چگونه مسائل سخت را با سیستم‌های فکری آسان کنیم

3 آبان 1396 - 2:00
مدیریت شخصی - چگونه مسائل سخت را با سیستم‌های فکری آسان کنیم
چگونه مسائل سخت را با سیستم‌های فکری آسان کنیم
امتیاز مطلب: 93%

هر زمانی که می‌اندیشیم، در حقیقت در حال طرح کردن دیدگاه خود بر روی واقعیت‌ها هستیم. ذهن انسان بسیار قدرتمند است و اگر بتوان آن را با پیچیدگی‌ها  سازگار ساخت، می‌توان تمامی مسائل را حل کرد، برای آشنایی با سیستم‌های فکر کردن در ادامه با یوکن همراه باشید.

متفکر سیستماتیک انقلابی و استاد دانشگاه درک کابررا، اشاره می‌کند؛

"هنگامی که ما دنیا را به عنوان نتیجه‌‌ای از روابط سیستماتیک درک کنیم، پس از آن بهتر است که واقعیت‌ها را تخمین بزنیم."

کتابی نیز بر این اساس به عنوان "سیستم‌های فکر کردن کارها را آسان می‌کنند: امیدی جدید برای مسائل بسیار مشکل" توسط او نوشته شده است و توصیه می‌شود که این سیستم‌های فکر کردن را در زندگی خود به کار گرفته و از آن نهایت استفاده را ببرید.

 

بهترین راه برای حل مشکلات پیچیده

اگر شما مجبور بودید به مسئله‌ای فکر کنید که پایه و اساس تمام مسائل و مشکلات دیگر باشد، در آن شرایط چه می‌گفتید؟ درک، ما را آگاه می‌کند که اگر ما شیوه فکر کردنمان را عوض نکنیم، حل مشکلات پیچیده برای ما بسیار سخت خواهد بود. در حقیقت، آلبرت انیشتین نیز با این مسئله موافق بود و اظهار داشت که :

"ما بدون تغییر الگوی افکارمان، قادر به حل مشکلات ساخته شده توسط الگوی افکار فعلی‌مان نخواهیم بود."

بنابراین، مشکلات پیچیده، چه مشکلاتی هستند؟

"مشکلات پیچیده نتیجه عدم مطابقت ذهن ما با چگونگی کار کردن هر چیزی و عدم مطابقت فکر ما نسبت به چگونگی کارایی آن‌ها است."

 

چرا سیستم‌های فکر کردن بهترین روش برای نوآوری است؟

سیستم‌های فکر کردن بهترین روش برای نوآوری است و در حقیقت سه راه برای نوآوری وجود دارد.

۱. اختراع چیزی جدید

۲. بهبود بخشیدن یک محصول

۳. ترکیب دو چیز که باعث ساخت چیزی جدید شود

سیستم‌های فکری همچنین برای انتقال آموخته‌ها از زمینه‌ای به زمینه‌ای دیگر عالی هستند. درک همراه با همسرش لاورا، چگونگی استفاده از سیستم‌های فکری در انتقال دور را توضیح می‌دهد. این‌گونه یادگیری به گونه‌ای است که شما در یک زمینه علمی یا هر زمینه‌ای چیزی را آموخته و آموخته‌ خود را به زمینه‌ای دیگر انتقال می‌دهید، با این کار شما به خود چیزهای جدید بسیاری را می‌آموزید.

درک و لاورا سیستم‌های فکر کردن را پس از توسعه معادل سازی، کشف کردند. اما این همسرش لاورا بود که سیستم‌های فکر کردن را  به شکلی قابل فهم برگرداند و تفسیر کرد. لاورا در زمینه ترجمه و بازگردانی تحقیقات تخصص دارد که با این تخصص می‌تواند مفاهیم مبهم و غیرقابل لمس را به مفاهیمی قابل فهم، برگرداند و به شکلی آن‌ها را ترجمه کند. سپس آن‌ها سیستم‌های فکری را در چهار قانون ساده توضیح دادند. اما قبل از پرداختن به آن چهار قانون باید با چند مفهوم کلیدی آشنا شد.

 

پایه و اساس سیستم‌های فکر کردن

مدل ذهنی

"تمامی مدل‌های ذهنی اشتباه هستند، سوال اصلی این است که به چه اندازه این مدل‌ها باید اشتباه باشند تا کارایی نداشته باشند." –جورج ای.پی بوی

این پایه و اساس سیستم‌های فکر کردن است. درک به اطلاع ما می‌رساند که مدل‌ ذهنی توضیحی درباره پردازش ذهن هر شخص در چگونگی کارکرد هر چیزی در دنیای واقعی است. حال بیایید به بحث مشکلات پیچیده بپردازیم. زمانی مشکلات پیچیده حاضر هستند که مد‌ل‌های ذهنی ما نیز پیچیده باشند.

درک این معادله را برای مدل‌های ذهنی در نظر می‌گیرد

اطلاعات + ساختار = مدل‌های ذهنی

اطلاعات شامل تمامی اجسام، اطلاعات یا هر دانسته‌ای است که بر روی مفهوم تاثیر می‌گذارند.

ساختار شامل زمینه‌های ساختاری مخفی است که بر روی مفهوم تاثیر می‌گذارند.

سیستم سازگار با پیچیدگی

نظریه پیچیدگی تحقیقاتی از دانشمندان را به نمایش می‌گذارد که عدم قطعیت و غیرخطی بودن را بررسی می‌کند. نظریه پیچیدگی بر روی تعاملات و بازخوردهای حلقه‌ای که به طور مداوم در حال تغییر کردن هستند، تاکید دارد. به همین دلیل سیستم‌های فکر کردن باید یک سیستم سازگار با پیچیدگی باشند.

چهار قانون ساده در سیستم‌های فکر کردن

اکنون می‌خواهیم چهار قانون ساده در سیستم‌های فکر کردن را بررسی کنیم. این قوانین چهار عملکرد آگاهی را نشان می‌دهند.

  • شناخت‌ها
  • سیستم‌ها
  • روابط
  • چشم‌اندازها

شناخت‌ها

به عبارت ساده، هر ایده با یک شناخت یا فکر شروع می‌شود. اکنون می‌خواهیم با توضیح درک درباره شناخت آشنا شویم

  • شناخت‌ها کلیدی برای حل مشکلات پیچیده هستند
  • آن‌ها درون‌مایه یک مشکل را شناسایی می‌کنند.
  • آن‌ها مرزهایی برای تعریف کردن یک ایده هستند.
  • در اصل، کلمات همان معنایی را که ما می‌خواهیم می‌دهند.
  • کلمات کلیدی: مقایسه، تضاد، تعریف، تمیز دادن

سیستم‌ها

"تغییرات ایجاد شده در شیوه تشکیل یک ایده، می‌توانند معنی و مفهوم خود ایده را تغییر دهد." –درک کابررا

همانند شناخت‌ها، هر ایده یا تفکر سیستمی است که از بخش‌های مختلف تشکیل شده است. اکنون می‌خواهیم باهم این بخش‌ها را بررسی کنیم.

  • هر ایده یا تفکر، می‌تواند به بخش‌های مختلفی تقسیم شود. (جداسازی)
  • هر ایده یا تفکر، می‌تواند یک بخش کلی را تشکیل دهد. (ساخت)
  • هر شخصی که بتواند هر ایده را هم به بخش‌های مختلفی تقسیم کرده و هم به یک بخش کلی تبدیل کند. (ایده پرداز)
  • ایده پردازان کسانی هستند که توانایی ساخت و ترکیب کردن ایده‌ها را دارند؛ علاوه بر آن، آن‌ها می‌توانند ایده‌ها را برای فهم بهتر به قسمت‌های مختلفی تقسیم کنند.
  • کلمات کلیدی: کل، بخش، قسمت، تکه‌تکه کردن، ساختن

"عامل به وجود آمدن یک بخش یا قسمت تعلق آن به یک واحد کل است و عامل به وجود آمدن یک واحد کل به دلیل وجود بخش‌های آن است؛ هر واحد کل نیز می‌تواند بخشی از یک واحد کل بزرگ‌تر باشد. ذهن شما برای دیدن و فهمیدن این‌ها نیاز دارد تا به کار گرفته شود. در دنیای واقعی هر چیزی که بدان نگاه می‌کنید دارای بخش‌های متفاوتی است." –درک کابررا

روابط

روابط از یک کنش و واکنش تشکیل شده است و درک این‌گونه روابط را تعریف می‌کند.

  • ما بدون دانستن روابط بین ایده‌ها و یا سیستم‌ها، نمی‌توانیم درباره یک ایده چیز زیادی فهمیده و آن‌ها را درک کنیم.
  • هر شکلی از روابط نیازمند در نظر گرفتن دو اصل پایه است: کنش و واکنش.
  • کلمات کلیدی: ارتباط، به هم پیوستگی، برهم‌کنش،  اتصال، کنش، واکنش، بازخورد

چشم‌اندازها

”اگر شیوه نگاه کردن خود را نسبت به هر چیزی تغییر دهید، آن چیزی که به آن نگاه می‌کنید نیز تغییر می‌کند." –درک کابررا

اکنون می‌خواهیم نگاهی به آخرین قانون یعنی چشم‌انداز بیندازیم. ما به طور کلی زمانی که قادر به شناسایی مرزهای یک سیستم باشیم می‌توانیم چشم‌اندازها را شناسایی کنیم. درک چشم‌اندازها را این‌گونه تعریف می‌کند.

  • گاهی اوقات چشم‌اندازها به قدری برای ما ساده و ناخودآگاه هستند که ما نسبت به آن‌ها آگاهی نداریم، اما آن‌ها نسبت به ما آگاه هستند.
  • چشم‌اندازها از دو عنصر مرتبط تشکیل شده‌اند؛ اول جهتی است که ما از آن به یک ایده و یا چیزی نگاه می‌کنیم و دوم ایده‌ها و چیزهایی که در معرض دید هستند. (نقطه نظر)
  • آگاهی داشتن از چشم‌اندازهایی که قبول می‌کنیم یا نمی‌کنیم، عمیقا به درک ما از خودمان و دنیای اطرافمان بستگی دارد.
  • همراه با تغییر چشم‌اندازها ما شناخت‌ها، روابط و سیستم‌هایی که نمی‌بینیم اما استفاده می‌کنیم را نیز تغییر می‌دهیم.
  • نتیجه داشتن چشم‌اندازی متفاوت، تغییر نقطه نظرات است.

"چشم‌اندازها می‌توانند برای گسترش تفکر ما و در نظر گرفتن گزینه‌های بیشتر مورد استفاده قرار بگیرند. چشم‌اندازها همچنین می‌توانند تفکر ما را محدود کنند تا بتوانیم تمرکز بیشتری داشته باشیم." –درک کابررا

شکاف‌ها را به وسیله سیستم‌های‌ فکر کردن پر کنید

"سیستم‌های فکر کردن چیزی بیشتر از تمرین برای ساخت ذهن شناختی است و چیزی فراتر از ساختن دی‌ان‌ای به وسیله 4 نوکلئوتید نیست."

حال نگاهی می‌اندازیم به چگونگی استفاده از ابزار سیستم‌های فکری، ابتدا به تکنیکی به نام جهش شناختی نگاهی می‌اندازیم. این تکنیک، تکنیکی قدرتمند است که درک آن‌ را با ما به اشتراک می‌گذارد.

"اراده سرعت فکر ما را افزایش می‌دهد"

انواع جهش‌های شناختی

  • قیاس
    قیاس به معنای مقایسه دو چیز است که شباهت‌ها را نشان می‌‌دهد. درک ما را آگاه می‌کند که "نبوغی که باعث شد قیاس اختراع شود این بود که آن‌ها یک مدل ذهنی از شیوه رایجی که ما به کمک آن می‌توانیم درک ‌کنیم را به ما ارائه دادند."
  • استعاره
    استعاره هنگامی که ما نیاز داشته باشیم دو چیز را که از یک جنس نیستند اما با هم نقاطی مشترک دارند را مقایسه کنیم، استفاده می‌شود.

جهش‌های شناختی تازه

  • دوایر چشم‌انداز
    دوایر چشم‌انداز نقطه (الف) و یا دیدگاه(نظر) (ب) را تغییر می‌دهد که این تغییر چشم‌انداز کلی را تغییر خواهد داد. به عبارتی دیگر این نگاه کردن از یک ایده (ب) از چشم‎انداز یک ایده (الف) است.
  • قسمت-قسمت‌ها
    این جهش یک شیء یا یک چیز کامل را به عنوان یک شیء یا چیزی که از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده است نشان می‌دهد. ایده اصلی این است که 1. یک ایده یا یک چیز را به قسمت‌های مختلف تقسیم کنید. 2. قسمت‌ها را به هم ربط دهید. پس از انجام این کار می‌توان از طریق چشم‌انداز این موارد را گسترش داد.
  • دمبل
    شما به دمبل می‌توانید به عنوان دو ایده یا دو چیز و رابطه بین آن‌ها نگاه کنید. با گسترش بیشتر، ما می‌توانیم چیزی که یک دمبل "امس" نامیده می‌شود را بیابیم که در این دمبل "ا" به معنای ارتباط، "م" به معنای مشخص‌ کردن و "س" به معنای سامانمند کردن یا سیستماتیک کردن است. درک، این جهش‌ها را الگوریتم‌های نوآوری می‌خواند. او از دمبل امس در حل مشکلات و مسائل پیچیده استفاده می‌کند زیرا پیچیدگی در رابطه بین ایده‌ها پنهان شده است.

ابزاری که به شما در تطابق سیستم‌های فکر کردن کمک می‌کنند

در نهایت، نگاهی مختصر به برخی از ابزارهای درک و لاورا که برای کمک به ما در فهم سیستم‌های فکر کردن ساخته‌اند، می‌پردازیم.

  • فرانقشه(Metamap)
    این ابزار برای کمک به ما در ترسیم دقیق طراحی پردازش فکر با استفاده از چهار قانون سیستم‌های فکر کردن ساخته شده است. شما حتی ‌می‌توانید از این ابزار برای ترسیم طرح کلی یک مقاله استفاده کنید و حتی بهتر از آن این ابزار کاملا رایگان بوده و می‌توانید از آن استفاده کنید Metamap

  • بلوک‎های فکر (ThinkBlocks)
    این بلوک‌ها، بلوک‌هایی سه بعدی هستند که به صورت خشک پاک می‌شوند و هرکسی با هر سنی می‌تواند از آن‌ها استفاده کند.

  • ThinkQuiry
    این وب‌سایت از چیزی که درک به عنوان سوالات جای خالی بر اساس قوانین چهارگانه می‌نامد استفاده می‌کند. این سوالات می‌توانند در استفاده از ساختار قوانین چهارگانه و کشف ایده‌های جدید به ما کمک کنند. این وب‌سایت از روش سقراطی استفاده می‌کند و بیشتر از پاسخ‌ها بر روی سوالات متمرکز است. در سایت ThinkQuiry شروع به کشف ایده‌های جدید کنید.

درک هرکسی را در پیوستگی آگاهی و صلاحیت قرار می‌دهد. او پیوستگی را این‌گونه تعریف می‌کند

  1. ما از مرحله بی‌کفایتی و ناآگاهی شروع می‌کنیم (ما چیزهایی را که نمی‌دانیم را نمی‌دانیم.)
  2. اگر خوش‌شانس باشیم، شخصی ما را از خواب غفلت بیدار خواهد کرد و باعث می‌شود تا ما برای چیزی بیشتر و بهتر به جست و جو بپردازیم. سپس ما به مرحله بی‌کفایتی آگاهانه می‌رسیم که در این مرحله، ما متوجه می‌شویم چیزی وجود دارد که ما نیاز به دانستن آن داریم.
  3. هنگامی که ما برخی از شایستگی‌ها را توسعه دادیم، سپس به مرحله صلاحیت ناخودآگاه می‌رسیم. در این مرحله ما یک مهارت را بدون داشتن آگاهی کامل از آن مهارت، تمرین می‌کنیم. در این مرحله شناخت وجود داشته و خبری از فراشناخت نیست.
  4. هنگامی که ما در نهایت به مرحله صلاحیت آگاهانه می‌رسیم، از آنچه انجام می‌دهیم آگاهی داریم تا بتوانیم در آن جایی که نیاز است خود را تطبیق دهیم.

پیشرفت موفقیت آمیز در طول پیوستگی به این معنا است که ما در فراشناخت خود افزایش آگاهی خواهیم داشت؛ که این بسیار مهم است زیرا هر چیزی که ما تجربه می‌کنیم، یک مدل ذهنی همیشه در حال تغییر است.

دیدگاه درک برای سیستم‌های فکری این است که تمامی افراد دنیا از این استراتژی استفاده کنند. درک برای توسعه و رشد دیدگاه خود از این سه سوال زیر استفاده کرد و این سوالات می‌توانند به توسعه و رشد دیدگاه شما نیز کمک کنند. در نهایت می‌خواهیم این مقاله را با این سه سوال به پایان برسانیم.

  • سوال اول
    چه چیزی بیشتر از همه شما را عصبانی می‌کند؟
  • سوال دوم
    امروز چه می‌بینید؟
  • سوال سوم
    فردا باید چه ببینید؟

 

منبع: LifeHack

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها