چرا بعضی از مردم دچار فرسودگی شغلی می شوند ولی بقیه نه؟

18 مرداد 1396 - 8:00
مدیریت شخصی - چرا بعضی از مردم دچار فرسودگی شغلی می شوند ولی بقیه نه؟
چرا بعضی از مردم دچار فرسودگی شغلی می شوند ولی بقیه نه؟
امتیاز مطلب: 97%

استرس و فرسودگیِ شغلی مشابه هم نیستند. و از آنجایی که میدانیم استرس معمولاً موجب بروز فرسودگی کاری میشود، این امکان وجود دارد که درصورت کار کردن به مدت طولانی، تحمل فشار زیاد و بحرانهای شغلی، و فرد دچار ضربات روحی ، احساسی ،خستگی از کار ، بدبینی و همچنین فقدان اعتماد به نفس گردد. اختلال در یکی از تواناییهای فردی و عدم دستیابی به آن، به فرسودگی کاری منجر میگردد. کلید حل این معما، فعال کردن و تحریکِ «هوش عاطفی» است. این موضوع یکی از مواردی است که همکارانمان بتازگی متوجه‌ی آن شده‌اند. در پژوهشی که با بررسی و تحقیق بر روی 35 سرپرست ارشد بیمارستان، در 35 بیمارستان مختلف انجام شد، سطح استرس آنها مورد بررسی قرار گرفت و این موضوع بررسی شد که آیا میزان استرس با بروز فرسودگی شغلی ارتباط دارد یا خیر. نتایج بدست امده روانشناسان  را شگفت‌زده کردند. در ادامه با یوکن همراه باشید.

در نتایج مشخص شد علیرغم این حقیقت که متأسفانه با اینکه 69درصد از سرپرستان بیمارستان، سطح استرس خود را بالا ، بسیار بالا و دربدترین حد ممکن می دانستند ، ولی اوضاع به گونه‌ی دیگری بود. طبق نتایج پرسشنامه‌ی فرسودگی شغلی، اکثریت این افراد دچار فرسودگی شغلی نبوده‌اند. در مصاحبه‌های ما با این سرپرستان ارشد در بیمارستان، به این نتیجه رسیدیم که چه چیزی استرسِ آنها را مدیریت و کنترل میکند. و آن عاملِ کنترل کننده همان «هوش عاطفی» است.

همانطور که یکی از روانشنسان ما قبلاً درباره‌ی هوش عاطفی مقاله‌ای ارائه داده بود، تحقیقات مربوطه در این زمینه ثابت کردند که هوش عاطفی، موجب حمایت از ثبات احساسی در فرد شده و نوعی توانایی برای مقابله با استرس و فرسودگی شغلی بحساب می‌آید.

«خودآگاهیِ احساسی» یکی از بخشهای تأثیرگذار در هوش عاطفی است. برای مثال به ما این امکان را میدهد که منبع اضطراب، خستگی و استرس را پیدا کنیم و در نتیجه با بهبود تواناییمان در جبران این خسارات، نتایج مثبتی را بوجود بیاوریم. ویژگی خودمدیریتی، که یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت و پیش‌نیاز برای هوش عاطفی است به ما این امکان را میدهد تا آرامش خود را حفظ کرده، هیجانات را کنترل کنیم و در زمان مواجهه با استرس، بدرستی رفتار کنیم.

مهارت «مدیریت تضاد شخصیتی» این اجازه را به ما میدهند تا از اضطراب و احساسات خود درس بگیریم و و از آنها بعنوان راه‌حلی برای حل مشکلات استفاده کنیم. در صورتی که شخص مذکور در زمینه‌ی مدیریت بحرانهای رفتاری ، مهارت نداشته باشد، همین اضطراب و احساسات موجب بدتر شدن وضعیت او شده و باعث میشوند او تمام شب بی‌خوابی را تجربه کند.

همدلی هم ، به نوعی در مبارزه با استرس کارساز است. وقتی ما دیگران را درک کرده و با آنها همدلی و یکدلی کنیم، معمولاً برای مشکلات آنها اهمیت قائل شده‌ایم. پس ویژگی دلسوزی، همانند بقیه‌ی ویژگی‌های احساسی مثبت، بر روی استرس تأثیرِ فیزیولوژیکی دارد. همچنین هماهنگی و سازگاری با دیدگاه‌‌ها، رفتارها و باورهای انسانهای دیگر به افزایش تواناییهای ما در کسب اعتماد از دیگران و تاثیر گذاشتن بر آنها منجر میشود.

این موارد در سطح پیشرفته، بسیار کاربردی هستند.  یعنی قبل از اینکه استرس و فرسودگی شغلی وجود ما را دربر گیرد، ما نوعی پیشگیری و پادتن برای آنها خواهیم داشت.

برای مدیریت استرس و جلوگیری از فرسودگی شغلی چه کارهایی میتوان کرد؟

مردم برای مقابله با استرس و فرسودگی شغلی‌شان، دست به کارهای بسیار مخربی میزنند. استفاده از مواد مخدر و زیاده‌روی در مصرف نوشیدنی‌های الکلی، بجای اینکه شرایط را بهتر کند، به بدتر شدن آن دامن میزند. نتیجه‌گیری ما در مورد مطالعات و تحقیقت بر روی سرپرستان ارشد بیمارستان مشخص کرد که مردم میتوانند با بکارگیری هوش عاطفی، با استرس و پیامدهای آن نظیر فرسودگی شغلی مقابله کنند. ممکن است شما هم بخواهید موارد زیر را در زندگی خود بکار بگیرید :

 منبع استرس خود نباشید

خیلی از ما استرس را خود تولید می کنیم. از واکنش‌های فیزیکی گرفته تا فکر کردن درمورد مسائل خاص یا زندگی در آینده که ممکن است فکر کردن به آنها استرس‌زا باشد. برای مثال انسانهایی که هدف بلندی دارند یا تمایل شدیدی به موضوعی دست نیافتنی و یا تمایلات کمال‌گرایی و ایده‌آل‌گرایی در آنها دیده می شود، در تولید استرس بیشتر مستعد هستند. طی تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که سرپرستان بیمارستان که خود را با شرایط وفق داده و دچار دگرگونی نشده‌اند، بهتر سطح استرس خود را کنترل و با آن مقابله کردند. یکی از آن سرپرستان گفت : متوجه شدم ، بیشتر استرس‌های موجود در من، طی سالهای طولانی از خودم نشأت گرفته‌اند. من در زندگی به خود سخت گرفتم و حالا میفهمم که همین سبک زندگی باعث ایجاد مشکل در من شده است. حالا به خودم گفتم که باید این فشار مداوم را تمام کرده و بیخیال باشم تا از زیر فشار خارج شوم.

محدودیتهای خود را بشناسید

دانستن نقاط قوت و ضعف شخصی‌تان، میتواند سرنخی به شما بدهد تا بدانید در کدام زمینه‌ها به کمک نیاز دارید. طی مطالعات گروه روانشناسی ما، کارکنان بیمارستان بیان کردند که همیشه تمایل دارند از سرپرستی و مدیریت کلینیکی ، به درجات بالاتر مدیریتی در زمینه‌ی پزشکی دست پیدا کنند و همیشه استرسِ ترقی را بهمراه دارند. این افراد به این نتیجه رسیدند که این تمایلات فردی و تقاضاهایشان، باعث کاهش توانایی‌‌های آنان شده و بنابراین سعی می کنند در این زمینه از افرادی که مورد اعتمادشان هستند مشاوره گرفته و مدام به ترقی و روش پیشرفت فکر کنن که نوعی حساسیت و وسواس کاری محسوب می شود.

وقتی حس میکنید که اضطراب و تنش‌های درونی شما رو به افزایش است، نفس عمیقی بکشید.

تمرین تمرکز حواس، در دور شدنِ عوامل استرس‌زای ناگهانی و همچنین مشکلات استرس‌زای طولانی‌مدت و قدیمی به ما کمک می کند. بعضی از افرادی که از آنها بعنوان نمونه‌های مطالعاتی استفاده می کردیم بیان کردند که در مواقع استرس‌زا، برای کاهش تنش و کاهش ضربان قلب، از تکنیکهای تمرکز حواس بهره می برند.

یکی از سرپرستانِ بیمارستان درمورد تجربیات خود به تیم روانپزشکی ما اعلام کرد:  «تمرین در تمرکز حواس به من این اجازه را میدهد تا راه‌حل‌های بیشتری پیدا کنم و با موضع‌گیری و جبهه‌گیری در برابر مشکل استرس‌زای خود، وقت را بیهوده تلف نکنم. »

اما افزایش خودآگاهی درمورد تنظیم تنفس و ضربان قلب ممکن است در وحله‌ی اول کار مشکلی باشد، ولی توجه داشته باشید که توجه و تمرکز عمیق در این موارد بهترین راه برای خودکنترلی است.

دیدگاه خود درباره‌ی موقعیت‌های خطرناک را دوباره ارزیابی کنید.

آیا مسئله خاصی را برای ارزشهای زندگیتان، خطر بحساب می آورید؟یا آیا حس می کنید خطرِ ایجاد شده مشکلی است که باید حل شود؟ تغییر دیدگاه نسبت به موقعیتی که فکر می کنید استرس‌زاست، و روش تغییر حالتِ استرس منفی به استرس منطقی ، یک راه مناسب است تا چشم و گوش شما باز شود و توانایی جدیدی پیدا کنید تا سطح استرس را کاهش دهید. یکی از سرپرستان بیمارستان تغییر در طرز فکرش را اینگونه بیان کرد:  « چیزی که قبلاً به چشم استرس آن را میدیدم اکنون به چشم نشانه‌ای خوب آنرا ارزیابی می کنم. انگیزه پیدا کردم تا درباره‌ی آن بیشتر فکر کنم تا در نهایت مشکل مربوطه حل شود.»

کاهش بحرانهای درونی، با توجه به رفتار انسانهای دیگر.

بحرانهای درونی هر فرد معمولاً به فرسودگی شغلی منجر می شوند. پس بهترین راه این است که در کوتاهترین زمان ممکن بحرانهای درونی خود را کاهش دهید. کنجکاو باشید ، سوال بپرسید و عمیق گوش کنید. روی رفتارهای فرد مقابلتان کاملاً تمرکز کرده و توجه کنید که قصد گفتن چه چیزی را دارد. با جستجو و کنکاش در دیدگاه‌های او، موقعیت بهتری را در کسب اعتماد و تأثیر گذاری بر او پیدا خواهید کرد. یکی از افرادی که بر روی او تحقیق می کردیم از همین روش برای درک بهتر استفاده می کرد. او گفت که چگونه خوب گوش دادن، تواناییهای وی را در زمینه‌ی ارتباط با همکاران و ثبات شخصی تقویت کرده است. او گفت: «اخیراً در موقعیت خاصی قرار گرفتم. روزی یک فیزیکدان به محل کارم هجوم آورد و گفت: یا این کار را برایم انجام میدهی یا بچه‌هایت کشته می شوند. بجای اینکه موضع دفاعی و پرخاشگرانه با این موضوع داشته باشم که خود باعث بدتر شدنِ اوضاع می شود، سعی کردم روی موضوع و درخواست فیزیکدان تمرکز کرده تا دیدگاه‌های او را بخوبی بفهمم. این اقدام من باعث شد که درگیری و نزاع فروکش کرده و زمینه برای گفتگویی کم‌استرس‌تر و سالم‌تر فراهم شود. »

با استفاده از توسعه‌ی توانایی هوش عاطفی، می توانید از بروز فرسودگی شغلی برای خود و دیگران جلوگیری کنید. ولی به یاد داشته باشید که ، بهبود هوش عاطفی به تلاش و زمان نیاز دارد. صبور باشید و با بخشندگی و مهربانی به راه خود ادامه دهید. آخرین مرحله‌ای که باید انجام دهید این است که هوش عاطفی را تقویت کرده تا با این روش، براحتی از بروز استرس جلوگیری نمایید.

 

منبع: HBR

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها