13 چیزی که رهبران هوشمند برای ایجاد انگیزه به کارمندان خود می گویند.

27 آبان 1396 - 8:00
مدیریت - 13 چیزی که رهبران هوشمند برای ایجاد انگیزه به کارمندان خود می گویند.
13 چیزی که رهبران هوشمند برای ایجاد انگیزه به کارمندان خود می گویند.
امتیاز مطلب: 90%

چیزی که در همه سازمان ها، برخی اوقات کمبود آن احساس می شود، نبود انگیزه در بین کارمندان است. انگیزه کارمندان در یک سازمان نیز مانند سوخت ماشین عمل می کند و هر چه بیشتر باشد سرعت رسیدن به هدف سازمان بیشتر خواهد شد. البته با وجود مهم بودن انگیزه، ایجاد آن کار سختی نیست. اگر که شما نیز یک رهبر و لیدری خوش ‌نام در بین کارمندان خود هستید می توانید با 13 جمله زیر انگیزه را در بین کارمندان خود افزایش دهید.

انگیزه ها در اشکال مختلفی به زندگی ما وارد می شوند، یکی از آن اشکال این است که یک فرد میل ذاتی به انجام یک عمل را دارد تا به مقصودهای واضح خود برسد و دستاوردهایی که در زندگی می خواهد را یکی پس از دیگری به دست بیاورد. این میل ذاتی از درون قلب سرچشمه می گیرد و ما را برای رسیدن به هدف سوق می دهد.

اگر که شما در حال حاضر وظیفه رهبری یک کسب و کار را به عهده دارید، دیگر چه دلیلی دارد که دست را روی دست بگذارید و آتش درون آن ها برای افزایش انگیزه شان را روشن نکنید؟ بهتر است هر چه زودتر عجله کنید و کارکنان خود را راه بیندازید، اگر نمی دانید که چگونه نیروی انسانی کسب و کار خود را به این سلاح از نوک پا تا بن دندان مسلح کنید، نگران نباشید، راهنمای انجام این کار را ما امروز برایتان آماده نموده ایم؛ با یوکن همراه شوید:

1. حتما پیگیری خواهم کرد تا سه شنبه صبر کنید.

بسیاری از موفقیت های تیمی به قول و قرارهای رهبر بستگی دارد، اگر از آن دسته از رهبرهایی هستید که برای انجام یک کار «امروز و فردا» می کنند، ممکن است یک پای کسب و کارتان به زودی بلنگد. تیم از شما که رهبر و لیدر هستید انتظاراتی دارد، وقتی که همه چیز نامفهوم باشد و قول و قرارهای شما هم خیلی مطمئن نباشند، کار به جاهای باریک کشیده خواهد شد. اگر چنین شد مطمن باشید که پچ پچ هایی بین کارکنان و اعضای تیم پشت سر قابلیت شما شکل خواهد گرفت. اگر از چیزی مطمن نیستید پس درباره آن حرف نزنید، رهبران و لیدرهای هوشمند را به قول هایشان می شناسند، یک رهبر خوب برای رسیدن به یک هدف، یک طرح را در یک مدت زمان مشخص تعیین می کند که همه تیم طبق برنامه به سمت آن حرکت می کنند.

2. من یک خبر خوب و یک خبر بد برایتان دارم.

آیا این حرف باعث انگیزه دادن می شود؟ با قرار دادن واقعیت پشت درهای بسته می خواهید انگیزه را برای تیم خود به ارمغان بیاورید؟ آیا برای تمیز کردن خانه، آشغال ها را به زیر یک فرش هدایت می کنید؟ اصلا منطقی نیست! یک رهبر واقعی همه چیز را واضح با تیم خود به اشتراک می گذارد. لیدرهای باهوش همیشه راست ‌گو هستند و در برابر تصمیمی که می‌ گیرند توضیح کامل مربوط به «چی، کی، کجا، چه کسی و...» را به تیم خود می دهند. راهی که رهبران خوب می پیمایند تا با اعضای تیم خود صادقانه به خوبی ارتباط برقرار کنند همین صادقانه و بی پرده سخن گفتن است، از همین خبر های خوب و بد استفاده می کنند تا آتش انگیزه را در دل همه روشن کنند. این چنین رهبرانی قلب تیم خود را به دست می آورند و همیشه مورد اعتماد بقیه هستند.

3. این چیزی است که ما با آن مواجه هستیم و شما نیز به عنوان یکی از اعضای تیم با این موارد دست و پنجه نرم خواهید کرد.

مردم می خواهند بدانند که کجا ایستاده اند. آن ‌ها می خواهند که امنیت داشته باشند. اگر در دریای آرام تجارت شما طوفانی رخ داد و کشتی کسب و کارتان به مشکل برخورد کرد و نیاز بود که استراتژی های خود را تغییر دهید و تغییرات سریعی را ایجاد کنید، اینجا جایی است که باید با نقاشی یک تصویر مثبت و واقع بینانه از زندگی تجارتی، انگیزه کارکنان را بالا نگه دارید و هرگز در چنین شرایطی با تشریح سناریوی فاجعه، وحشت را در دل تیم خود نیندازید. لیدرهای باهوش با چیزهایی که واقعا رخ می دهند، تماس برقرار کرده و انتظارات کارکنان را در این شرایط از اول تنظیم می کنند تا تمرکز آن ها را بر روی جایزه و پاداش رسیدن به هدف معطوف نمایند.

4. من می خواهم به شما نشان دهم که چقدر کاری که دارید انجام می دهید در رسید سازمان به اهدافش تاثیر گزار است.

تحقیقات نشان می دهند که کارمندان بازخورد مثبت مناسب را از مدیرهای خود دریافت نمی کنند. یک لیدر هوشمند به تیم خود اجازه می دهد تا ببینید که چه کاری را در روی عرشه کشتی بر عهده دارند و نتیجه کار آن‌ها چه تاثیری در جلو بردن کل سازمان برای رسیدن به هدف دارد. این جمله به کار آن ها معنی می بخشد و اهداف بزرگ ‌تر و واضح تری را برای آن ها تعریف می نماید.

5. من دقیقا نمی دانم که چه کار باید بکنم، اگر شما جای من بودید چه کاری می کردید؟

رهبران هوشمند با ابراز احساسات خود و شبیه سازی موقعیتی که دارند به کارکنان خود انگیزه می دهند، سوالاتی مثل «من نمی دانم که در این شرایط چه کاری را باید انجام داد، اگر شما جای من بودید چه کار می کردید؟» و یا «من در اینجا به کمی کمک نیاز دارم». البته به هیچ وجه این نشان از ضعف یک لیدر نیست، در واقع برعکس: طرح این سوالات یک فضا را برای جلب بیشتر اعتماد کارکنان ایجاد می کند. ما به عنوان یک رهبر باید چنین شرایطی را در سازمان خود شبیه سازی و مدل کنیم. اگر که شما وظیفه مدیریت را بر عهده دارید، با اعضای تیم خود روراست باشید و با این کار آن ها نیز مانند شما در کار خود روراست خواهند شد و از جان و دل مایه خواهند گذاشت. در نتیجه با انجام چنین کاری، ارتباط بیشتری را با کارکنان خود برقرار خواهید کرد.

6. هر وقت با من کار داشتید، به دفترم بیایید.

کنت لین بنیان‌ گذار و مدیر عامل شرکت Credit Karma می گوید: «سیاست مشورت با کارکنان یک کار کلیدی برای موفقیت یک شرکت است. هر وقت که من در داخل شرکت هستم، کارمندان خود را تشویق می کنم تا به دفتر من بیایند و عملکرد شرکت را از دید خود برایم شرح دهند.» اعمال این سیاست و استراتژی خیلی به او کمک کرده است، او می تواند طرز فکر و دید کارمندانش را نسبت به شرکت خود ببیند، کارمندان نیز با این کار وی، احساس وجود خواهند کرد و خود را جزیی از تیم به شمار خواهند آورد که همین امر باعث می شود تا تلاش خود را برای موفقیت شرکت چند برابر کنند.

7. هر چیزی که می خواهید، از من بپرسید.

HubSpot، شرکت اتوماسیون بازاریابی دیجیتال جهانی این شیوه کاری را از دوباره تعریف کرده است. بنیان‌ گذار و افسر ارشد فناوری این کمپانی، دهارمش شاه یک مقاله را در ویکی پیدا به نام «Ask Dharmesh Anything» (هر چیزی که می خواهید از دهارمش بخواهید.) منتشر کرده است، این دقیقا همان چیزی بود که باعث شد تا کارمندان به صورت مستقیم با CTO کمپانی خود ارتباط برقرار کنند. با وجود انتقادات، شفاف سازی در کسب و کار یک اهمیت بسزایی را ایفا کرد. HubSpot به خاطر داشتن این فرهنگ در کمپانی خود، جوایز بسیار زیادی را دریافت کرد.

8. من می خواهم شما بدانید که چقدر قدردان زحمت هایتان هستم.

آیا می دانید که ستایش و تشخیص افراد فعال در سازمان، جز مهمترین ارکان انگیزه دادن به کارمندان به شمار می رود؟ مطمئنا، حقوق، پاداش و انگیزه های نقدی خوب هستند ولی بعد از چند روز این پول ها خرج خواهند شد. ولی دیده شدن در یک سازمان، آن هم به خاطر سخت کوشی چه تاثیری دارد؟ این کار مانند دست گذاشتن بر روی یک معدن طلاست. انجام این عمل، باعث می شود که بقیه ببینند که رهبرشان چه ارزشی برای کارمندان سخت ‌کوش خود قائل است. بر اساس تحقیقات انجام گرفته اخیر، تشخیص، معرفی و قدردانی از زحمات کارمندان خوب در یک سازمان باعث می شود تا شما به بهترین نحو تعهد و وفاداری کارمندان خود را داشته باشید. همچنین بهتر است که چنین تحسین هایی هر هفته یکبار انجام گیرد.

9. من می خواهم که شما پیشرفت کنید، این کاری است که باید انجام دهیم.

وقتی که دارید یک موضوع حساس را طرح می کنید، مثل عملکرد اعضای تیم، به هیچ وجه همان اول سراغ طرح کردن اصل مطلب نروید، چنین کاری باعث می شود تا یک نفر بلافاصله در حالت دفاع از کار خود قرار بگیرد و در نتیجه انسجام سازمان به خطر خواهد افتاد. موضوع را با یک بحث مثبت باز کنید، با یک چیزی که بابت آن از تیم خود قدردان هستید شروع کنید، سپس کم کم وارد اصل موضوع شوید و به کارمندان خود بگویید که چقدر دوست دارید تا افزایش کارایی آن ها را در یک فیلد خاص ببینید. چگونه تمام کردن بحث نیز خیلی مهم است. اگر که یک جمله خوب برای پایان دادن مثبت به گفتگو نیافتید، می توانید از جمله های مثبتی مثل این استفاده کنید: «خیلی خوب می شود که ما بتوانیم به کمک همدیگر به این هدف برسیم. من می دانم که ما داریم به همچین چیزی نزدیک و نزدیک تر می شویم، اگر دیدید که می توانیم این مساله را به شیوه ای دیگر حل کنیم، بیایید تا دوباره با هم صحبت کنیم.»

10. آیا می توانم از پیشنهاد شما در این زمینه استفاده کنم؟

آلیسون وود بروک یک تحقیق را انجام داده است که بر طبق آن آدم هایی که به دنبال مشورت و گرفتن پیشنهاد از دیگران هستند، شایسته تر و لایق تر به نظر می آیند. او در این باره می گوید: «مردم می ترسند که نظر دیگران را درباره انجام دادن یک کار بخواهند، چون فکر می کنند که این یک نشان از بی لیاقتی و عدم شایستگی آن ها در مقامشان است». بر طبق تحقیقات بروک این ترس نا به جا است. در واقعیت باید بدانید که مردم لیدرهایی که به دنبال پیشنهاد کارمندان در تصمیمات خود هستند را شایسته تر از افرادی می دانند که درخواست پیشنهاد به کسی نمی دهند. رهبران هوشمند، با گرفتن پیشنهاد از کارمندان مورد اعتماد خود بیشتر در قلب آن ‌ها نفوذ می کنند و با این افزایش ارتباط، خود را شایسته تر نشان می دهند.

11. من به قضاوت شما اعتماد دارم.

اعتماد مانند یک خیابان دو طرفه است. با افزایش این رویه در سمت کارمندان و اعضای تیم، مطمن باشید که آن ها خروجی بهتری دارند و این لطف شما را بهتر جبران خواهند نمود. یک لیدر هوشمند به جای اینکه تماما بر روی تلاش خود سرمایه گذاری کند و از کارمندان یک عملکرد عادی را بخواهد، تلاش می کند تا انگیزه و اعتماد آن ها را بالا ببرد و خروجی بهتری را از آن ها بگیرد و با مدیرت مناسب به هدف های سازمانی تیم برسد. این عمل یک فضای رقابتی واضح را در محل کار ایجاد می کند و تیم را به هم نزدیک می نماید تا با تلاشی منسجم به یک نتیجه عالی برسند.

12. من نمی توانستم بدون شما این کار را انجام دهم.

این جمله بالاترین درجه گفتن تشکر به اعضای های تیم شماست. اعتراف کردن و اذعان کردن به تلاش اعضای تیم، می تواند یک لیدر و رهبر را بسیار لایق جلوه دهد، این فرهنگ تیمی بسیار بسیار ارزشمند است. این تشویق ساده مانند یک تقویت کننده روانی است که امواج آن بین تمام اعضای سازمان پخش می شود.

13. حق با شماست. 

باهوش ترین لیدرها نیز به طور طبیعی فروتن هستند. آن ها هیچ مشکلی با گفتن «حق با شماست» به کسانی که نظر خود را در راستای رسیدن به هدف کمپانی می زنند، ندارند. فروتنی قدرت یک رهبر است که اغلب اشتباه گرفته می شود، چون برخی از افراد چنین حرفی را دلیل وجود ضعف یا عدم اعتماد به نفس در یک رهبر می دانند، در صورتی که این گونه نیست. در واقع رهبران فروتن، در کار خود بسیار متواضع هستند، اما نمایش عزم و اراده قوی جز با دور شدن از نفس و خودپسندی به دست نمی آید، پس از این کار یک رهبر با حفظ تواضع سکان کشتی را برای رسیدن به اهداف بزرگ سازمان به دست می گیرد. خصوصیات رهبران خوب: آنها درخواست کمک می کنند، آن ها از دیگران یاد می گیرند و به پیشنهاد افراد دیگر هم گوش می کنند، که ممکن است نتیجه بهتری را برای سازمان در پی داشته باشد، آنها این گونه پاسخ می دهند: «بله حق با شماست».

 

منبع: inc

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها