7 گام برای دستیابی به تمامی اهداف در زندگی

7 اسفند 1395 - 3:21
مدیریت شخصی - 7 گام برای دستیابی به تمامی اهداف در زندگی
7 گام برای دستیابی به تمامی اهداف در زندگی
امتیاز مطلب: 76%

همه ی ما اهدافی را برای خودمان در نظر گرفته ایم و می خواهیم در مراحل مختلفی از زندگی، به چیزی دست پیدا کنیم، کوچک یا بزرگ بودن آن برایمان فرقی نمی کند. ما رویاها و امیدهایی را درباره ی آینده در ذهن می پرورانیم و میل درونی از ما می خواهد که برای دستیابی به هر چیزی تلاش کنیم. این مساله به بافت اصلی جامعه ی ما گره خورده و در شخصیت اصلی ما ریشه دارد.

در حقیقت بخشی از چیزی است که ما را به عنوان یک فرهنگ در فردی که ما را می سازد، تشکیل می شود. گونه ی ما انسان ها، چیزهایی بیشتر از بقا را به دست آورده است؛ ما در حقیقت پیروز شده ایم و به لطف ابتکارات خلاقانه ای که غیر ممکن ها را برایمان ممکن کرده و به آنها زندگی بخشیده، به نتایج مطلوبی رسیده ایم. ما نه تنها به ماه دست پیدا کرده ایم، بلکه شانس رسیدن به ستاره ها را نیز در اختیار داریم.

البته که ما به عنوان نوع بشر به اهداف شگفت انگیزی در زندگی دست پیدا کرده ایم، کارهایی را در سرتاسر زمین انجام داده ایم که حتی زمانی در ذهن هیچ انسانی تصور نمی شده است و یا حتی موضوعی برای مباحث علمی تخیلی نیز به شمار نمی رفت. حال که به نظر می رسد جامعه ی انسانی با سرعت نجومی رو به جلو حرکت کرده و به اهداف عجیب و غریبی دست پیدا می کند، باز هم به نظر می رسد که افراد به صورت مجزا نمی توانند حقیقت ماجرا را درک کرده به اهداف شخصی شان دست پیدا کنند.

دستیابی به اهداف در زندگی کار آسانی نیست، تقریبا تمامی افراد به طور قطع از این موضوع مطلع هستند. اما اگر آن را در کنار عطش سیری ناپذیر برای ارضا فوری و تمایل برای لذت بی انتهای دستیابی به چیزهایی که از داشته های فعلی مان بهتر است، قرار دهیم، تعجبی ندارد که در زمان تلاش برای رسیدن به چیزهای بزرگ، خسته و ناامید می شویم. زمانی که شکست چهره ی زننده ی خود را نشان می دهد و ما از احساس تحقیر و تمسخر ناشی از آن رنج می بریم، دستیابی به اهداف در زندگی را دشوارتر از همیشه تصور می کنیم.

با تمام این اوصاف، یک راه ساده تر نیز وجود دارد. یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که افراد با آن روبرو هستند این است که نمی توانند اهداف خود را به درستی تعیین کنند و به محض اینکه آنها را مشخص می کنند، از روش های اشتباهی برای دستیابی به آن تلاش می کنند. بهترین راه برای دستیابی به هر هدفی در زندگی این است که علاوه بر تعیین درست آن، فعالیت ها و روش های دقیقی را برای آن برنامه ریزی کنید و به یاد داشته باشید که باید به مرور زمان، رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کنید.

سندروم سال نو

بیشتر افراد، اهداف خود را در یک روز از سال مشخص می کنند و آن هم اولین روز از سال جدید است. این روز را بهترین زمان برای شروعی دوباره می دانند؛ اما افرادی که اهداف خود را در این روز مشخص می کنند، به طور معمول تمامی جوانب آن را در نظر نمی گیرند. در حقیقت، بنا بر مطالعاتی که در دانشگاه اسکرانتون انجام شده، تنها 8 درصد از اهدافی که در این روز تعیین می شود، به واقعیت تبدیل خواهد شد.

این نشان می دهد که افراد در 92 درصد از مواقع، شکست می خورند که اگر با دقت بیشتری به این موضوع فکر کنید، متوجه می شوید که با آمار تکان دهنده ای روبرو هستیم. این بدان معناست که افرادی که اولین روز از سال جدید را برای تعیین اهداف انتخاب می کنند، در واقع روش درستی را برای مشخص کردن آنها انتخاب نکرده اند. نباید انتظار داشته باشید که با تعیین اشتباه اهداف، به آنها دست پیدا کنید. این مساله برای تمامی روش های تعیین اهداف به سمت موفقیت نیز صدق می کند.

اما دلیل آن چیست؟ به این دلیل که تعیین اهداف در اولین روز سال و یا هر روز دیگر، نباید به صورت خودسرانه و تنها در ذهن ایجاد شود. اهداف در حالت انتزاعی و غیر عملی دوام نمی آورند. باید تعریف دقیق و مادی از آنها داشته باشید و جزئی ترین ویژگی های آن را نیز در نظر بگیرید. باید برای آنها برنامه ریزی کنید و از روش درستی برای رسیدن به آن تلاش کنید.

به همین دلیل است که بیش از 34 درصد از افراد، بعد از یک ماه که از آغاز سال نو می گذرد، اهداف خود را فراموش می کنند. 54 درصد دیگر نیز بعد از 6  ماه از مسیر خارج شده و در نهایت تسلیم می شوند. این آمارها بر وفق مراد ما نیستند؛ چرا که اهداف را به درستی مشخص نکرده ایم. زمانی که از یک برنامه ی ثابت شده و قابل اجرا که به درستی تعیین شده استفاده می کنید، این احتمال وجود دارد که تا مرحله ی نهایی آن را نیز طی کرده و به هدف اصلی دست پیدا کنید.

7 گام برای رسیدن به تمامی اهداف در زندگی

بدون شک، دستیابی به هر هدفی در زندگی به نظم و انظباط شخصی ریزبینانه نیاز دارد. این روند به آگاهی کامل از روش ها و توانایی غلبه بر برخی از عادت های بدی نیاز دارد که دستیابی به اهداف را دشوار و یا حتی غیر ممکن می کند. اعمال نظم و انظباط شخصی در زندگی نیز کار آسانی نیست. این کار به دقت استوار روی فعالیت ها و هدایت بی امان تمایل برای رسیدن به چیزهای بزرگ نیاز دارد.

با اینحال، در مراحلی که از این نیز فراتر است، سیستم ثابت شده ای برای دستیابی به هر هدفی وجود دارد. این سیستم از 7 گام مختلف تشکیل شده که با نام تعیین اهداف SMARTER شناخته می شود. اهداف SMARTER که مخفف چندین عبارت است، به شما کمک می کند که تقریبا به تمامی چیزهایی که قلبا طالب آنها هستید، دست پیدا کنید. علاوه بر این، به شما کمک می کند که پروسه ی فعالیت های خود را به گام های مجزا تقسیم کرده و هر روز، بخشی از آن را انجام دهید و در نهایت، مسیر درستی را برای تحقق رویاهایتان طی کنید. در ادامه با یوکن همراه شوید:

1. (S) به صورت ویژه و خاص (Specific) به تعیین اهداف بپردازید.

اولین گام در روش SMARTER این است که به صورت کاملا ویژه و مشخص شده، چیزی که می خواهید به آن دست پیدا کنید را تعیین کنید. باید مطمئن شوید که این هدف قابل اندازه گیری و قابل پیگیری است؛ علاوه بر این باید جزئیات این اهداف را نیز به صورت کاملا شفاف مشخص کنید. برای مثال نمی توانید بگویید که می خواهم پولدار شوم، این روش به این صورت کارساز نخواهد بود.

اگر اهداف مالی را در نظر دارید، باید میزان مشخص آن را تعیین کنید. برای مثال، می خواهید که تا 24 ماه آینده به ارزش یک میلیون دلاری در شبکه دست پیدا کنید و برنامه ریزی می کنید که تا 12 ماه آینده، هر ماه، مبلغ 20000 دلارا به دست آورید و این کار را از طریق خدمات کسب و کار یا هر چیز مشابه دیگر انجام خواهید داد. به یاد داشته باشید که مرحله به مرحله ی آن را به صورت جزئی مشخص کنید.

زمانی که اهداف را به این شکل مشخص می کنید، در واقع به آنها جان می بخشید؛ هدف را از حالت انتزاعی و غیر واقعی خارج کرده و آن را حقیقی می کنید. بدین منظور باید آن را روی کاغذ پیاده کنید؛ اهداف باید از ذهن شما خارج شده و روی یک کاغذ یا نمایشگر پیاده شوند. می خواهید به چه چیزی دست پیدا کنید؟ زمانی که هدفتان را محقق کرده اید، زندگیتان چه شرایطی خواهد داشت؟ دوستان شما چه کسانی خواهند بود؟ در طول روز چه کارهایی را انجام خواهید داد؟ چه عادت هایی را در خود پرورش داده اید؟ در چه ساعتی از خواب بیدار می شوید؟

باید تعریف دقیق و جزئی را از اهداف و شرایط زندگی خود داشته باشید. اگر می خواهید که تا 12 ماه آینده، 22 کیلو از وزن خود را کاهش دهید، باید رفتارهای هر روزه ی خود تا آن زمان را مشخص کنید. سایز کمرتان چقدر خواهد بود؟ چه مدل لباس هایی را به تن می کنید؟ در چه ساعتی بیدار شده و برای رفتن به محل کار حاضر می شوید؟ چه نوع غذاهایی را میل می کنید و یا از خوردن آنها اجتناب می کنید؟ هرچقدر که جزئیات بیشتری را در نظر بگیرید، بهتر خواهد بود.

2. (M) مطمئن شوید که اهداف معنی دار (Meaningful) و با ارزشی را تعیین می کنید.

تنها جزئی بودن اهداف کافی نیست. گام دوم برای رسیدن به هر هدفی در زندگی این است که از پر محتوا بودن آن مطمئن شوید. همه ی ما برای اهداف عمیق تری که به ارزش های درونیمان مربوط می شود، بیشتر تلاش می کنیم. با این اوصاف اگر می خواهید که صرفا به خاطر ارزش مادی و عناوینی که در بر دارد، به ارزش میلیون دلاری دست پیدا کنید، پس شانس موفقیت را از دست خواهید داد.

اما اگر اهداف مالی را در نظر گرفته اید که معنای عمیق تری را برای شما به همراه دارد و ارزش های درونی ناشی از آن را مد نظر قرار داده اید، شانس شما برای دستیابی به آن بیشتر خواهد شد. نمی توان گفت که چیزهایی را می خواهید چون آنها را می خواهید و هیچ دلیلی برای آن ندارید. نمی توان گفت که می خواهید وزن خود را کاهش دهید و اینکه به ثروت زیادی دست پیدا کنید؛ چون همیشه این موارد را می خواستید؛ شما باید دلیل آن خواسته را مشخص کنید. چرا چنین چیزهایی را می خواهید؟

تلاش ما برای چیزهایی که معنا و ارزش عمیق تری دارد، بیشتر خواهد بود. زمانی که این معنا و ارزش را مواردی همچون خانواده، آزادی، امنیت، کشور و عشق در بر می گیرد، راهی را پیدا می کنیم که تا مرحله ی نهایی را نیز طی کنیم. در این صورت، در صورت برخورد با چند مانع نیز به راحتی تسلیم نشده و کار را واگذار نمی کنیم.

زمانی را برای خود اختصاص داده و معنای درونی هدفی که برای خود تعیین کرده اید را مشخص کنید. عمیق تر نگاه کنید. این هدف باید معنای عمیق تری را در بر داشته باشد. باید چیزی را پیدا کنید که ارزش قربانی شدن را داشته باشد. این موارد را روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید. این یکی از مهم ترین گام های این پروسه به شمار می رود.

3. (A) اهدافی را در نظر بگیرید که قابل دستیابی (Achievable) باشند.

اهداف عالی و بلند مرتبه ی دراز مدت ارزشمند هستند. ده سال بعد می توانیم به هر چیزی دست پیدا کنیم، در حالیکه در طول این مدت نیز به سختی تلاش کرده ایم. اما زمانی که حرف از اهداف یک، دو یا سه سال آینده به میان می آید، از منطقی و قابل دستیابی بودن آن اطمینان حاصل کنید. برای مثال اگر در حال حاضر بدهی زیادی را به گردن دارید، دستیابی به ارزش میلیارد دلاری تا 12 ماه آینده را در نظر نگیرید.

زمانی که اهداف قابل دستیابی را انتخاب می کنید، نه تنها احتمال دستیابی به آن بیشتر می شود، بلکه می توانید در طول این پروسه به نیرو محرکه هایی دست پیدا کنید که در دراز مدت به آنها نیاز دارید. رسیدن به هدفی که دور از دسترس است، بسیار هیجان انگیز خواهد بود، حال فرقی نمی کند که چه هدفی را تعیین کرده اید. به محض اینکه به آن نقطه برسید، تعصب، غیرت و شور و شوق ناشی از آن شما به شما انرژی می دهد.

اهداف بزرگی را انتخاب کنید، اما فراموش نکنید که باید امکان پذیر باشند. اهداف کوتاه مدت 12 ماهه ای را برای خود تعیین کنید که به عنوان نقاط عطف یا نیرو محرکه هایی باشند که در دراز مدت و برای دستیابی به اهداف بزرگ تر به آن نیاز دارید. سپس مطمئن شوید که برنامه ی جزئی را برای رسیدن به آن طراحی کنید.

4. (R) اهداف باید مرتبط (Relevant) باشند.

اهدافی که برای زندگی و آینده ی خود انتخاب کرده اید، تا چه اندازه مناسب و مربوط هستند؟ آیا این اهداف با فردی که حقیقتا هستید، همخوانی دارند؟ آیا آنها با ارزش اصلی و عقاید شما سازگار هستند؟ یا اینکه برخلاف تمامی باورهای شما هستند؟ اگر اهدافی را انتخاب کنیم که با ماهیت درونی ما تفاوت دارند، دستیابی به آنها دشوار تر خواهد بود.

حال چطور می توان اهداف مرتبط را تعیین کرد؟ یکی از روش ها این است که تمامی چیزهایی که برای آن ارزش قائل شده و به آن باور دارید را یادداشت کنید. برای مثال، اگر برای صداقت ارزش قائل هستید و فکر می کنید که تمامی پولدارها از روش های منحرف و کثیف به ثروت خود دست یافته اند، پس دستیابی به اهداف مالی برایتان دشوار خواهد بود.

برخی از مواردی که به آن باور داریم، محصول چیزهایی هستند که در طول سال های عمر و رشد، آنها را شنیده ایم. چیزهایی مثل "پول علف خرس نیست" و "هرچقدر که پول بیشتری داشته باشید، دردسر بیشتری دارید" یا "همه ی مردها خیانت کرده و دروغ می گویند" و غیره در ذهن ما ریشه می کنند، روی تمامی افکار و احساساتمان تاثیر می گذارند و خودشان را در رفتارهایمان به اجرا می گذارند.

زمانی را برای خود اختصاص داده و تمامی چیزهایی را که شما را می سازد، بنویسید. سپس اهداف مرتبطی را انتخاب کنید که با شخصیت اصلی شما همخوانی داشته باشد. متوجه خواهید شد که اگر اهداف مرتبط با شخصیت درونی خود را انتخاب کنید، مسیر دستیابی به اهداف را هماهنگ تر و خوشایندتر احساس می کنید.

5. (T) مطمئن شوید که برای اهدافتان محدوده ی زمانی (Time) در نظر گرفته اید.

برای اینکه بتوانید اهدافتان را عملی کنید، باید برای آنها محدوده ی زمانی در نظر بگیرید. در چه زمانی می خواهید به هدف خود برسید؟ نباید بگویید که می خواهم در آینده ثروتمند شوم یا می خواهم در چند سال آینده به درآمد یک میلیون دلاری برسم. اگر درباره ی دستیابی به هدف خود جدی هستید، باید یک تاریخ را برای آن انتخاب کنید.

تاریخ تمامی دستاوردهای کوچکی که برای دستیابی به هدف بزرگ تر به آن نیاز دارید را روی تقویم مشخص کنید. زمانی که اهدافتان مشخص و قابل اندازه گیری باشد، قابل پیگیری خواهد بود. اگر روز مشخصی را برای آن تعیین کنید، پس می توانید آن را به اهداف کوتاه مدت هفتگی یا ماهانه تقسیم کنید. بدین ترتیب می توانید پروسه ی خود را زمانبندی کرده و پروسه ی نزدیک شدن به هدف را مشاهده کنید.

برای مثال اگر می خواهید تا یک سال آینده، 22 کیلوگرم وزن کم کنید، به راحتی می توانید این میزان را به  1.8 کیلوگرم در هر ماه تقسیم کنید. اگر هر ماه این مقدار از وزن خود را کاهش دهید، به زودی متوجه تغییر حالت خود شده و دستیابی به آن را ساده تر می بینید.

با تمام این اوصاف، اگر محدوده ی زمانی آن را مشخص نکنید، موفق نخواهید بود. یک روز را روی تقویم مشخص کنید و آن را به عنوان بخشی از هدف خود در نظر بگیرید. دور آن روز خط کشیده و زمان دستاوردهای کوچک را روی آن علامت بزنید؛ سپس هر کاری که برای دستیابی به هدف لازم است را انجام دهید.

6. (E) شما باید پروسه ی خود را در طول مسیر ارزیابی (Evaluate) کنید.

زمانی که برای اهداف خود محدوده ی زمانی تعیین کنید، می توانید آنها را ارزیابی کرده و پروسه ی آن را در طول مسیر پیگیری کنید. هرچقدر که دقت پیگیری اهداف بیشتر باشد، پروسه ی دستیابی به آن نیز آسان تر خواهد بود. برای پیگیری اهداف خود، یک سیستم را در نظر بگیرید و آن را هر روز به اجرا بگذارید.

برای مثال، زمانی که یک هواپیما از مبدا خود بلند شده و به سمت مقصد حرکت می کند، تمام طول مسیر را ارزیابی می کند. آنها از هر لحظه ی مسیر با خبر هستند، می دانند که چه مسافتی طی شده و چه مسافتی باقی مانده است. مسیر حرکت را نیز می دانند، از سرعت باد مطلع هستند، سرعت هواپیما، موانع احتمالی، طوفان، ازدحام ترافیک هوایی و بسیاری از موراد دیگر را در نظر دارند.

زمانی که تمام این موارد را در نظر داشته باشید، فرود بهتری خواهید داشت. اگر نتوانید پروسه ی خود را زمانبندی و پیگیری کنید، نمی توانید موانع و یا عادت های غلط خود را ارزیابی کرده و آنها را نادیده می گیرید. اگر می خواهید که در دراز مدت به اهداف خود دست پیدا کنید، هر روز به زمانبندی پروسه ی خود بپردازید.

7. (R) همیشه رویکرد خود را دوباره تنظیم کرده (Re-adjust) و یا به روز رسانی کنید.

اگر پروسه ی خود را ارزیابی کرده و متوجه شده اید که به جای نزدیک شدن به هدف، در حال خارج شدن از مسیر هستید، می توانید رویکرد خود را دوباره تنظیم کنید. این کار فرصتی را در اختیار شما قرار می دهد که موارد مختلف را اصلاح کنید. اگر در انجام ارزیابی اهمال کنید، متوجه انحراف از مسیر نخواهید شد.

اگر در یک برنامه ی پرواز، میزان ازدحام ترافیک هوایی مشخص شود، می توان رویکرد آن را دوباره تنظیم کرد تا به موقع، به مقصد مورد نظر برسیم. اگر یک چاله ی هوایی بزرگ بر سر راه باشد، بعد از پیش بینی شدن باید روشی را برای دور زدن آن پیدا کرد.

اهداف ما شباهت بسیاری با مسیرهای هواپیماها دارد. ما تلاش می کنیم که به مقصدمان برسیم و برای دستیابی به آن، باید مشخص کنیم که چه هدفی را در نظر گرفته و در چه زمانی به آن می رسیم. سپس، تمام کاری که باید انجام دهیم این است که برنامه ریزی کرده، عمل کنیم و رویکرد خود را به فراخور زمان و شرایط، تنظیم کنیم تا بتوانیم در دراز مدت به نتیجه ی مطلب برسیم. یک تسلیم ساده، اما با اجرای حقیقتا دشوار.

 

منبع: Entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها