تمریناتی که شما را از بن بست ذهنی نجات می دهد

6 فروردین 1397 - 4:00
مدیریت شخصی - تمریناتی که شما را از بن بست ذهنی نجات می دهد
تمریناتی که شما را از بن بست ذهنی نجات می دهد
امتیاز مطلب: 79%

وقتی به بن بست ذهنی می رسیم و ایده‌ی جدیدی برای حل مسائل نداریم، می توانیم آگاهانه به ذهنمان کمک کنیم و همه چیز را با نگاه جدیدی ببینیم. با یوکن همراه باشید تا تمرین‌هایی برای رهایی از بن بست ذهنی معرفی کنیم.

استیو جابز اعلام کرد خلاقیت، تنها مرتبط کردن مقولات مختلف به یکدیگر است؛ اما وقتی با موانع و بن بست های ذهنی رو به رو می شویم، در می یابیم خلق ایده‌های جدید، کار چندان آسانی نیست.

به‌کارگیری قدرت خلاقیت، کار پیچیده‌ای است. هیچ ژن خلاقیتی روی مغز مسئولیت تفکر خلاق را به عهده ندارد. در واقع، ما نمی توانیم ناگهان خلاقیت خود را به کار ببندیم یا آن را کنار بگذاریم. گزارش وب سایت آتلانتیک نشان می دهد، خلاقیت معمولاً به صورت ناخودآگاه و خارج از کنترل اتفاق می افتد.

تفکر خلاق بخش مهمی از زندگی ما را تشکیل می دهد. با انجام وظایف اصلی و شدت گرفتن رقابت‌های حرفه‌ای، توانایی ما برای خلق ایده‌های جدید، یکی از مهارت‌های اصلی ما به حساب می‌آید.

اگر نمی توانید ذهنتان را روی مسائل مختلف متمرکز کنید، فکرتان خالی از هر ایده‌ی جدیدی است یا حتی احساس می کنید به بن بست خلاقیت رسیده‌اید، در ادامه تمرین‌هایی را معرفی می کنیم که برایتان مفید هستند.

*اگر قادر به تمرکز نیستید، فعالیتی انجام دهید که شما را خوشحال می کند

یکی از نشانه‌های بن بست خلاقیت، این است نمی توانید حواستان را روی یک موضوع مشخص متمرکز کنید. به نظر می رسد همه چیز مهم‌تر از مسئله‌ای است که هم اکنون روی آن کار می کنید. با این وجود شما می توانید دوباره تمرکز خلاقانه‌تان را به دست آورید.

مالیندا مک فرسون، در سال 2015 میلادی، تحقیقی توسط یکی از داوطلبان دکترای دانشگاه هاروارد انجام داد مبنی بر اینکه وضعیت عاطفی افراد چگونه روی قدرت خلاقیت آن‌ها اثر می گذارد. مک فرسون دریافت بیشتر افراد به فیلم‌های غم انگیز، آهنگ‌های غمگین و داستان‌های تراژیک علاقه دارند؛ اما احساسات مثبت خلاقیت را در آن‌ها به جریان می اندازد.

*تمرین خلاقیت: از احساسات خود به عنوان یک مزیت استفاده کنید

پروژه‌ای که در حال انجام آن هستید برای مدتی کنار بگذارید و یک فیلم خوب ببینید. اگر حوصله فیلم دیدن ندارید، کمی پیاده روی کنید یا به سراغ یکی از دوستان قدیمی‌تان بروید. در هر صورت، خود را مشغول کاری کنید که باعث خوشحالی‌تان می شود و از ناامیدی رهایتان می کند.

*مدام خود را سرزنش می کنید؟ اهداف کوچکی با بازه‌های زمانی کوتاه در نظر بگیرید

خیلی افراد وقتی با یک بن بست ذهنی مواجه می شوند، مدام به دنبال سرزنش و انتقاد از خود هستند و افکاری منفی از ذهنشان می گذرد: "اصلاً کارت خوب نیست. هیچ کس همانند تو این‌قدر بد رفتار نمی کند. اصلاً چرا این کار را انجام دادی؟"

"انتقاد از خود" چیزی است که بیشتر مردم با آن مواجه هستند، اما گاهی به قدری این صدا بلند است که مانع پیشرفتمان می شود. شما از طریق یک ابزار اساسی می توانید جلوی این صدا را بگیرید و به مسیر درست برگردید.

آنتونی ترولوپ در اولین داستانش در سال 1847 میلادی، توانست 47 رمان، 18 اثر غیرداستانی، 12 داستان کوتاه و دو نمایشنامه بنویسد. راز موفقیت او تعهد به برنامه‌هایی که برای خودش تنظیم می کرد، بود. ترولوپ با خودش قرار گذاشته بود هر 15 دقیقه، 250 کلمه بنویسد.

برنامه‌ی ترولوپ نه تنها از تردیدهای شخصی او کاست، بلکه سبب شد به فرد خلاق‌تری تبدیل شود. حقیقت این است هر چه زودتر یک کار خلاقانه انجام دهید، خود را انسان موفق‌تر و کاراتری خواهید دید.

*تمرین خلاقیت: برنامه‌های زمانی دقیقی برای خود تعیین کنید و به آن‌ها متعهد بمانید

پروژه‌ی فعلی‌تان را به بخش‌های کوچک تقسیم کرده و برای هر بخش، مهلت زمانی کوتاهی تعیین کنید. برای مثال در طول یک ساعت، هر 15 دقیقه، 250 کلمه از نوشته‌ی جدیدتان را بنویسید. یا هر 10 دقیقه، پنج مکان جدید را به‌عنوان مقاصد مشتری یابی پیدا کنید.

*خسته هستید؟ از راهکار دکتر سوس استفاده کنید

در بیشتر مواقع وقتی به بن بست ذهنی می رسیم که هیچ ایده‌ی جدیدی به ذهنمان نرسد، اما گاهی هم فکرهای زیادی در سر داریم.

یک صفحه‌ی سفید به این خاطر وحشتناک نیست که چیزی روی آن نوشته نشده، بلکه برای پتانسیل بالای آنچه ممکن است روی آن نوشته شود استرس‌زاست.

پس اگر فکر می کنید از فشار کار و فکر زیاد درمانده شده‌اید، از روش دکتر سوس استفاده کنید.

تئودور سوس گایزل، قبل از نوشتن کتاب "تخم مرغ‌های سبز و گوشت" که دو میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رسید، با ناشر خود بنت سرف روی یک داستان شرط بندی کرد. سرف می گفت گایزل نمی تواند با استفاده از 50 واژه‌ی مختلف، یک داستان سرگرم کننده کودکانه بنویسد؛ اما او توانست این کار را انجام دهد و شرط را برد.

اکنون سؤال مطرح می شود چرا محدودیت سبب شد سوس به فرد خلاق‌تری تبدیل شود؟

  • او باید از راه حل‌های جدیدی استفاده می کرد. اگر شما به حرفه‌ی عکاسی مشغول هستید اما دوربین تان قابلیت‌های تنظیم نور مناسبی ندارد، برای اینکه تصاویر باکیفیتی ثبت کنید باید به دنبال راه‌های جدید باشید.
  • تنوع انتخاب باعث نشد از مسیر اصلی منحرف شود. وقتی گزینه‌های محدودی در مقابل شماست، دیگر دچار "فلج انتخاب" نمی شوید و می توانید روی تکمیل کارهایتان متمرکز شوید.
  • او ناچار بود به صورت کاربردی‌تر فکر کند. وقتی بوم نقاشی یا ابزارهای شما تغییر می کند، مجبور هستید دوباره فکر کنید که اکنون چه کاری از دستتان بر می آید. پس سؤالی که به ذهنتان می رسد از "چه کار کنم؟" به "با چیزهایی که در اختیار دارم چه کاری می توانم انجام دهم؟" تغییر می کند.

*تمرین خلاقیت: از انتخاب‌ها و ابزارهای متفرقه فاصله بگیرید

یک مهلت زمانی دقیق تعیین کنید و تمام ابزارهایی که در اطرافتان هستند را کنار بگذارید. به‌عنوان مثال، به جای تایپ کردن روی کاغذ بنویسید، طرحتان را روی کاغذ رسم کنید. تمرین دیگر این است برای خودتان یک محدودیت ذهنی تعیین کنید؛ مثلاً وقتی به دنبال نوشتن یک رمان هستید، فصل دیگر را از نگاه یکی از شخصیت‌های داستان بنویسید.

*ایده‌ی جدیدی به ذهنتان نمی رسد؟ از کاتالیزور فکری استفاده کنید

در بیشتر مواقع هر چقدر تلاش می کنید، ایده‌ی جدیدی به ذهنتان خطور نمی کند. در این شرایط، گزینه‌های مختلف را تست می کنید، در مسیرهای جدید قدم بر می‌دارید؛ اما باز هم به ایده‌ای نمی رسید. در این وضعیت، تلاش بیشتر به دستاوردهای کمتری منجر می شود.

بخش مهمی از خلاقیت، به "تفکر واگرا" مربوط است: یعنی ایجاد ارتباط میان ایده‌هایی که ظاهراً هیچ ربطی به یکدیگر ندارند.

در پروسه‌ی خلاقیت، مغزتان قبل از اینکه به مرحله‌ی "انکوباسیون" برسد، تمام الهامات و محتوا را جمع آوری می کند. سپس این ایده‌ها روانه ذهنتان می شوند و کنار یکدیگر قرار می گیرند.

وقتی ایده‌های مناسب کنار هم قرار می گیرند، به کشف یک موضوع رهنمون می شوید. شاید این طور به نظر برسد پروسه‌ی خلاقیت تحت کنترل شما نیست، اما این چنین نیست. تنها باید راهی برای ایجاد این ارتباطات پیدا کنید.

خیلی از متفکران خلاق می توانند روند انکوباسیون را سرعت ببخشند. برای مثال، برایان انو، موزیسین، هدف خود را "نگاه کردن به جزئیات بی‌اهمیت و تقویت کردن آن‌ها"، تعریف می کند. او معتقد است "تکرار" به "تغییر" منجر می شود.

مهم نیست از چه روشی استفاده می کنید. هدف این است به جای روش‌های عمودی و منطقی حل مسئله، تفکر عرضی خود را تقویت کنید، یعنی جایی که ایده‌ها از ارتباطات غیرمتعارف به دست می آید.

*تمرین خلاقیت: پروژه‌ی خود را از بعد دیگری ببینید

با استفاده از طرز تفکر افقی یا عرضی، دیدگاه سنتی خود را در مورد پروژه‌ای که در دست دارید، کنار بگذارید. برای مثال، لیستی از چیزهایی که در این پروژه غیرممکن هستند تهیه کنید و بعد اثبات کنید آن‌ها اشتباه اند. یا یک واژه‌ی تصادفی از فرهنگ لغت انتخاب کرده و از آن به‌عنوان چشم اندازی که شما را به راه حل مسئله می رساند، استفاده کنید.

 

منبع: fastcompany

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها