4 روش برای ایجاد اعتماد متقابل میان اعضای تیم و مدیریت آن

26 بهمن 1395 - 11:33
مدیریت - 4 روش برای ایجاد اعتماد متقابل میان اعضای تیم و مدیریت آن
4 روش برای ایجاد اعتماد متقابل میان اعضای تیم و مدیریت آن
امتیاز مطلب: 91%

مدیران در یک محیط کاری، نقش های زیادی را بازی می کنند و دائما درگیر مسئولیت های جدید می شوند. آنها باید طرز فکر عملکرد بهینه را در میان کارمندان خود ایجاد کنند، علاوه بر اینکه وظیفه ی خلق فرهنگ شرکتی را به عهده دارند که در آن، کار تیمی و در عین حال رقابتی، به منظور سلامتی بهتر محیط و بازده بالاتر، از اولویت های آنها به شمار می رود. مدیران همچنین پیگیری اهداف کسب و کار را نیز به عهده دارند و دائما فعال هستند؛ جریان پر قدرتی از کسب و کار، شرایط درونی و بیرونی آنها را مشغول کرده است. از همه مهم تر اینکه مدیران باید اعتماد همکاران خود را جلب کنند تا بتواند الهام بخش اعضای تیم باشد، آنها را متحد کرده و به همکاری تشویق کنند.

بهترین مدیران به درستی این موضوع را درک می کنند. آنها در برآورده کردن نیازهای تیم خود، فعالانه عمل می کنند. آنها از روش های خلاقانه استفاده می کنند تا در هر کدام از اعضای تیم به صورت منحصر به فرد، ایجاد انگیزه کنند. آنها در هر شرایطی از روحیه، گرایش و افکار سطوح تعاملی آگاه هستند. آنها می دانند که چطور باید سپر بلای تیم باشند. در شرایط سخت از خود استقامت نشان می دهند و فرصت های مختلف جدیدی را ایجاد می کنند.

اما در نهایت، اگر اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، هیچ کدام از این موارد اهمیتی ندارند. اعتماد یا عدم اعتماد کارمندان به مدیران، دقیقا همان چیزی است که تیم را می سازد و یا از بین می برد، روی عملکرد آنها تاثیر می گذارد و مسیر توسعه ی آنها در سازمان را به وجود می آورد. یک مدیر بد می تواند یک آینده ی شغلی را نابود کند. علاوه بر این، اگر یک مدیر در به دست آوردن اعتماد دیگران موفق نباشد، کارمندان نیز با عملکرد نامناسب و استعفا از کار این موضوع را نشان می دهند.

مدیران نمی توانند عدم توانایی خود در به دست آوردن اعتماد را پنهان کنند. شما به عنوان یک مدیر، در پروسه ی ایجاد اعتماد باید از این 4 مورد خودداری کنید؛ با یوکن همراه شوید:

1. عدم موفقیت در ایجاد مناسبت.

ایجاد رابطه و مناسبت اصلا کار آسانی نیست. برای این کار باید یک شنونده ی فوق العاده باشید، خوب بودن کفایت نمی کند. مدیرانی که شنونده های خوبی هستند و به نکات توجه می کنند، سریع تر به اصل قضیه پی می برند و فورا به نیازها و درخواست های شما رسیدگی کرده و به شما در مسیر موفقیت کمک می کنند. مدیران موثر همچنین از روابط برای برقراری تعامل با شخصیت های پیچیده تر و شرایط دشوارتر استفاده می کنند. گلن لاپیس، کارشناس فرصت از تجربیات خود می گوید: "در اوایل دوره ی حرفه ی شغلی ام، یک درس ارزشمند را فرا گرفتم: مردم دوست ندارند که یک رئیس جوان داشته باشند. زمانی که کارم را در Sunkist شروع کردم، جوان ترین عضو تیم مدیریت اجرایی بودم. در آن شرایط، به جای اینکه کارمندان بزرگتر از خودم را به عنوان افراد دشوار در نظر بگیرم، مسئولیتی برای خود تعیین کردم و در آن، قدرت را با آنها به اشتراک می گذاشتم تا بتوانم در دستیابی به موفقیت به آنها کمک کنم. زمانی که آنها پاداش های خود را دریافت کردند، کاملا مساله ی سن من را فراموش کردند. حتی اگر حسادتی هم وجود داشت، به فرصت تبدیل شد."

2. اجتناب از دیپلماسی.

این روزها باید بدانید که چطور با سیاست و اعتبار، حق را از آن خود بدانید. این بدان معناست که مدیران در تمامی شرایط باید به انجام دادن کار درست فکر کنند تا بتوانند فرصت های جدید را فراهم کرده و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند. مدیران موثر، تمرین قضاوت خوب را انجام می دهند و می دانند که چطور باید میدان مناسبی را انتخاب کنند. آنها برای پشتیبانی از تیم تلاش می کنند و به روش های ساخت توافق های اجتماعی باور دارند؛ آنها این کار را انجام می دهند تا یک هارمونی را به ویژه در شرایطی که هر کس خودش را محق می داند، ایجاد کنند. مدیران پر قدرت می دانند که ادراک یک واقعیت است، بنابراین، بازی های سیاسی را مطابق با آنها انجام می دهند تا از تیم خود محافظت کنند.

3. به میان گذاشتن اعتبار.

رهبران موثر اعتبار خود را به میان می گذارند. موثرترین مدیران همیشه پیگیری می کنند، به وعده های خود عمل می کنند، سابقه ی ثابت شده ای دارند و به این شهرت دارند که همیشه کارهای خود را به سرانجام می رسانند. بهترین مدیران، احترام را از طریق عملکرد به دست می آورند. آنها نه تنها نتایج کسب و کار را هدایت می کنند، بلکه به عنوان یک منتور و اسپانسر شناخته می شوند؛ آنها به دیگران آموزش می دهند که چطور تا این حد موفق باشند. مدیرانی که عملکرد فوق العاده ای دارند، خودشان مشغول کار می شوند و از اینکه آستین های خود را بالا بزنند، هراسی ندارند. آنها نیز همانند دیگران به کار مشغول می شوند و فعال باقی می مانند. مدیران پر قدرت نیز اعتبار خود را به میان می گذارند؛ آنها این کار را از طریق استقامت در رویکردهایشان، روش های چگونگی عملکردشان، چگونگی رسیدن به نتایج مطلوب، چگونگی شکل دادن به تیم و روابط داخل سازمان انجام می دهند. مهم تر از همه اینکه آنها برنامه های پنهانی ندارند.

4. درگیر شدن در کشمکش های تصمیم گیری.

مدیران کسانی هستند که مشکلات را به خوبی و با تاثیر مطلوب برطرف می کنند. مدیران موثر به دیگران قدرت می بخشند تا پیشنهادات و توصیه های مورد نظر خود را مطرح کنند. آنها استاد مدیریت کشمکش ها هستند و توانایی چشمگیری را در رسیدگی به مشکلات و درگیر کردن دیگران برای پیدا کردن یک راه حل فوری دارند. اینگونه از مدیران در بخش بندی کشمکش ها به قست های قابل مدیریت، از روش های علمی استفاده می کنند. آنها اینگونه از درگیری ها را به عنوان فرصت هایی برای ایجاد روابط جدید و لحظات یادگیری قدرتمند می شناسند تا اعضای تیم نیز بیاموزند که چطور باید چنین کشمکش هایی را مدیریت کنند.

این چهار روش به شما کمک می کند که مسیر خود را بسازید و فاز بعدی حرفه ی خود به عنوان یک رهبر را توسعه دهید. علاوه بر این به شما کمک می کند که استراتژی هایی را تعیین کنید که نوآوری ذهنی را تعریف می کند، این نوآوری ها به مهارت های افراد و توانایی آنها در ایجاد انگیزه به دیگران نیاز دارد.

 

منبع: Entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها