آموزه های دشواری که در دستیابی به موفقیت های بزرگ تر به شما کمک می کند

23 اسفند 1395 - 11:16
مدیریت شخصی - آموزه های دشواری که در دستیابی به موفقیت های بزرگ تر به شما کمک می کند
آموزه های دشواری که در دستیابی به موفقیت های بزرگ تر به شما کمک می کند
امتیاز مطلب: 91%

همه ی افراد در زندگی شکست می خورند؛ و این شکست می تواند یک تجربه ی سخت باشد. تنها چیزی که افراد موفق را از دیگران متمایز می کند، عکس العمل و رفتارهای آنها نسبت به هر شکست و عواقب بعد از آن است.

زمانی که با مانعی روبرو می شوید، باید تصمیم بگیرید که از آن به عنوان یک بهانه برای شکست استفاده می کنید و یا اینکه، از این مانع به عنوان ماجرای پیروزی خود یاد خواهید کرد. رابرت الن می گوید: "هیچ شکستی وجود ندارد. بلکه آنها بازخورد هستند."

زمانی که رفتار و گرایش مناسبی را به کار بگیرید، شکست به یکی از بهترین معلم ها تبدیل خواهد شد. شکست در روتین همیشگی شما اختلال ایجاد می کند و فرصتی را برای پیدا کردن راه حل های جدید در اختیار شما قرار می دهد؛ اما تمام اینها تا زمانی امکان پذیر هستند که نگرش درستی را اتخاذ کرده باشید.

آلبرت باندورا ی روانشناس، آزمایشی را طراحی کرد تا اهمیت نقش گرایش و نگرش درست در مواجهه با شکست ها را به نمایش بگذارد. در این آزمایش، از دو گروه شرکت کننده ی مجزا خواسته شد که یک کار مدیریتی مشابه را انجام دهند. به گروه اول گفته شده بود که هدف از این کار، اندازه گیری توانایی های مدیریتی آنهاست. این در حالیست که به گروه دوم گفته شده بود که مهارت های لازم برای انجام دادن این کار، قابل پیشرفت هستند و می توانند از این کار به عنوان فرصتی برای تمرین و تقویت مهارت ها استفاده کنند. وظیفه ای که در این آزمایش به افراد واگذار شده بود، تا اندازه ای دشوار بود که همه ی آنها به ناچار شکست خوردند. گروه اول، احساس شکست خوردگی داشتند؛ چرا که مهارت های مدیریتی خود را ناقص و ناکارآمد می دانستند و دفعات بعدی نیز که فرصت انجام دوباره ی کار در اختیار آنها قرار گرفت، پیشرفت کمی را نشان داده و یا اصلا پیشرفتی نکردند. اما گروه دوم، هر کدام از این شکست ها را به عنوان فرصتی برای یادگیری می دانستند و  در هر مرحله، به سطح بالاتری از انجام کار دست پیدا می کردند. علاوه بر این، افراد گروه دوم در مقایسه با گروه اول، بیشتر احساس اعتماد به نفس می کردند.

ما نیز همانند آزمایش باندورا می توانیم شکست هایمان را به عنوان بازتابی از توانایی ها یا فرصت هایی برای رشد بدانیم. هر زمان که شکست خوردید و احساس ترحم به خودتان در وجودتان ایجاد شد، تلاش کنید تا تمرکز خود را روی چیزی قرار دهید که توانایی کنترل آن را دارید: نگرش و گرایش.

پذیرفتن برخی از بهترین آموزه ها در زندگی، سخت تر است و انتخاب یک رویکرد و نگرش درست، از این هم دشوار تر خواهد بود. اینها درس هایی هستند که انعطاف پذیری و تمایل به یادگیری شما را به چالش می کشند. اگر در زمان و موقعیت مناسب آنها را قبول نکنیم، درس هایی که یاد می گیریم، به سخت ترین ها تبدیل خواهند شد. در ادامه با برخی از این آموزه ها آشنا می شوید؛ با یوکن همراه شوید:

1. اولین گام همیشه سخت ترین گام است.

زمانی که می خواهید به یکی از آرزوهای مهم خود دست پیدا کنید، اولین قدمی که در این راستا برمی دارید، دلهره آور و حتی ترسناک خواهد بود. زمانی که جرات می کنید اولین گام را بردارید، اضطراب و ترسی که وجودتان را فرا گرفته، به خاطر عملی که انجام شده، از بین می رود. افرادی که با تمام وجود وارد ماجرای جدید شده و اولین گام را برمی دارند، قوی تر نیستند؛ بلکه آنها دریافته اند که این کار به نتایج مطلوبی منتهی خواهد شد. آنها به خوبی می دانند که سختی های آغاز کار اجتناب ناپذیر است و به تعویق انداختن این کار، تنها اضطراب را طولانی تر می کند.

2. دستیابی به هر چیز خوبی به زمان نیاز دارد.

موفقیت قبل از هر چیز به زمان و تلاش نیاز دارد. آرتور گلدول نویسنده معتقد است که ماهر شدن در هر چیزی به 10.000 ساعت تمرکز خستگی ناپذیر نیاز دارد. بسیاری از افراد موفق نیز با این مساله موافق هستند. برای مثال، هنری فورد را در نظر بگیرید؛ قبل از راه اندازی و موفقیت کمپانی بزرگ فورد در سن 45 سالگی، دو تجارت اتومبیل او شکست خورده بود. هری برنستین نویسنده نیز تمام طول عمر خود را برای نویسندگی صرف کرد تا اینکه عنوان پر فروش ترین کتاب را در سن 96 سالگی به دست آورد. زمانی که بالاخره به موفقیت دست پیدا می کنید، متوجه می شوید که مسیر، در واقع بهترین قسمت آن بوده است.

3. همیشه مشغول بودن به معنای بازدهی بالا نیست.

به افرادی که در اطرافتان حضور دارند نگاه کنید. به نظر می رسد که تمامی آنها به شدت مشغولند، از جلسه ای به جلسه ی دیگر می روند و دائما در حال ارسال ایمیل هستند. با اینحال فکر می کنید که چه تعدادی از آنها حقیقتا بازده دارند و کار خود را در سطح بالایی به سرانجام می رسانند؟ موفقیت از حرکت و فعالیت حاصل نمی شود، بلکه لازمه ی آن تمرکز است؛ باید مطمئن شوید که زمان شما با بهره وری و بازده بالاتر صرف می شود. تمامی افراد در جهان، تنها 24 ساعت را در طول روز در اختیار دارند، پس هوشمندانه و عاقانه از آن استفاده کنید. مطمئن شوید که تلاش هایتان برای انجام وظایف تعریف شده و رسیدن به نتایج مورد نظر انجام می شود.

4. به یاد داشته باشید که کنترلی که در اختیار دارید، همیشه از میزانی که طلب می کنید کمتر است.

در اکثر مواقع، شرایط و موقعیت هایی که در زندگی ایجاد می شود، از کنترل ما خارج هستند؛ با اینحال می توانیم عکس العمل های خود را در مواجهه با آنها را کنترل کنیم. همین عکس العمل هاست که می تواند یک اشتباه را به یک تجربه ی یادگیری تبدیل کند. شما نمی توانید در تمامی نبردهای زندگی پیروز شوید، اما با نگرش درست می تواند پیروز جنگ باشید.

5. کیفیت شما تنها به اندازه ی کسانی است که در کنار شما حضور دارند.

باید تلاش کنید تا اطرافیان خود را از کسانی انتخاب کنید که الهام بخش شما هستند، کسانی که باعث می شوند که شما بهتر بودن را طلب کنید. احتمالا تا به حال نیز به همین شکل بوده است. اما درباره ی افرادی که شما را به عقب می کشند چه می توان گفت؟ چرا اجازه می دهید که این افراد بخشی از زندگی شما باشند؟ هرکسی که باعث می شود احساس بی ارزش بودن و اضطراب در وجود شما شکل بگیرد و یا انرژی و روحیه ی شما را از بین ببرد، در حقیقت وقت شما را به هدر می دهد و احتمالا شما را به فردی مشابه خودش تبدیل خواهد کرد. زندگی به قدری کوتاه است که ارزش همراهی با این افراد را ندارد؛ از این افراد فاصله بگیرید.

6. بزرگ ترین مشکلات شما، روحی و روانی هستند.       

تقریبا تمامی مشکلات به خاطر حرکت زمان رخ می دهند؛ به گذشته سر می زنیم و به خاطر کارهایی که انجام داده ایم، احساس پشیمانی می کنیم و یا اینکه به آینده سفر می کنیم و درباره ی اتفاقاتی که هنوز رخ نداده اند، نگران می شویم. سفر در زمان کار آسانی است؛ اما به یاد داشته باشید که با این کار، چشم انداز خود به چیزی که حقیقتا قدرت کنترل آن را دارید، از دست می دهید: زمان حال.

7. ارزش شخصی شما از درون شکل می گیرد.

زمانی که احساس لذت و رضایت از مقایسه ی خودتان با دیگران به وجود می آید، پس دیگر کنترل سرنوشت خود را در اختیار ندارید. اگر به خاطر کار خوبی که انجام داده اید، احساس رضایت می کنید، اجازه ندهید که دیگران این احساس را از شما بگیرند. تقریبا غیر ممکن است که نسبت به افکار دیگران، هیچ عکس العملی نشان ندهید؛ اما حداقل کاری که می توانید انجام دهید این است که خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. در این صورت، فرقی نمی کند که دیگران چطور فکر می کنند و یا چه حرف هایی می زنند، چرا که ارزش شخصی شما از درون نشات گرفته است. صرفنظر از چیزی که دیگران درباره ی شما فکر می کنند، می توان از یک چیز مطمئن بود: شما هیچوقت به اندازه ای که آنها می گویند، بد یا خوب نیستید.

8. تمامی افراد از شما حمایت نخواهند کرد.

در حقیت باید گفت که بیشتر افراد نمی توانند پشتیبان شما باشند. برخی با سیل افکار منفی، خشونت، عصبانیت یا حسادت خود به شما آسیب می رسانند، اما هیچ کدام از آنها مهم نیستند؛ همانطور که دکتر سوس می گوید: "افرادی که مهم هستند، اهمیت نمی دهند و کسانی که اهمیت می دهند، مهم نیستند." به طور قطع نمی توانیم حمایت تمامی افراد را دریافت کنیم و قطعا نمی توانیم تمام زمان و انرژی خود را برای به دست آوردن افرادی صرف کنیم که از ما حمایت نمی کنند. به عقاید افرادی که در کارهای شما نقشی ندارند، اهمیت ندهید؛ این کار باعث می شود که زمان و انرژی خود را برای افرادی صرف کنید که حقیقتا مهم هستند.

9. کامل یا بی نقص وجود ندارد.

در پروسه ی دستیابی به اهداف خود از کمال گرایی خودداری کنید، چرا که وجود ندارد. طبیعت انسان به گونه ایست که مرتکب اشتباهات مختلف می شود. زمانی که کمال گرایی را هدف قرار داده باشید، همیشه صدای عیب جویی ناشی از شکست را می شنوید که در نهایت باعث می شود که تسلیم شوید و یا اینکه تلاش های خود را کمتر کنید. این احتمال نیز وجود دارد که زمان خود را برای تاسف خوردن به خاطر کاری که با شکست مواجه شده و چیزهایی که می توانستید به گونه ی متفاوتی انجام دهید، هدر می دهید. در عوض تلاش کنید تا حرکت رو به جلوی خود را ادامه دهید، به خاطر دستاوردهای کوچکتان و دستیابی به اهداف آینده هیجان زده شوید.

10. ترس منبع اصلی پشیانی است.

زمانی که تمامی حرف ها زده شد و تمامی کارها انجام شد، به خاطر فرصت هایی که استفاده نکرده اید، بیشتر از زمانی که شکست خورده اید پشیمان خواهید شد. از ریسک کردن نترسید. اغلب می شنویم که مردم می گویند: "بدترین چیزی که می تواند اتفاق بیفتد چیست؟ آیا شما را می کشد؟" با اینحال، مرگ بدترین چیز نیست، بدترین چیز در حقیقت این است که اجازه دهید روحیه ی شما از درون بمیرد، در حالیکه هنوز زنده هستید.

نتیجه گیری نهایی

افراد موفق، هرگز از یادگیری دست بر نمی دارند. آنها از اشتباهات و پیروزی های خود درس می گیرند؛ آنها دائما خود را برای بهتر بودن تغییر می دهند.

 

منبع: Entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها