997 به میزان 145000 دلار بوده است.

رقیبان ما در بازار حال حاضر، گروهی از 8 شرکت بوده که به سختی با ما قابل قیاس هستند و تنها یکی از این شرکت ها، یعنی شرکت حسابداری آکمی، به بازاریابی برای خود علاقه دارد. معتقدیم که در این زمینه، در مقام دوم و بعد از آکمی قرار داریم.

موقعیت ما در بخش رستورن ها بسیار قدرتمند است.

اکثر این اطلاعات، درست همانند بسیاری از شرکت های دیگر، در حوزه ی فعالیتی راس تیم مدیریتی است. اما حالا زمان آن فرا رسیده که آنها را روی کاغذ پیاده کنید. برای مثال، چه حجمی از اطلاعات مربوط به رقیبان را در حال حاضر در دفتر خود دارید؟ برنامه ی بازاریابی، شرایطی را برای شما فراهم می کند که تمامی اطلاعات مربوط را در یک نقطه، کنار هم قرار دهید. این کار باعث شکوفا شدن ایده ها می شود.

در نظر بگیرید که تمامی محصولات و خدمات شما در مقابل محصولات رقیبان قرار گرفته است. قد علم کردن شما در مقابل آنها به چه شکلی خواهد بود؟ آیا فرصت استثنایی در بازار برای شما وجود دارد که هنوز از آن بهره برداری نکرده اید و رقیبان نیز از آن بی بهره اند؟

علاوه بر این، ممکن است که افرادی را در شرکت خود پیدا کنید که ایده های مختلفی را درباره ی مولفه های ضروری در موقعیت فعلی در اختیار شما قرار می دهند. برنامه های بازاریابی شما دوره ی جالبی را آغاز خواهد کرد که در آن می توانید گزینه های مختلف بازار در قبال یکدیگر را آزمایش کنید.

تهدیدها و فرصت ها

این بخش در واقع کامل کننده ی بخش موقعیت بازار است و شما در این بخش باید روی مسائل خوب و بدی که بازار حال حاضر را تحت تاثیر قرار می دهد، تمرکز کنید:

  • چه گرایشاتی در بازار برعلیه شما هستند؟
  • آیا گرایشاتی مربوط به رقیبان وجود دارد که ناخوشایند باشد؟
  • آیا محصولات فعلی شما در موقعیتی قرار دارند که بتوانند به موفقیت برسند؟
  • کدامیک از گرایشات بازار برای شما خوشایند است؟
  • آیا گرایشات رقابتی وجود دارد که به نفع شما تمام شود؟
  • ایا آمارهای جمعیتی در بازار به سود شما هستند؟ یا تمایلات آنها برخلاف میل شماست؟

موقعیت های بسیاری وجود دارد که از طریق آن می توانید اطلاعات مربوط به گرایشات بازار خود را در آن پیدا کنید. ناشران کسب و کاری مختلف دائما در حال انتشار این دست از اخبار هستند.

نمونه ی بخش تهدیدها و فرصت ها برای شرکت سامرز و همکاران به شکل زیر خواهد بود:

این شرکت در سال های پیش رو با چهار تهدید قابل شناسایی روبرو می شود:

1. سیستم های کامپیوتری ما باید به آخرین نسخه ی نرم افزارهای حسابداری و مالیاتی به روز رسانی شود. برای اینکه همه ی سیستم های خود را ارتقا دهیم، باید هزینه ی زیادی را متحمل شویم. ما حداقل تا 10 ماه آینده باید با نسخه ی حال حاضر کار کنیم؛ که ممکن است خدمات رسانی به مشتریان را دچار مشکل کند.

2. دو مشتری ما به نام های Porkie’s carryout  و Magnus Group در کوتاه مدت با مشکلات مشتریان کسب و کار روبرو هستند. احتمالا ما نیز باید تا پایان سال برای آنها جایگزین پیدا کنیم.

3. حسابداری آکمی، بزرگ ترین رقیب ما، یکی از کارکنان ما را استخدام کرده است. ما اینطور برداشت می کنیم که آنها به لیست مشتریان ما دسترسی دارند و بنابر گستردگی و توانایی هایشان در خدمات، احتمالا به آنها درخواست همکاری می دهند.

4. میزان رشد در قسمت جنوبی شهر از رشد قسمت های شمالی بیشتر است. ما باید یک دفتر در مناطق جنوبی باز کنیم یا اینکه به دنبال راه هایی باشیم تا از شرکت های پیک و جوامع الکترونیکی برای رقابت کامل در حوزه ی خدمات رسانی استفاده کنیم.

فرصت ها:

1. یکی از مشتری های قدیمی به نام Morrissey’s Inc به تازگی سه رستوران دیگر را در شهرستان مجاور ما خریداری کرده است و از ما می خواهد که کارهای حسابداری آنها را انجام دهیم. این فرصت فوق العاده ای را فراهم کرده که حداقل یک یا دو نفر دیگر را استخدام کنیم.

فرصت های قوانین مالیاتی، کنترل امور حسابداری برای کسب و کارهای کوچک توسط خودشان یا یک نفر به عنوان حسابدار را دشوار کرده است. به محض اینکه جزئیات این تجدید نظرها برای عموم آشکار شود، احتمالا تماس های درخواست همکاری ما نیز بیشتر خواهد شد.

3. از ما درخواست شده که در سال های آینده، در چندین سالن آموزشی شرکت کنیم؛ که شامل سه اجرا در زمینه ی فوروم های کسب و کار های کوچک، یک کلاس در دانشگاه درباره ی راه اندازی کسب و کار و یک نقش در کلاب کارآفرینان بولدر می شود. اینها می تواند فرصتی را برای نشان دادن خودمان و آگاهی رسانی به مردم فراهم کند؛ که در نتیجه به مشتری های بیشتر منجر خواهد شد.

4. اقتصاد محلی همچنان به قدرت خود ادامه می دهد؛ بنابراین معتقدیم که مشتری های دائمی ما همچنان با قدرت به کسب و کار خود ادامه می دهند.

اهداف بازاریابی

در بخش "اهداف بازاریابی" باید نمایی از آینده را ترسیم کنید. در طول سال هایی که در طرح کسب و کار خود برای آن برنامه ریزی کرده اید، می خواهید به چه اهدافی از بازاریابی دست پیدا کنید؟ اهداف بازاریابی شما باید شرح روایت چیزهایی که می خواهید به آن دست یابید باشد، علاوه بر این باید آمار و ارقامی که هدف منسجم شما را نشان می دهد را در بر داشته باشد. اینکه برای مثال تنها بگویید که می خواهید وارد بازار دستگاه های پیچ کننده ی سوئیسی شوید، کافی نیست و راهنمایی مناسبی را ارائه نکرده اید. اگر بگویید که می خواهید در عرض دو سال، از صفر به 8 درصد از بازار محلی دست پیدا کنید، قابل فهم تر خواهد بود. اگر از حجم بازار محلی آگاه نیستید، پس برای میزان فروش با توجه به رقم نهایی هدف گذاری کنید. حسابداران به شما می گویند که در این امر موفق بوده اید یا خیر.

برای آن هدف تعیین کنید

اگر در عرصه ی برنامه های بازاریابی، تازه وارد هستید، چطور می توانید اهداف با کیفیت و قابل اندازه گیری را تعیین کنید؟ از گذشته ی خود شروع کنید. فروش های گذشته، میزان رشد در طول سال ها و در بازارهای مختلف، حجم مشتری های جدید و چگونگی معرفی محصولات جدید و شانس آن را بررسی کنید. اگر در طی 5 سال گذشته به میزان 80 درصد رشد داشته اید، بنابراین پیش بینی رشد 20 تا 25  درصدی در سال آینده منطقی خواهد بود، اما رشد 45 درصدی قابل قبول نیست. ارقام کم اما قابل قبولی را برای کارهایی که می توانید با پشتیبانی های بازاریابی انجام دهید در نظر بگیرید. در مراحل اولیه، اهداف حد متوسطی را تعیین کنید تا زمانی که کاملا روی روال بیفتید.

بهتر است که ارقام اهداف بازاریابی را برای سال های پیش رو، کمی محدوتر کنید. با این حقیقت روبرو شوید که تغییر و تحول، استرس شما را افزایش می دهد، کارکنان را متشنج کرده و حتی گاهی اوقات، بازار هدف را دچار سردرگمی می کند. اهداف خود را همچنان به صورت چالش برانگیز باقی بگذارید، اما به یاد داشته باشید که باید دست یافتنی باشند. بهتر است که با دستاوردهای کوچک تر، موجب شادی و انرژی بخشیدن به خودتان شوید، نه اینکه با تعیین اهداف غیر منطقی، دائما با شکست مواجه شده و دست از کار بکشید.

در ادامه با دسته بندی های معمول اهداف بازاریابی آشنا می شوید:

  • محصولات جدید را معرفی کنید.
  • بازار محصولات فعلی را گسترش داده و یا آنها را بار دیگر از آن خود کنید.
  • برای شرکت، وارد قلمرو های بیشتری شوید.
  • فروش را در یک محصول مشخص، بازار یا محدوده ی قیمتی تقویت کنید. این کسب و کار از کجا خواهد آمد؟ آن را مشخصا بیان کنید.
  • با مشتری های خوب، وارد قراردادهای بلند مدت شوید.
  • قیمت ها را افزایش دهید، بدون اینکه ارقام فروش را تغییر دهید.
  • کیفیت محصول را بار دیگر تقویت کنید.
  • تولید و تحویل محصول را بهبود بخشید.

سومین بخش طرح کسب و کار شما باید چندین اهداف بازاریابی اینچنینی را در بر داشته باشد؛ برای مثال:

  • هدف: معرفی خدمات حسابداری و حسابرسی به Blankville. ما می خواهیم تا پایان سال اول به 6 مشتری مهم و صورتحساب 75000 دلاری دست پیدا کنیم.
  • هدف: کاهش بسته ی فروش تور زمستانی کارائیب به شیکاگو، دیترویت و مینیاپولیس را به حالت اول بازگردانیم. میزان فروش در سه سال گذشته به میزان 11 درصد کاهش یافته است. قصد داریم که میزان فروش را در سال جاری به 4 درصد و تا سال آینده به 8 درصد افزایش دهیم.

لازم به ذکر است که اهدافتان را ساده تر، محکم تر، بلندپروازانه و دست یافتنی تر کنید.

مقاصد بازاریابی؛ جایی که جزئیات آغاز می شود

در این مرحله است که از حرکت روی ابرها دست برداشته و برای کارهایی که دقیقا باید انجام دهید، برنامه ریزی می کنید. شاید صفحات گسترده ی شما سود رو به رشد خیره کننده ای را نشان دهد، اما در این مرحله، در دنیای واقعی هستید. گنج ها باید با فکر و تلاش حاصل شوند.

هر کدام از اهداف بازاریابی باید چندین مقصد داشته باشد، علاوه بر اینکه باید تاکتیک هایی نیز برای دستیابی به آنها در نظر گرفته شود. در بخش اهداف برنامه ریزی های بازاریابی، روی "چه چیزها" و "چراهای" وظایف بازاریابی تمرکز کرده اید. اما در بخش اجرایی باید روی روش های کاربردی تمرکز کنید که به "چه کسانی"، "کجا" و "کی" مربوط می شود.

زمانی که آیزنهاور و متفقین در سال 1944 برای احداث یک سرزمین اصلی در اروپا، تصمیم گرفتند که به نرماندی حمله کنند، یک طرح جزئی برای پیروزی را تهیه کرده بودند. رسیدن به نرماندی و احداث آن، برنامه ی کلی آنها به شمار می رفت. مقاصد کوچک بسیاری تعیین شد تا این هدف را به حقیقت تبدیل کند: به صف کشیدن قایق های مورد نیاز، پوشش هوایی، چتربازان پشت خط که برای قطع ارتباط همکاری می کردند، فریب فرود در کاله و غیره از جمله ی اهداف کوتاه مدت آنها بود. و البته هر کدام از این مراحل نیز جزئیات مربوط به خود را در بر داشت.

وظیفه ی اصلی این است که هر کدام از اهداف را تعیین کرده و گام های مورد نیاز برای دستیابی به آنها را مشخص کنید. برای مثال، اولین هدف بازاریابی ذکر شده را در نظر بگیرید:

هدف: معرفی خدمات حسابداری و حسابرسی به Blankville. ما می خواهیم تا پایان سال اول به 6 مشتری مهم و صورتحساب 75000 دلاری دست پیدا کنیم.

چطور می توانید به این هدف دست پیدا کنید؟

فرض می کنیم که این هدف را با چندین نفر در میان گذاشته و نقش آنها را تعیین کرده اید؛ و آنها نیز هر کدام برنامه هایی را تعیین کرده اند که به Blankville برسند. احتمالا برخی از مقاصد آنها به این گونه خواهد بود:

1. از آنجاییکه خدمات حسابداری و حسابرسی در سایت های دورکار امکان پذیر نیست (البته به جز شرکت های بزرگ)، احتمالا به یک دفتر محلی در بلنک ویل نیاز داریم. ما باید این دفتر را تا ماه جولای احداث کنیم. (همیشه در صورت امکان، یک بازه ی زمانی تعیین کنید)

2. اگر بخواهیم که درباره ی تخصص هایمان حرف بزنیم، پس به برخی از حرفه ای هایمان در این محل نیاز داریم. بنابراین به سه تا چهار حرفه ای و استخام چندین نفر از نیروهای محلی نیاز داریم.

3. احتمالا باید چندین تبلیغات ایمیلی را برای شرکت های بلنک ویل ارسال کنیم. پیام ما باید تخصص های ویژه ی ما در بخش هایی از کسب و کار را انتقال دهد. ما اینگونه از کسب وکارها را در بلنک ویل هدف قرار می دهیم.

4. ما با ویراستارهای کسب و کار در روزنامه های محلی صحبت می کنیم و ورود خودمان به منطقه را به اطلاع آنها می رسانیم. احتملا باید مقاله ای درباره ی "ترفندهای مالیاتی" را برای آنها ارسال کنیم.

5. ما به چندین کسب و کار در آن منطقه مراجعه کرده و مدل خدمات و تخصص خود را به آنها پیشنهاد می کنیم.

6. از مشتری های خود در سایر مناطق می خواهیم که نحوه ی خدمات رسانی ما را برای کسب و کارهای بلنک ویل بازگو کنند.

7. احتمالا به تبلیغات در یکی از روزنامه هی محلی نیاز داریم که در آن از احداث شعبه خبر می دهیم و زمینه ی تخصص هایمان را معرفی می کنیم.

8. یک مهمانی عمومی برگزار کرده و شماری از سرشناس ترین های کسب وکار، افراد سیاسی، مشتری های احتمالی و رسانه های منطقه را دعوت می کنیم.

9. احتملا باید در دفتر بلنک ویل به کمک های خیریه و خدمات عمومی بپردازیم.

 

با توجه به موارد بالا، دریافتیم که اگر بخواهیم کسب و کاری را در بلنک ویل راه اندازی کنیم، باید مقاصد مستحکمی را برای آن تعیین کنیم. تمامی این موارد کاملا منطقی هستند. شما نیز می توانید موارد دیگری را به آنها اضافه کنید و با توجه به نوع کسب و کار خود، خلاقیت به خرج دهید. نکته ی مورد نظر این است که هر کدام از این مقاصد به عمل کردن و اجرای محکم نیاز دارد.

تمامی گام های هر کدام از این مقاصد به فرمول سازی نیاز دارد. چه کسی باید نرخ تبلیغات برای روزنامه ی محلی بلنک ویل را بررسی کند؟ این تبلیغات در چه زمانی باید منتشر شوند؟ چه نوع کسب و کار هایی در حال ورود به بلنک ویل هستند و احساس شما درباره ی آنها چیست؟ چطور می توان لیست تمامی شرکت های بلنک ویل را تهیه کرد؟ کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام دهید.

یکی از بهترین روش ها برای کنترل این جزئیات، فعالیت ماتریسی است. یک ماتریس درواقع یک جدول شبکه ای است که به شما اجازه می دهد تمام فعالیت ها را به تناسب زمان در آن قرار دهید. زمانی که در حال توسعه و تدوین یک طرح کسب و کار هستید، به زودی به موقعیتی می رسید که باید به تقویم مراجعه کرده و زمان به واقعیت تبدیل شدن اهداف را بررسی کنید. یک ماتریس به شما اجازه می دهد که یک چهارچوب قابل استفاده و شفاف را برای چنین بازه های زمانی در اختیار داشته باشید.

این ماتریس می تواند به صورت جزئی و یا کلی طرح ریزی شود. البته بهتر است که تمامی چیزهایی که برای آن برنامه ریزی کرده اید، زمان تحقق آنها و افرادی که مسئولیت آنها را به عهده دارند را نیز در آن بگنجانید. فراموش نکنید که در حین پیشروی کار، برخی از مسئولیت ها را به دیگران واگذار کنید.

بودجه بندی و کنترل

فعالیت های کسب و کاری همیشه به پول و منابع مالی نیاز دارند. برنامه های بازاریابی در طرح کسب و کار شما باید به گونه ای تنظیم شود که در آن هزینه های تمامی برنامه ها و مقاصد برآورد شود. نباید این اطلاعات را در ماتریس فعالیتی قرار دهید؛ چرا که جزئیات زیادی در آن نهفته است. اما باید در برنامه های مسئولیتی هر کدام از افراد نوشته شود. افرادی که وظیفه ی بخش هایی را در فعالیت های بازاریابی به عهده دارند، باید بدانند که دقیقا چه بودجه ای را در اختیار دارند. در حقیقت، عاقلانه تر است که آنها را نیز برنامه ریزی های بودجه بندی دخیل کرده و از همکاری آنها در این زمینه بهره مند شوید.

در پیش بینی هزینه ها، تا جایی که می توانید بی طرفانه قضاوت کنید. برای مثال، برای بودجه بندی زمینه هایی که تخصص و تجربه ای در آن ندارید، 25 درصد را به رقمی که برآورد کرده اید اضافه کنید. بهتر است که در روند بودجه بندی، محاسبه های مجزایی را برای ساعت های داخلی (زمان کارکنان) و هزینه های خارجی (هزینه های متفرقه) اختصاص دهید. بودجه بندی را در صفحات گسترده ی اکسل یا لوتوس انجام دهید تا بتوانید در طول دورهای مختلف، آنها را تغییر دهید.

بهتر است که بخش بودجه بندی شما شبیه به نمونه ی زیر باشد:

فروش ناخالص                                                    142 دلار

بودجه های بازاریابی سالانه                                  7.045 دلار

صفحات زرد                                                         2600 دلار

نامه های فروش ارسالی به مشتریان                    625 دلار

کمک های دفتری در لیست های پستی                 125 دلار

تبلیغات در مجله های تجاری محلی                        500 دلار

تبلیغات در بخش تجاری روزنامه ها                      1200 دلار

طراحی بروشور و کپی                                          380 دلار

پرینت بروشور                                                     315 دلار

ثبت نام برای نمایشگاه های کسب و کار                145 دلار

جلسات آموزشی در شیکاگو                                 930 دلار

خرید نرم افزار جدید لیبل                                    225 دلار

 

کنترل: پیگیری اثر بخشی

برای پیگری روند برنامه های بازاریابی در سال، یک جدول زمانی منظم برای جلسات تهیه کنید و آن را حتما در طرح کسب و کار خود بنویسید. چطور در میانه ی برنامه ی خود، تنظیمات جدید را اعمال می کنید؟ چطور می توان پروسه ی فروش و هزینه را پیگیری کرد تا بتوان تغییراتی را تا پایان سال اعمال کرد؟ بدون این قابلیت ها نباید به کار ادامه دهید.

دلیل اینکه اهداف بازاریابی قابل اندازه گیری را انتخاب کرده اید این است که بتوانید روند کار به سمت دستیابی به اهداف را پیگیری کنید. بسیاری از تلاش های بازاریابی، قابل اندازه گیری نیستند؛ در نتیجه دستاوردهای کمپین های بازاریابی رضایت بخش نخواهد بود.

تمامی تلاش های شما در زمینه ی بازاریابی از مزیت چرخه ی قدیمی بازخورد بهره مند خواهد شد: عمل کنید، نظارت کنید، تنظیم کنید و بار دیگر عمل کنید. برنامه ریزی برای جلسه های فصلی یکی از بهترین نوع زمان بندی هاست. افرادی که روی وظایف مختلف فعالیت می کنند، باید در این جلسات، گزارش کارهایی که در فصل گذشته به سرانجام رسانده اند را ارائه دهند؛ بخش مصرف شده ی بودجه نیز باید به اطلاع سایرین برسد. گزارش ها باید به صورت شفاهی ارائه شود و خلاصه ای از آن نیز در گزارش کلی فصل قرار بگیرد.

همزمان با انجام شدن فعالیت ها به مرور زمان، بدون شک احساس می کنید که برنامه ها باید دوباره تنظیم و طرح ریزی شوند، زمان بندی ها، بودجه بندی و وظایف نیز باید در روند تنظیم دوباره قرار بگیرند. در این مرحله باید تصمیم بگیرید که آیا تلاش های خود را تشدید کرده و گام های تاکتیکی بیشتری را به آن اضافه کنید و یا اینکه روند قبلی را ادامه دهید. تغییراتی که اعمال کرده اید را به صورت سازمان یافته ارائه دهید، تمامی وظایف مستقل را به گونه ای تنظیم کنید که برنامه ریزی ها به طور کلی تغییر کند. به یاد داشته باشید که با هر تصیم جدید باید برنامه های بازاریابی خود را به روز رسانی کنید. آنها را در نوشته هایتان قرار دهید تا درک درستی از دلیل عدم دستیابی به اهداف داشته باشید. سند اولیه را حفظ کنید و تمامی تغییرات را با زمان و آمار دقیق نگه داری کنید. طرح شما باید پویا باشد، اما نباید ماهیت اولیه ی خود را از دست بدهد. زمانی که باید برنامه های بازاریابی سال آینده را تعیین کنید، تمامی این اطلاعات به شدت با اهمیت خواهند بود.

بازاریابی یک علم نیست؛ بلکه مهارتی است که باعث می شود به پیشرفت های افزایشی دست پیدا کنید.

بخش اثر بخشی شما احتمالا مشابه نمونه ی زیر خواهد بود:

  1. فروش خالص سالانه از سال گذشته                                                                                                             865000 دلار
  2. هزینه های بازاریابی برنامه ریزی شده در سال جاری                                                                                     40000 دلار
  3. تاثیرات پیش بینی شده ی هزینه های بازاریابی در فروش ناخالص                                                                110000 دلار
  4. هزنیه های واقعی بازاریابی در سال جاری                                                                                                     32500 دلار
  5. فروش ناخالص سالانه در پایان سال جاری                                                                                                     971000 دلار
  6. درصد تفاوت واقعی میان فروش امسال و سال گذشته که می تواند تقریبا به تلاش های بازاریابی نسبت داده شود                           60%

 

خلاصه ی اجرایی

یک خلاصه ی کوتاه را به عنوان مقدمه ی برنامه های بازاریابی خود قراردهید. تنها در یک صفحه آن را خلاصه کنید و آمار مالی اصلی را در آن بگنجانید. از بولت پوینت (●) استفاده کنید و روی مسائل و مشکلات اصی متمرکز بمانید. برای اینکه دیگران درک درستی از طرح شما داشته باشند، لازم است که از چه مواردی مطلع شوند؟

این خلاصه، توضیح دقیق و سریعی از برنامه های شرکت در سال آینده را به خواننده ی طرح ارائه می دهد. علاوه بر این، شما را مجبور می کند که ذهن خود را به تلاطم بیاندازید تا به عمیق ترین سطح آن دسترسی داشته باشید.

طرح کسب و کار شما باید به دو چهارچوب زمانی مختلف اشاره کند: کوتاه مدت (یک تا 12 ماه) و بلند مدت (بیشتر از 12 ماه). بیشتر بخش های سند شما باید به سال آینده بپردازد؛ این امر برای کسب و کارهای کوچک و متوسط از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بازاریابی به طور معمول به عملکرد فعالیت های کوتاه مدت برنامه ریزی شده نیاز دارد که در نهایت منجر به اعمال تغییر می شود. به محض اینکه به هدف بزرگ یکساله دست پیدا کنید، تجزیه و تحلیل ها به صورت گسترده ای روی مکانیک رسانه، مسائل پستی و ارتقا متمرکز می شود. اما نباید افکار جدید خود را روی پایان سال متوقف کنید. گسترشی فراتر از حجم کسب و کارتان به طراحی چشم انداز سال های بعد نیاز دارد. شما در نهایت قصد دارید به چه چیزی دست پیدا کنید؟

جواب این سوال را به صورت خلاصه و با کلمات کلی بنویسید. سوال هایی که باید به آنها جواب دهید از جمله ی زیر هستند: فکر می کنید که تا چند سال آیند، چند نفر دیگر را استخدام خواهید کرد؟ نیاز شما به دفتر کاری، متفاوت نخواهد بود؟ آیا به خرید تجهیزات بیشتر نیاز خواهید داشت؟ آیا می توانید یک مدیر استخدام کنید؟ آیا دوره های آموزشی خاصی وجود دارند که پرسنل شما باید آنها را فرا بگیرند؟ آیا حاشیه ی سود شما دائمی خواهد بود و یا اینکه می توانید اوضاع آن را بهتر کنید؟ آیا در رویدادهای محلی، منطقه ای یا کشوری فعال خواهید بود؟ جمعیت شناسی بازار چطور می تواند کسب و کار شما در سال های آینده را تحت تاثیر قرار دهد؟ گسترش چشم انداز خود در سال های آینده را پیگیری کنید.

 

سایر مطالب مرتبط با این مقاله را می توانید از لینک زیر دنبال کنید :

"راهنمای گام به گام برای تدوین بیزینس پلن یا طرح کسب و کار"

 

منبع: entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها