با مزایای سخنان مثبت درباره همکارهای خود آشنا شوید

7 شهریور 1396 - 2:00
رفتار سازمانی - با مزایای سخنان مثبت درباره همکارهای خود آشنا شوید
با مزایای سخنان مثبت درباره همکارهای خود آشنا شوید
امتیاز مطلب: 91%

یک تیم و شرکت خوب باید کارکنانی داشته ‌باشد که در تمامی شرایط به هم کمک کرده و یکدیگر را بالا بکشند زیرا اینگونه روحیه دادن‌ها و تعریف کردن‌ها می‌توانند عملکرد شرکت و تجارت را به طرز چشمگیری موثرتر کند و به پیشرفت تمامی کارکنان کمک کند در ادامه با چند نکته مهم درباره این موضوع با یوکن همرا باشید.

چه ما متوجه این موضوع شویم یا نه، ما به طور مداوم فرصت‌های کوچکی به دست می‌آوریم تا با حرف‌هایی که می‌زنیم همکاران خود را بالا بکشیم یا آن‌ها را کوچک کنیم. هنگامی که ما دو همکار را معرفی می‌کنیم، چگونه پیش رفتن یک جلسه را تعریف می‌کنیم یا کارهای همکاران را به اشتراک می‌گذاریم، اینکه چگونه دیگران را معرفی می‌کنیم می‌تواند تفاوت بزرگی در حس آن‌ها درباره کاری که انجام می‌دهند یا حسی که نسبت به خودشان دارند، ایجاد کند.

تحقیقات نشان می‌دهند، هنگامی که حرف‌هایی از دیگران می‌شنویم که همکاری‌های منحصر به فرد ما را برجسته می‌کنند، می‌تواند به ما در پیدا کردن هدف در روابط ما با همکاران ما و کارمان کمک کند. هنگامی که کسی به کار شما در یک ایمیل اشاره می‌کند و شما را فوق‌العاده با استعداد می‌خواند و یا درباره قدرت منحصر به فرد شما در ارتباط با مشتریان سخن می‌گوید، به احتمال زیاد باعث می‌شود که شما حس کنید که کار شما معنی و هدف دارد. (و احتمالا شما دفعاتی را نیز به یاد دارید که همکارانتان شما را پایین کشیده‌اند و با سخنانی سعی در تضعیف، پایین کشیدن و یا کاهش ارزش شما داشته‌اند.)

بنابراین ما چگونه می‌توانیم  از فرصت‌هایی برای گفتن سخنان مثبتی که روحیه مثبت نسبت به خود را در همکارانمان پرورش می‌دهد استفاده کنیم؟ در اینجا می‌خواهیم به چهار فرصت برای در نظر گرفتن، همراه با مثال‌هایی از تحقیقاتمان اشاره کنیم.

یک برداشت اولیه مثبت ایجاد کنید.

ما می‌دانیم که برداشت اولیه مهم است، بنابراین از این دستورالعمل‌ها به شیوه‌ای مثبت برای معرفی همکاران خود استفاده کنید. ابتکار به خرج دهید و اطلاعاتی را به اشتراک بگذارید و در آن نقاطی را برجسته کنید که آن شخص جالب توجه به نظر برسد و آن‌ها را طوری معرفی کنید که دیگران بخواهند با آن‌ها آشنا شوند. این امر به ویژه هنگامی مهم است که شما در حال معرفی شخصی جدیدالاستخدام به تیم خود هستید.

"میدوری" را در نظر بگیرید، یک مدیر بازرگانی که تازه در یک شرکت متوسط خانوادگی استخدام شده است. او یک مصاحبه بسیار سخت با چندین طبقه مدیریتی را در طول فرایند استخدام خود گذرانده است. پیش اینکه او در روز اول به سر کار برود، رئیس جدید او یک ایمیل برای معرفی او به شرکت فرستاد که در آن دانش و توانایی‌هایی او را که می‌توانست به شرکت بیاورد را در آن مشخص کرده بود. هنگامی که او به دفتر کار رسید، متوجه شد که عکس او را در گالری لابی به عنوان کارمندان شرکت همراه با مشخصات شخصی او مانند زادگاهش، غذای مورد علاقه‌‌اش و یک نقل قول الهام بخش به دیوار آویزان کرده بودند. او اکنون درک می‌کرد که چرا در طی مصاحبه کاری از او پرسش‌های غیرمعمول در مورد علایقش را پرسیده بودند. میدوری در همان روز اول کارش (زمانی که او فقط چند ساعت در ساختمان بود)، توسط دیگران به وسیله ایمیل و عکس آویزان شده بر روی دیوار به صورتی که بسیار استقبال کننده و به طور روان‌شناختی تقویت کننده، بود معرفی شده بود. او با احترام بسیار زیادی وصف می‌شد، که انتقال او به ساختار اجتماعی سازمان را بسیار سرعت بخشید.

ارزشی را که هرکدام از اعضای تیم بر روی میز می‌آورند را در میان آن‌ها بازگو کنید. تیم زمانی که به صورت موثر اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارند عملکرد بهتری خواهند داشت. یکی از ما (جولیا) دریافت که اشتراک داستان‌های شخصی که منافع و توانایی‌های منحصر به فرد و همکاری‌های یک شخص را بازگو می‌کند قبل از پیوستن آن شخص به تیم، توانایی تبادل اطلاعات گروه را بهبود می‌بخشد. بنابراین هنگامی که یک تیم جدید را ایجاد می‌کنید، داستان‌هایی درباره همکاری‌های احتمالی هر شخص در گروه برای اعضای گروه بازگو کنید.

این دقیقا همان کاری است که "راشاد انجام داد. او یک تیم پروژ‌ه‌ای را برای ایجاد یک مرکز نوآوری جدید گرد هم آورد. اولین باری که اعضای تیم باهم ملاقات کردند، او به دور اتاق چرخید و هر کدام از اعضا را معرفی کرده و نقاط قوتی که به گروه می‌آورند را توضیح داد. او همچنین توضیح داد که چرا هر فرد به طور منحصر به فرد واجد شرایط است تا به تیم کمک کند تا تیم به اهداف خود برسد، او با استفاده از نکات سرگرم‌کننده درباره سابقه و منافع اعضای دیگر این کار را انجام داد. این موضوع کنجکاوی اعضای دیگر گروه را تحریک کرد و تمایل به ارتباط با یکدیگر را در آن‌ها برانگیخت. سپس همه به نوبت چیزهایی که بیشتر از هر چیزی آن‌ها را در درون این تیم بودن هیجان‌زده می‌کرد با یکدیگر به اشتراک گذاشتند. روشی که راشاد با آن هر شخص را توصیف کرد نشا‌نگر احترام و مقدار ارزش آن شخص بود که یک حس مشترک از هدف‌دار بودن ایجاد کرد که این حس تیم را برانگیخت تا عملکرد خوبی را از خود نشان دهند.

اگر همکاران شما از نظر اجتماعی تضعیف شده‌اند آن‌ها را به شکلی مثبت توصیف کنید

گاهی ما مشاهده می‌کنیم که یکی از همکاران ما از نظر اجتماعی تضعیف شده است. شاید سخن آن‌ها به طور عمد یا غیر عمد قطع شده و یا ساکت شده باشند. هنگامی که کسی توسط دیگران نادیده گرفته می‌شود، یا تلاش می‌کند تا حرف‌هایش شنیده شود، ما فرصتی برای ساختن روحیه‌اش با سخنانی مثبت درباره او خواهیم داشت.

ساشا و سوتلانا را در نظر بگیرید هردو آن‌ها به تازگی به عنوان مدیران ارشد برای نیروی کار جدید در یک شرکت ساختمانی که عمدتا نیروی کار آن را مردان تشکیل می‌دادند استخدام شده بودند. به عنوان تنها زنانی که در شرکت بودند، ایده‌ها و دیدگاه‌های آن‌ها در جلسات استراتژیک به ندرت مورد تایید قرار می‌گرفت. آن‌ها تصمیم گرفتند که آشکارا از یکدیگر و دیگر کسانی که صدای آن‌ها نیز شنیده نمی‌شد حمایت کنند؛ برای مثال هنگامی که سوتلانا طرح جدیدی برای کاهش هزینه‌ها پیشنهاد می‌کرد، ساشا در ادامه با تکرار و تفسیر ایده سوتلانا، تمامی اعتبار را به او می‌داد. هنگامی که ساشا در ابراز نگرانی‌های خود مردد به نظر می‌رسید، سوتلانا به مهارت‌های ساشا در مهندسی اشاره می‌کرد و به صورت آشکارا نیاز گروه‌ به مهارت او را به رسمیت می‌شمرد. این‌گونه اقدامات شیوه‌ای را که هر مدیر فقط خودش را می‌دید را عوض کرد و در عین حال مدیران تلاش‌های ساشا و سوتلانا به رسمیت شناخته و بدان ارزش دادند.

از خروج‌ها و پایان‌ها استفاده کنید تا تصویری مثبت در ذهن همکاران خود ایجاد کنید

همکاران بازنشسته می‌شوند یا برای شغلی دیگر شغل فعلی خود را ترک می‌کنند. افراد از یک شرکت می‌روند، چه این خواسته آن‌ها باشد چه نباشد، از خروج همکارانتان استفاده کنید و با آن هدف و معنی برای اشخاص دیگر ایجاد کنید.

هنگامی که بودجه سازمان بهداشتی که سیفو برای پنج سال در آن به عنوان مدیر مالی کار می‌کرد تمام شد، او متوجه شد که مقام فعلی او در یک ماه به پایان می‌رسد. سیفو آزرده شد و حس کرد  که ارتباطش با همکارانش قطع شده است. با درک موقعیت سختی گرفتار آن شده بود، همکاران او جعبه‌ای را تهیه دیدند و درون آن را با عکس‌ها نوشته‌هایی که نشان‌گر خاطرات مثبت از کار کردن با او بود، پر کردند. آن‌ها درباره اینکه چقدر سیفو ویژه و ارزشمند بوده صحبت می‌کردند. نه تنها این یک مراسم قدردانی از او بود، بلکه یک داستان‌سرایی قدرتمند در زمانی بود که سیفو بسیار به آن نیاز داشت. آن‌ها همچنین در خارج از سازمان با کسانی که به دنبال استخدام یک مدیر مالی بودند تماس گرفتند و همکاری‌های سیفو در این ماموریت از سازمان خود را به آن‌ها توضیح دادند. از آن‌ جایی که کارمندان پایان یک کار را به عنوان یک فرصت مثبت برای انجام کار خوب برای دیگران دیدند، این حادثه شیو‌ه‌ای را که سازمان نسبت به خروجی‌ها و کسانی که بی‌کار می‌شدند نگاه می‌کرد را تغییر داد.

ما هر روز فرصت‌هایی برای کمک به دیگران در ساخت هدف و معنایی مثبت با شیوه و روش ارتباط ما با همکارانمان در دست داریم و ارزش دارد که ما از این موقعیت‌ها آگاه باشیم و از آن‌ها نهایت استفاده را ببریم. با این کارها نه تنها روحیه دیگران را بالا می‌بریم بلکه استعداد درونی خود را برای اهداف مختلف با برقراری ارتباط مثبت با دیگران، افزایش می‌دهیم.

 

منبع: HBR

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها