برای اینکه حس خوشحالی بیشتری را تجربه کنید، این 13 عادت مضر را کنار بگذارید

7 اسفند 1395 - 3:00
مدیریت شخصی - برای اینکه حس خوشحالی بیشتری را تجربه کنید، این 13 عادت مضر را کنار بگذارید
برای اینکه حس خوشحالی بیشتری را تجربه کنید، این 13 عادت مضر را کنار بگذارید
امتیاز مطلب: 94%

بر هیچکس پوشیده نیست که همه ی انسان ها به دنبال خوشبختی هستند. نا گفته نماند که "تعقیب خوشبختی" در بیان اسقلال نهفته است. حال که خوشبختی یک حس زودگذر است؛ چطور می توانیم به خوشبختی دست پیدا کرده و آن را زنده نگه داریم؟

روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا به نتایج شگفت انگیزی درباره ی خوشبختی و نحوه ی متحول کردن زندگی توسط آن دست پیدا کرده اند. دکتر سونجا لیبومیرسکی، استاد روانشناسی در دانشگاه ریورساید است که در میان سایر همکاران خود با عنوان "ملکه ی خوشبختی" شناخته می شود. او در زمانی که یک دانشجوی فارغ التحصیل بود به مطالعه ی خوشبختی پرداخته و از آن زمان تا به حال، روند کار خود را متوقف نکرده است؛ او زمینه ی شغلی خود را وقف این موضوع کرده است.

یکی از مهم ترین یافته ها این است که همه ی ما یک میزان مشخصی از خوشبختی را احساس می کنیم. زمانیکه مسائل مثبت و یا منفی مثل خرید یک خانه ی بزرگ تر یا از دست دادن شغل، اتفاق می افتند، میزان خوشبختی به صورت موقتی، افزایش یا کاهش می یابد، اما در نهایت به همان میزان مشخص بر می گردد.

نقطه ی عطف مطالعات دگتر لیبومیرسکی این است که شما می توانید خودتان را به صورت دائمی، خوشحال تر کنید. دکتر سونجا لیبومیرسکی و همکاران او دریافته اند که میزان مشخص خوشبختی ژنتیکی، تنها 50 درصد از این احساس را ایجاد می کند، شرایط زندگی نیز روی 10 درصد از این احساس تاثیر می گذارند و در نهایت، 40 درصد باقیمانده کاملا به خود ما بستگی دارد. بخش زیادی از خوشبختی که به عهده ی شما قرار گرفته، از عادت های رفتاری، نگرش و چشم انداز به زندگی تاثیر می پذرید.

ارسطو می گوید: "خوشبختی به خود ما بستگی دارد."

حتی اگر به چیزهای بزرگی دست پیدا کرده باشید، احساس آن پایدار نخواهد بود و نمی تواند به تنهایی شما را برای همیشه خوشحال کند؛ شما باید تلاش کنید تا خوشبختی خود را ایجاد کرده و آن را حفظ کنید.

میزان خوشبختی یا فقدان آن در عادت های شما ریشه دارد. به کار گیری دائمی برخی عادت ها، به ویژه عادت هایی که به موارد ناملموس مثل نحوه ی نگاه کردن به جهان، کار دشواری است؛ اما ترک عادت هایی که شما را ناراحت می کنند، آسان تر است. عادت های رفتاری مضر بیشماری وجود دارند که موجب ناراحتی شما در کوتاه یا دراز مدت می شوند. حذف این عادت ها می تواند میزان مشخص خوشبختی شما را افزایش دهد. برای آشنایی بیشتر با یوکن همراه شوید:

1. ایمنی در برابر ترس ها و هیبت های شگفت انگیز

هر روزه اتفاقات شگفت انگیزی در محیط اطراف شما رخ می دهد، تنها کافیست که بدانید باید به کجا نگاه کنید. برای مثال، تکنولوژی ما را با بسیاری از مسائل آشنا کرده و جهان را به مکان کوچکتری تبدیل کرده است. با اینحال، مسائلی نیز وجود دارند که درباره ی آنها حرفی زده نمی شود: هرچقدر که بیشتر در معرض چیزهای مختلف قرار گرفته و با آنها آشنا شویم، مسائل بزرگ و با هیبت آن نیز بیشتر خواهد شد. این مساله اصلا خوشایند نیست، چرا که تعداد مسائلی که به اندازه ی یک ترس یا هیبت واقعی، شگفت انگیز هستند، اندک است. چیزهای شگفت انگیز واقعی، متواضع هستند. این موارد به ما یادآوری می کنند ما در مرکز جهان هستی قرار نداریم. مسائل با هیبت همچنین الهام بخش و پر از شگفتی هستند. با این اوصاف، زمانی که با همه چیز آشنا شده باشیم و هیچ چیز برایمان شگفت انگیز نباشد، خوشحال تر شدن کار مشکلی خواهد بود.

2. کناره گیری کردن از دیگران

کناره گیری کردن از روابط اجتماعی، یکی از عکس العمل های رایج در مقابل احساس ناراحتی و عدم خوشبختی است؛ با اینحال، مطالعات زیادی تا به حال نشان داده اند که این کار، یکی از بدترین رویکردهایی که در این زمان ها به کار گرفته می شود. این کار یک اشتباه بزرگ به شمار می رود. برقراری روابط اجتماعی، حتی اگر از آنها لذت نمی برید هم تاثیر شگفت انگیزی را بر روحیه ی شما خواهد داشت. همه ی ما روزهایی را تجربه کرده ایم که ترجیح می دادیم که در تختخواب بمانیم و با هیچ کس حرف نزنیم؛ اما زمیانکه این حالت به تمایل و گرایش کلی شما تبدیل شود، به مرگ روحیه ی شما منجر خواهد شد. زمان هایی که عدم خوشبختی باعث می شود که از روابط اجتماعی فاصله بگیرید را شناسایی کنید؛ در این زمان ها باید خودتان را مجبور کنید که از اتاق خارج شده و با آنها ارتباط برقرار کنید. به سرعت متوجه می شوید که چه تفاوتی در روحیه ی شما ایجاد شده است.

3. مقصر قرار دادن دیگران

برای افزایش حس خوشبختی، باید کنترل زندگی خود را به عهده داشته باشیم؛ به همین دلیل است که مقصر دانستن دیگران، در تضاد کامل با خوشبختی است. زمانی که دیگرن را به خاطر شرایط بد زندگی مقصر می دانید، یعنی به این نتیجه رسیده اید که هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارید؛ این امر تاثیر منفی را بر روحیه ی شما خواهد داشت.

4. کنترل کردن

زمانی که کنترل زندگیتان را در اختیار ندارید، حفظ حس خوشبختی دشوار می شود. اما به خاطر داشته باشید که با افراط کردن، مسیر را به جهت عدم خوشبختی هدایت کرده و این کار را از طریق کنترل کردن بیش از حد انجام می دهید. این مساله به ویژه در ارتباط با افرادی که پیرامون شما هستند، شکل می گیرد. تنها فردی که در زندگی می توانید کنترل کنید، خود شما هستید. زمانی که احساس غر زدن و دیکته کردن رفتارهای مختلف به دیگران بر شما غلبه کند، در نهایت به مسائل ناخوشایندی منجر شده که شما را ناراحت می کند. حتی اگر می توانید افرادی را در کوتاه مدت کنترل کنید، به اهرم هایی مثل ترس یا زور نیاز دارید؛ به یاد داشته باشید که این نحوه ی برخورد با دیگران، پایدار نبوده و احساس خوبی را در شما ایجاد نمی کند.

5. انتقاد کردن

قضاوت کردن دیگران و نفی مکرر آنها، مثل این است که یک دسر کهنه را میل کنید؛ زمانی که این کار را انجام می دهید، احساس خوبی خواهید داشت، اما بعد از آن احساس گناه و بیماری می کنید. افراد اجتماع ستیز، لذت واقعی را در پست فطرتی پیدا می کنند. اما درباره ی بیشتر افراد، انتقاد کردن از دیگران یک عات بد است که با هدف ایجاد حس بهتر در خود انجام می شود. متاسافنه باید بگوییم که اینطور نیست و احساسی بهتری را به وجود نمی آورد؛ بلکه تنها چرخه ای از مسائل منفی را ایجاد می کند.

6. غر زدن

غر زدن نیز همانند نگرشی که آن را به وجود می آورد، دردسر ساز است. غر زدن یک رفتار خود تقویتی است که این کار را از طریق بد حرف زدن یا فکر کردن درباره ی چیزهای مختلف ایجاد می کند. شما با غر زدن، عقاید منفی خود را تایید می کنید. حرف زدن درباره ی چیزهایی که شما را ناراحت می کنند، احساس خوبی را ایجاد می کند؛ با اینحال یک مرز باریک میان غر زدن درمانی و افزایش ناراحتی وجود دارد. غر زدن علاوه بر اینکه می تواند شما را ناراحت کند، باعث می شود که دیگران نیز از شما فاصله بگیرند.

7. تحت تاثیر قرار دادن

مردم جذب لباس ها، ماشین یا شغل رویایی شما می شوند، اما این بدان معنا نیست که از شما نیز خوششان می آید. تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران، منبع ناراحتی و عدم خوشبختی است؛ چرا که به منبع ایجاد کننده ی حس خوشبختی در درون شما دسترسی ندارد. افرادی را پیدا کنید که به خاطر شما و همان فردی که حقیقتا هستید، شما را دوست داشته باشند. تمام چیزهایی که دارید و یا کارهایی که انجام می دهید تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهید، شما را خوشحال تر نمی کند. تا به حال مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد دارایی های مادی، شما را خوشبخت نمی کند. دنبال و تعقیب کردن اینگونه از دارایی ها نیز شما را به سمت ناراحتی سوق می دهد؛ چرا که بعد از دستیابی به آنها، احساس نارضایتی و ناامیدی را تجربه می کنید، علاوه بر این، متوجه می شوید که در مسیر دستیابی به آنها، چیزهای با ارزشی را از دست داده اید که حقیقتا می توانستند شما را خوشحال کنند؛ شاید در این مسیر، دوستان واقعی، خانواده و مراقبت از خودتان را قربانی کنید.

8. منفی بافی

زندگی همیشه در مسیری که شما می خواهید حرکت نمی کند. به یاد داشته باشید که شما نیز همانند تمامی انسان های این کره ی خاکی، از 24 ساعت در شابنه روز بهره مند هستید. افراد خوشبخت از لحظه لحظه ی زندگی خود استفاده می کنند، به جای اینکه زمان خود را برای افسوس خوردن برای چیزهایی که اتفاق نیفتاده، هدر بدهند. آنها به خاطر تمام چیزهایی که دارند، قدردان هستند، سپس بهترین راه حل ممکن برای مشکلاتشان را پیدا کرده، آن را اجرا می کنند و سپس به زندگی خود ادامه می دهند. هیچ چیز به اندازه ی منفی بافی و نگرش منفی نمی تواند حس ناراحتی و عدم خوشبختی را تقویت کند. مشکل اساسی نگرش منفی، علاوه بر اینکه تاثیرات زیان باری را بر روحیه دارد، این است که به یک پیش بینی امکان پذیر تبدیل می شود. اگر انتظار داشته باشید که چیزهای بد اتفاق می افتند، احتمال اینکه به آنها دست پیدا کنید نیز بیشتر می شود. کنار گذاشتن افکار منفی دشوار است، تا زمانی که غیر منطقی بودن آنها را درک کنید. خودتان را مجبور کنید که به حقایق نگاه کنید، به زودی متوجه می شوید که تا اندازه ای که فکر می کردید، بد و ناراحت کننده نیستند.

9. معاشرت با افراد منفی باف

افراد منفی باف و کسانی که دائما غر می زنند، در مشکلاتشان سرگردان هستند و نمی توانند روی پیدا کردن راه حل ها متمرکز شوند. آنها می خواهند که دیگران را نیز به چرخه ی ناامیدهای خود وارد کنند تا شاید کمی نسبت به خودشان احساس بهتری داشته باشند. مردم اغلب در زمانی که در حال گفتگو با اینگونه از افراد هستند، فشار زیادی را متحمل می شوند؛ چرا که نمی خواهند به اندازه ی آنها بی انصاف یا گستاخ باشند. شما باید مراقب باشید تا از مرز میان یک گوش شنونده بودن و درگیر شدن در چرخه ی احساسات منفی عبور نکنید. شما می توانید با تعیین محدودیت ها و فاصله گرفتن از اینگونه افراد، از خودتان مراقبت کنید. از این زاویه به آن نگاه کنید: اگر فردی در نزدیکی شما به سیگار کشیدن مشغول باشد، آیا در تمام طول روز کنار او می نشینید و از هوای سمی او تنفس می کنید؟ خیر؛ شما از آنها فاصله گرفته و ما پیشنهاد می کنیم که همین رویکرد را با افراد منفی باف نیز اعمال کنید. یکی از بهترین روش ها برای تعیین محدودیت این است که از آنها بپرسید چگونه می خواهند مشکلاتشان را برطرف کنند. دو حالت دارد، آنها ساکت می شوند و به ارائه ی راه حل فکر می کنند و یا اینکه مکالمه ی شما در جهت موثرتری ادامه خواهد داشت.

شما باید با افرادی معاشرت کنید که الهام بخش شما هستند، کسانی که می خواهند شما را بهتر کنند. اما درباره ی افرادی که شما را با خودشان به پایین می کشند چه می توان گفت؟ چرا اجازه می دهید که آنها بخشی از زندگی شما باشند؟ هر کسی که باعث می شود احساس بی ارزشی داشته باشید و یا اینکه احساساتی مثل اضطراب یا عدم انگیزش را در شما ایجاد می کنند، تنها به اتلاف وقت منجر شده و در نهایت این احتمال وجود دارد که شما را به فردی مشابه خودشان تبدیل کنند. با این افراد قطع رابطه کنید.

10. مقایسه ی زندگی خود با افرادی که ظاهر زندگیشان را در شبکه های اجتماعی به تصویر می کشند

موسسه ی تحقیقاتی خوشبختی، آزمایش فیس بوک را طراحی کرده تا تاثیر عادت های مربوط به شبکه های اجتماعی را بر میزان خوشبختی مورد بررسی قرار دهد. نیمی از شرکت کننده ها در این آزمایش، طبق روال عادی و همیشگی خود به استفاده از فیس بوک پرداختند، این در حالیست که دیگران، یک هفته را بدون فیس بوک سپری کردند. نتایج به دست آمده شگفت انگیز بود. بعد از پایان یک هفته، افرادی که از فیس بوک دور بودند، احساس رضایت بیشتری را نسبت به زندگی شخصی داشته و سطح تنهایی و ناراحتی آنها کاهش یافته بود. این تحقیقات همچنین نشان داد افرادی که همچنان به فعالیت خود در فیس بوک ادامه دادند، میزان استرس 55 درصدی را تجربه کردند.

یک نکته ی مهم را درباره ی فیس بوک و شبکه های اجتماعی به خاطر داشته باشید؛ آنها با حقیقت فاصله دارند. شبکه های اجتماعی، ظاهر مرتب و رنگارنگی از زندگی مردم را نشان می دهند. منظور این نیست که از شبکه های اجتماعی فاصله بگیرید، بلکه پیشنهاد می کنیم که تمام آن را حقیقی و واقعی ندانید.

11. غفلت در تعیین اهداف

هدف داشتن به شما امید داده و به شما کمک می کند که آینده ی بهتری را به عنوان چشم انداز خود قرار دهید. حرکت به سمت دستیابی به اهداف باعث می شود که احساس بهتری نسبت به خودتان و توانایی هایتان داشته باشید. مهم تر این است که اهداف چالش برانگیز، مخصوص، قابل اندازه گیری و برگرفته از ارزش های شخصی تان را تعیین کنید. اگر در زندگی هدفی نداشته باشید، به جای پیشرفت و یادگیری چیزهای جدید، تنها به این فکر می کنید که چرا هیچ چیز تغییر نمی کند.

12. تسلیم شدن در برابر ترس

ترس چیزی بیشتر از احساسات سرگردان نیست که توسط تصورات شما تغذیه می شود. خطر امری واقعی است؛ یک عجله ی ناراحت کننده از آدرنالین است که برای مثال زمانی که در یک قدمی تصادف با اتوبوس هستید، آن را تجربه می کنید. اما ترس یک انتخاب است، افراد خوشحال بهتر از دیگران این موضوع را درک می کنند؛ بنابراین از بروز آن جلوگیری می کنند. آنها به احساسات سرخوشی نشات گرفته از سرکوب ترس، معتاد شده اند.

زمانی که تمامی حرف ها زده شد و همه ی کارها انجام شد، به خاطر شانس های از دست رفته، بیشتر از احساس شکست ناراحت و پشیمان می شوید. از خطر کردن نترسید. اغلب می شنویم که مردم می گویند: "بدترین چیزی که برایتان رخ می دهد چیست؟ شما را به کشتن می دهد؟" اما بدترین چیز، مرگ نیست؛ بلکه این است که اجازه دهید که رویاها از درون بمیرند، درحالیکه هنوز زنده اید.

13. ترک حال حاضر

گذشته و آینده نیز همانند ترس، محصول ذهن شما هستند. هرچقدر که درباره ی گذشته احساس پشیمانی داشته باشید، نمی توانید آن را تغییر دهید و هیچ میزانی از اضطراب نیز آینده را تغییر نمی دهد. افراد خوشحال به خوبی از این موضوع مطلع هستند؛ بنابراین روی زمان حال متمرکز می شوند. اگر دائما روی زمان های دیگر تمرکز کنید، نمی توانید به پتانسیل واقعی خود دست پیدا کرده و حقایق لحظه ی حال را درک کنید. برای اینکه در لحظه زندگی کنید، باید دو کار را انجام دهید:

  1. گذشته ی خود را قبول کنید. اگر با گذشته ی خود صلح نکنید، هرگز شما را ترک نمی کند و آینده ی شما را می سازد. افراد خوشحال می دانند که تنها دلیل خوب برای نگاه کردن به گذشته، مرور مسیرهایی است که طی کرده اند.
  2. عدم قطعیت آینده را قبول کنید و انتظارات غیر معقول نداشته باشید. نگران بودن هیچ فایده ای ندارد. همانطور که مارک تواین می گوید: "نگران بودن مثل این است که قرضی را پرداخت کنید، در حالیکه حقیقتا بدهکار نیستید."

 

نتیجه گیری نهایی

ما نمی توانیم ژن خودمان را کنترل کنیم، توانایی کنترل تمامی شرایط پیرامون را نداریم؛ اما می توانیم از عادت هایی که به جز دردسر چیزی برایمان ندارند، رها شویم.

 

منبع: Entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها