نکاتی که تصمیم‌گیری درست و موفق را به ما یاد می‌دهد

10 تیر 1396 - 6:00
انگیزشی - نکاتی که تصمیم‌گیری درست و موفق را به ما یاد می‌دهد
نکاتی که تصمیم‌گیری درست و موفق را به ما یاد می‌دهد
امتیاز مطلب: 92%

هر فردی برای دستیابی به موفقیت نیاز است تصمیمات درستی اتخاذ کند. پس مهارت تصمیم‌گیری از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مهارت‌های بشر تلقی می‌شود که ارتباط نزدیکی با مهارت حل مسئله دارد. در ادامه با یوکن همراه باشید تا نکات مهمی را درباره مهارت تصمیم گیری بیان کنیم.

گاهی ممکن است تصمیم اشتباهی داشته باشیم و به سختی بتوانیم به مسیر اولی که بودیم بازگردیم. حتی اگر هم بتوانیم، باید هزینه، انرژی وقت خود را از دست بدهیم.

آیا تصمیم گیری به شما مربوط است؟

قبل از این که تصمیم گیری کنید، از خود بپرسید چقدر از این تصمیم به من ارتباط دارد؟ در واقع باید ببینید مسئله موجود ربطی به شما دارد یا نه؟ زیرا ممکن است در مسائلی دخالت کنید که هیچ ارتباطی به شما ندارد. گاهی برخی افراد با انگیزه کنجکاوی، دلسوزی یا اجبار مسئولیت تصمیماتی را به عهده می‌گیرند. مثلاً برخی افراد انسان دوست می خواهند به هر طریقی رضایت دیگران را به دست آورند، حتی ممکن است سبب نارضایتی خودشان شود. آن‌ها معمولاً تصمیماتی را به عهده می گیرند که هیچ ربطی به آن‌ها ندارد.

بیشتر افرادی که هیچ هدف و انگیزه‌ای برای پیشرفت در زندگی خود ندارند، چنین تصمیماتی را اتخاذ می کنند. در واقع آن‌ها مورد سوءاستفاده افرادی قرار می گیرند که هدفمند زندگی می کنند. کاملاً واضح است؛ کسی که دنباله روی آرزوهای خود نباشد، تنها به دیگران کمک می کند تا خانه آرزوهایشان را بسازند.

وقتی علت تصمیم گیری اجبار است

گاهی ناچار هستیم مسئولیت تصمیم گیری را به عهده بگیریم. شرایط اضطراری را در نظر بگیرید، در این زمان فردی که همیشه مسئول حل مسئله بوده در دسترس نیست، اما نمی توان منتظر هم ماند. پس در این زمان است که باید خود را مسئول بدانید و دست به کار شوید.

برای مثال در ترافیک سنگینی هستید و فردی را می بینید که بر اثر تصادف روی زمین افتاده، در این زمان شما می دانید باید به سرعت اورژانس را خبر کنید؛ اما در این ترافیک سنگین، انگیزه قبول مسئولیت را دارید. شاید خودتان فرد مصدوم را به یک مرکز درمانی برسانید. آیا می توانید مصدوم را بدون آسیب رساندن روی دوش خود بکشید؟ مطمئنید حمل کردن مصدوم عواقبی در پی ندارد؟ آیا می توانید طوری به او کمک کنید که کمترین خطر متوجه اش شود؟

تصمیم گیری با محدودیت زمان همراه است

زمان یکی از مواردی است که سبب محدود شدن تصمیم گیری می شود. وقتی زمان کمی برای تصمیمات کوچک دارید، هر چه سریع تر برای گرفتن تصمیم اقدام کنید. البته ممکن است تصمیم گیری سریع با خطا همراه باشد. گاهی هم به دلیل شور و اشتیاق زیاد یا کسالت و بی حوصلگی می خواهید تصمیم سریعی داشته باشید.

شاید بتوانید برای تصمیماتی چون ازدواج یا طلاق کمی وقت بیشتری به خود دهید تا تصمیم درستی داشته باشید. پس باید بررسی کنید و ببینید می توان حل مسئله را به تأخیر انداخت یا نه؟

وقتی بتوانید وقت بیشتری به خود دهید، فرصت کافی برای تحقیق و بررسی خواهید داشت. البته با وجود وقت کافی، باز هم نباید تصمیم گیری را خیلی به تعویق بیاندازید. زیرا ممکن است گرفتار اهمال کاری شوید که خود مشکلات عدیده‌ای را در پی دارد.

چه کسی کمک می کند تا تصمیمات بهتر و مطمئن تری داشته باشیم؟

باید ببینید از کسی می توان برای تصمیم گیری کمک گرفت یا حتی این پروسه را به او محول کرد؟ در این صورت است که احساس سبکی بیشتری خواهید داشت و به آرامش می رسید. باید تصمیم گیری را روی دوش کسی بگذارید که صلاحیت و قدرت حل مسئله داشته باشد. در غیر این صورت تصمیم درستی نخواهید داشت و حتی ممکن است مسائل جدید بوجود آمده به مشکلات تان نیز بیفزاید.

ابتدا صورت مسئله را برای خود شفاف و واضح تجسم کنید

در طرح صورت مسئله باید دقت زیادی به کار گیرید تا دستتان برای تصمیم گیری درست تر باز باشد. در طرح مسئله نباید به دنبال توضیحات تکراری و کلی گویی باشید. وقتی دقیقا بدانید به دنبال چه چیزی هستید، درک بهتری از صورت مسئله خواهید داشت؛ حتماً شنیده‌اید که می گویند: "سؤال خوب، نیمی از جواب است."

برای یافتن پاسخ مسئله ابایی نداشته و خوب فکر کنید

باید در این مرحله اعتماد به نفس بالایی داشته باشید، زیرا در غیر این صورت تنها مشکلاتتان اضافه تر خواهد شد. نباید از خود انتظار بیشتری برای نشان دادن عکس‌العمل داشته باشد. از طرفی از تمام توانایی‌های خود استفاده کنید.

نباید برای پیدا کردن پاسخ مسئله، خیلی بی حوصله و عجول باشید. زمانی که روی حل مسئله تمرکز می‌کنید، نیمکره چپ مغزتان شروع به فعالیت می کند. در این زمان نیمکره چپ، داده‌های ورودی را پردازش و دسته بندی می کند و در نهایت نیمکره راست مغز، از داده‌های خام نتیجه گیری می کند. پس وقتی در حل مسئله و پیدا کردن پاسخ مسئله، عملکرد موفقیت‌آمیزی ندارید خیلی خودتان را ناراحت نکنید. در این زمان باید روی کارهای دیگر تمرکز کنید، مثلاً به جای تمرکز روی حل مسئله کمی قدم بزنید، دوچرخه سواری کنید یا به حمام بروید.

در یافتن حل مسئله خیلی زود قضاوت نکنید

در فرآیند حل مسئله، ابتدا انتقادگر درونی خود را ساکت کنید تا بتوانید خیلی زود پاسخ‌های زیادی برای مسئله بیابید. پس نگران نباشید که راه حل هایتان درست یا غلط است. نباید تصور کنید که همه می توانند این مسئله را حل کنند و تنها شما درمانده هستید؛ لازم است به خود یادآوری کنید که هر چه برای هدف خود بیشتر تلاش کنید به خواسته تان نزدیک تر خواهید شد. بعد از آن می توانید هر آنچه را که به دست آوردید را غربال کنید؛ اما اگر همان ابتدا این غربالگری را انجام داده بودید، دستاورد کمتری برایتان داشت.

برای حل مسئله به دنبال جواب های بیشتری باشید

نباید به دنبال جواب های ساده باشید، یادتان باشد همیشه اولین جواب بهترین نیست. مغز انسان به دنبال حفظ وضعیت موجود است و در طول روز ورودی‌های زیادی را دریافت می کند اما نمی تواند تمام آن‌ها را پردازش کند. پس با یک بررسی ساده و بدون وقت گذاشتن، خیلی از پاسخ های غیرضروری را کنار می گذارد. برای دست یابی به پاسخ های بیشتر، باید به اعماق مغز وارد شویم، چرا که بیشتر جواب‌های عالی و خلاق از دید ما دور هستند؛ پس نیاز است بر تنبلی غلبه کنیم.

برای رسیدن به نتایج بهتر، شروع به نوشتن کنید

نوشتن سبب می‌شود تمام قدرت ذهنی تان به کار گرفته شود و تصویری واضح و روشن از ذهنیات خود خواهید داشت؛ اما بعد از خروج ذهنیات، کمی به خود استراحت دهید تا انرژی از دست رفته‌تان بازگردد. اگر بخواهید در همان حین تصمیمی بگیرید، ممکن است خیلی از مسائل را نادیده بگیرید و به هدف خود نرسید.

بعد از استراحت و تقویت قوای خود، تمام یافته های ذهنی‌تان را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید. برای این منظور می‌توانید از تحلیل SWOT استفاده کنید. این تحلیل به شما کمک می کند تا ترسیمی از نقاط قوت و ضعف، خطرات و فرصت های پیش روی خود داشته باشید.

به دنبال راه حلی برای تهدیدهای مقابل رویتان باشید

باید پیامد تصمیمات خود را در نظر بگیرید، هر چند ممکن است مرتکب اشتباه جبران ناپذیری شوید و زندگی تان تحت تأثیر قرار گیرد. پیشگیری از خطرات و ریسک‌ها و مقابله با تهدیدها به شما امکان می دهد تا میزان خطا را به حداقل برسانید. پس باید از افرادی کمک بخواهید که می توانند با توانمندی‌های خود به شما کمک برسانند. بهتر است تهدیدهای پیش رو را مد نظر داشته باشید و در نهایت انتخابی کنید که کمترین تهدید و بیشترین فرصت را در اختیارتان قرار دهد. این همان پاسخی است که برای اجرای آن توانایی بیشتری داشته و نسبت به آن خوش بین هستید.

ابتدا ارزش های زندگی را بشناسید و بعد تصمیم گیری کنید

برای دست یابی به موفقیت و اجرای اهداف خود باید نگاهی به ارزش های خود داشته باشید و ببینید چه چیزی برایتان اهمیت و اولویت بیشتری دارد. پس مهم است که اولویت‌ها را خودتان انتخاب کنید؛ زیرا اگر اطرافیان برایتان انتخاب کنند، آن‌ها باید مسئولیت تصمیم‌گیری‌ها را به عهده بگیرند. پس وقتی اراده‌ای از خود نشان ندهید و تابع دیگران باشید، در هنگام مواجه با مشکلات نیز ناچارید به همان ها رجوع کنید. باید به فردی که می خواهد کمک تان کند بگویید براساس ارزش های در نظر گرفته شده به دنبال حل مسئله باشد، نه به دلخواه و نظر خود!

تا حد امکان ارزش‌های خود را براساس اولویت هایتان پایه گذاری کنید تا در هنگام بروز مشکل گرفتار نشوید. مثلاً فردی که به ارزش های خود اهمیت زیادی می دهد و حاضر است انرژی و زمان زیادی برای آن صرف کند، هیچ وقت چشم به کمک دیگران نخواهد داشت. یا فردی را تصور کنید که در زندگی صداقت از هر چیزی برایش مهم تر است، پس هیچ وقت حاضر نیست برای دست یابی به هدف خود در مسیر بیراهه قرار گیرد. پس وقتی کارهای مان با ارزش‌های تعیین شده در تضاد باشد، نمی توانیم سر رشته کارها را به دست بگیریم و حتی ممکن است مجبور به انجام کارهایی شویم که پشیمانی در پی دارد.

باید منابع خود را شناسایی کنید

برای حل مسئله باید از منابع خود یا دیگران استفاده کنید، این منابع با توجه به ارزش ها و اولویت ها تعیین می شود و می تواند زمان، انرژی، پول، احساس، آبرو و ... باشد.

در این راستا باید از خودتان سؤال کنید آیا من به قدری زمان دارم که بتوانم مسئله را به تنهایی حل کنم؟ آیا امکان این را دارم که برای صرفه جویی در زمان، هزینه بیشتری بپردازم؟

از تصمیم گیری نترسید

شاید گاهی از تصمیم گیری بترسید، اما اگر می خواهید از شرایط موجود فاصله بگیرید و به وضعیت مطلوب خود برسید، باید قادر باشید با خطرات مواجهه با تغییرات پیش‌بینی‌نشده مقابله کنید؛ البته این کار نیازمند شجاعت زیادی است. جکسون براون در این باره می گوید: "افراد برنده کارهایی را انجام می دهند که بازنده ها به خوبی می شناسند و فرصت آن را هم ندارند، اما رغبتی برای انجامش ندارند." پس گاهی ترس روی تصمیمات ما سایه می اندازد.

ترس از تصمیم گیری سبب اهمال کاری و بی میلی می شود که نتیجه ی آن مسئولیت گریزی و پرخاشگری است. زمانی که دیگران را مقصر کارهای خود بدانید و به دنبال بهانه تراشی باشید، تلاشی برای حل مسائل خود نخواهید داشت و منتظرید تا دیگران مسئله را حل کنند. پس قطعاً در ارتباط با دیگران با مشکل روبه‌رو خواهید شد.

در این زمان باید از خودتان سؤال کنید: در صورت اطلاع از صورت مسئله به طور شفاف و واضح و توانایی برای حل آن، آیا جسارت آن را دارم که برای حل مسئله اقدام کنم؟ شاید می‌ترسید که شکست بخورید یا مسخره شوید؟ شاید هم مجبور شوید به اطرافیان خود پاسخ دهید؟

تمام این گفته ها نشان می دهد که مهارت تصمیم گیری به آسانی قابل یادگیری نیست و به همین خاطر باید وقت و انرژی زیادی را صرف یادگیری آن کرد.

اگر از تصمیم گیری بترسید، حسادت و رقابت‌جویی در شما نمود می کند

خیلی از افراد به دلیل ترس از تصمیم گیری، تلاش خود را متوقف می کنند. هر فردی نمی تواند صادق باشد و به حس حسادت و رقابت خود غلبه کند. در این شرایط، حتی در عین توقف، بازهم توجه می کنید که دیگران چه واکنشی از خود نشان می دهند. وقتی رفتار مشابه را در فرد دیگری ببیند، یک دوستی ناسالم و ویرانگر شکل می گیرد.

اتفاق دیگری که ممکن است رخ دهد مشاهده موفقیت دیگران است. وقتی تلاش می کنید از این مانع عبور کنید، در واقع به دنبال تائید ناتوانی این افراد هستید. چرا که اگر آن‌ها صداقت داشتند، خود در این گرداب فرو نمی‌رفتند. در این زمان برای مقابله نشدن با چنین وضعیتی، مجبور هستید انرژی‌های منفی و تخریب کننده را فعال کنید. پس به جای حل مسئله به دنبال حذف مسئله هستید و نمی‌توانید تحمل کنید که فردی در حل مسئله مشابه با شما، عملکرد موفقی داشته است. شما حتی می خواهید این مسئله را هم حذف کنید.

مسئله را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید

برای غلبه بر ترس از تصمیم گیری، مسئله را به گام‌های کوچکتر تقسیم کنید. پس دیگر از بزرگی مسئله هیچ ترسی ندارید و می توانید گام به گام، برای حل مسائل خرد شده تلاش کنید. حتی می توانید اجرای هر قسمت را به فرد دیگری واگذار کنید و از کمک آن‌ها بهره ببرید؛ باید از کسی کمک بخواهید که می تواند هر قسمت را سریع و عالی انجام دهد.

چه کسانی دور و برتان هستند؟

چیزی که در تصمیم گیری به شما کمک می کند، مهارت شبکه سازی ارتباطی است. آیا توانسته‌اید افرادی توانمند و کارآمد را دور خود گرد آورید؟ چه ارزشی در نظر این افراد دارید؟ آیا تاکنون تمام وقت و انرژی خود را هدر داده اید؟ آیا افراد متخصص و محترم تمایلی به ارتباط با شما ندارند؟

اگر چنین باشد، باز هم می توانید زندگی را بر وفق مرادتان تغییر دهید. نباید اجازه دهید یاس و ناتوانی بر شما چیره شود. پس برای دست یابی به این هدف، به دنبال تقویت و توسعه توانمندی‌های خود باشید تا بتوانید آن‌ها را پرورش دهید.

درخواست کردن را یاد بگیرید

گاهی در زندگی نیاز به کمک دارید، اما همیشه کمک دیگران را با حسن نیت دریافت نخواهید کرد؛ پس هیچ وقت از مواجهه با پاسخ منفی دیگران نهراسید. همیشه پاسخ منفی به معنای آن نیست که شما لایق کمک نیستید، بلکه باید از فرد دیگری کمک بخواهید یا به گونه ی دیگری رفتار کنید.

در این شرایط هیچ گاه با طرف مقابل بحث نکنید زیرا شما در حال درخواست هستید و نباید توقع استجابت داشته باشید. درخواست باید بررسی شود و بعد از قبول یا رد می شود. باید به طرف مقابل اطمینان دهید که محبت او را در فرصت مناسب جبران می کنید؛ اما اگر باز هم راضی به کمک نشد، نا امید نشوید. حتی بهتر است از او بخواهید تا راهکار دیگری برای حل مسئله به شما ارائه دهد. شاید او چیزی بگوید و مشکل تان را حل کند؛ راه حلی که شما به دلیل استرس بالا آن را فراموش کرده‌اید.

همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست

شاید در مقابل درخواست کمک شما سکوت شود، پس نباید موافقت مبهم دیگران را پشت گوش بیاندازیم زیرا می تواند به قدر کافی خطرناک باشد. اگر می خواهید از فردی مهر طلب درخواست کمک کنید، باید کمی محتاطانه گام بردارید؛ زیرا ممکن است از دست هم دلخور شوید. وقتی شما بیشتر التماس می کنید، او بیشتر خود را در تنگنا قرار می دهد. شاید نتواند خیلی قاطع درخواست کمک شما را رد کند اما حتماً از شما کینه می گیرد؛ حتی همان لحظه ممکن است در حالی که لبخند بر لب دارد، به شما لعنت بفرستد.

رودربایستی نکنید

نباید اجازه دهید رودربایستی سبب بروز اتفاقات ناخوشایند شود. در این شرایط باید از فردی مهر طلب، این‌گونه درخواست کنید: ابتدا مسئله را خیلی واضح و سریع به او بگویید. دقیقا بگویید چرا از او کمک می خواهید و یادآوری کنید چه توانمندی‌هایی دارد. باید صریح به او بگویید چه توانایی هایی داشته که شما را ترغیب کرده برای کمک به سمت او بیایید.

بعد از توضیحات، به او زمانی دهید تا بتواند به درخواستتان فکر کند. او را مطمئن کنید که حتی اگر جوابش منفی هم باشد، واکنش تند و غضبناکی از خود نشان نخواهید داد. به او اطمینان دهید هر طور شده می‌توانید مسئله تان را حل کنید؛ اما از او بخواهید تا زمان مقرر به شما جواب دهد تا وقت تان از دست نرود و بتوانید به دنبال راه چاره‌ی دیگری باشید.

توصیه می شود به جای مراجعه حضوری، از طریق تلفن یا ایمیل از او بخواهید جواب تان را دهد؛ زیرا اگر بخواهد جواب منفی دهد برای او سخت است که در چشمان تان نگاه کند؛ در غیر این صورت او تلاش می دهد با بهانه های مختلف از دست تان گریزان شود؛ مثلاً گوشی خود را خاموش کند. جواب پیام تان را ندهد تا بالاخره خودتان دست از سرش بردارید.

به دنبال توانایی‌های بیشتر باشید

می توانید با کسب مهارت، به توانایی‌های خود بیافزایید، در این صورت است که از وابستگی تان به دیگران کاسته می شود؛ پس با کوچکترین مسئله مجبور نخواهید بود دست کمک به سوی هر فردی دراز کنید. با مهارت‌آموزی می توانید توانمندی‌های خود را نشان داده و احساس مفید بودن داشته باشید.

بهترین برخورد در ارتباطات تلخ گذشته

شاید از کسی دلخور باشید و قبلاً در دام کینه توزی گرفتار شده‌اید، اما حالا می خواهید در تصمیم گیری حساس خود از او کمک بگیرید. به نظرتان چه عکس‌العملی نشان می دهد؟ شاید این فرصتی برای او باشد تا بتواند در مقابلتان قرار گیرد و به نحوی تلافی کند.

در این شرایط، اگر گفتگوی‌تان از مسیر خود خارج شود و خاطرات تلخ گذشته را مرور کنید، نیازی به عذرخواهی کردن نیست، بلکه فورا به بحث خاتمه دهید. باید بگویید الان شرایطی ندارم که بخواهیم دراین‌باره حرف بزنیم. مبادا گردن تان را کج کنید؛ زیرا این کار تنها کینه میان تان را بیشتر می‌کند و کمکی به نزدیک شدن به هدفتان نخواهد کرد.

از فردی زبده مشاوره بگیرید که نشانه خردمندی‌تان است

اگر برای پیدا کردن راه حل درست از فردی متخصص کمک بگیرید، آرامش زیادی به دست خواهید آورد. او به خوبی می تواند در راه دست یابی به راه حل، کمک شما باشد.

اما چطور بدانیم از چه کسی مشورت و کمک بخواهیم؟ گاهی مطرح کردن مشکل با برخی‌ها، خود مسئله ساز می شود. شاید بهتر باشد این فرد از فامیل و آشناها نباشد تا دیگر مجبور نباشید در مهمانی‌ها به او جواب دهید که ماجرا چطور پیش رفت یا حتی نگرانی نداشته باشید که قضیه شما را با دیگران مطرح کند.

مشورت خواستن به معنای واگذاری تصمیم گیری نیست

دریافت مشورت از دیگران، به معنای آن نیست که می‌خواهید حل مسئله را به آن‌ها بسپارید؛ بلکه بدین معناست که قصد دارید از دانش، تونایی و تجربیات او بهره ببرید؛ در نهایت خودتان هستید که باید تصمیم نهایی را بگیرید. در غیر این صورت طعمی شیرینی از پیروزی خود نخواهید برد و اگر شکست بخورید هم مدام دنبال مقصر هستید تا مسئولیت ناکامی خود را به گردنش بیندازید.

مهارت تصمیم گیری را یاد بگیرید

باید ابتدا تصمیمات ساده و کوچک داشته باشید تا در نهایت بتوانید این مهارت را تقویت کنید، یادتان باشد برای دست یابی به سطح مطلوبی از این توانایی، باید به طور مستمر تلاش کنید؛ زیرا هیچ فردی به یک باره استاد تصمیمات بزرگ نمی‌شود.

برای مقابله با ترس ناشی از تصمیم گیری باید نیمکره راست و چپ مغزتان را رشد دهید تا کیفیت تفکر انتقادی و خلاق را بهبود بخشید. در این صورت است که از اهمال کاری و مسئولیت گریزی دور خواهید شد و می‌توانید به اهداف خود جامه عمل بپوشانید.

در این زمینه کتاب های زیادی منتشر شده؛ از آن جمله می توان به کتاب "از شنبه" نوشته محمد پیام بهرام پور اشاره کرد که به پشت گوش انداختن و اهمال کاری افراد می پردازد.

در آخر ...

مطمئناً هر فردی در زندگی خود تصمیمات بی نقص و اشتباهی داشته است. باید از اشتباهات خود درس بگیرید تا دوباره تکرار نشوند. اشتباهات، تجربه‌ای ارزشمند در اختیارتان قرار می‌دهد تا در نهایت کوله باری از تجربیات داشته باشید.

 

منبع : Udemy

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
  • نظرات
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که در مورد این موضوع نظر می دهد.


کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

دسته بندی ها