ایده های بزرگ برای زندگی بهتر

براساس
به ترتیب
مدیریت شخصی
بیشتر مردم نمی تونن فکرهای بزرگ بکنن. بیشتر دوستان من که به کالج رفتن این طور فکر می کردن: امیدوارم وقتی فارغ التحصیل میشم یه شغل خوب داشته باشم. نه یه شغل خوب، یه شغل معقول. بزرگترین برنامه زندگی شون همینه: پیدا کردن یه شغل معقول.
بیشتر مردم نمی تونن فکرهای بزرگ بکنن. بیشتر دوستان من که به کالج رفتن این طور فکر می کردن: امیدوارم وقتی فارغ التحصیل میشم یه شغل خوب داشته باشم. نه یه شغل خوب، یه شغل معقول. بزرگترین برنامه زندگی شون...
مدیریت شخصی
اجازه بدید با این شروع کنم که من هیچ کدوم از چیزهایی که در این ویدیو میگم رو پیشنهاد نمی‌کنم. من فقط یکی از تأثیر گذارترین کتاب‌هایی که تا به حال نوشته شده رو انتخاب کردم و سعی می‌کنم بعضی از ایده هاش رو با مثال‌های مرتبط ارائه بدم.
اجازه بدید با این شروع کنم که من هیچ کدوم از چیزهایی که در این ویدیو میگم رو پیشنهاد نمی‌کنم. من فقط یکی از تأثیر گذارترین کتاب‌هایی که تا به حال نوشته شده رو انتخاب کردم و سعی می‌کنم بعضی از ایده هاش...
مدیریت شخصی
هر باری که از طرز فکر افراد فقیر انتقاد میکنم، یه عده از من عصبانی میشن، و میگن نباید از افراد فقیر متنفر باشم. من می­گم: «شما عقل خودتون رو از دست دادید!» من از فقرا متنفر نیستم؛ خودم بیشتر زندگیم فقیر بودم.
هر باری که از طرز فکر افراد فقیر انتقاد میکنم، یه عده از من عصبانی میشن، و میگن نباید از افراد فقیر متنفر باشم. من می­گم: «شما عقل خودتون رو از دست دادید!» من از فقرا متنفر نیستم؛ خودم بیشتر زندگیم ...
مدیریت شخصی
افراد زیادی باور نمی کنن که من بیشتر زندگیم از مطالعه کردن متنفر بودم. وقتی 18 سالم بود، به جز تکالیفم که مجبور بودم، حتی یه کتابم نخونده بودم.
افراد زیادی باور نمی کنن که من بیشتر زندگیم از مطالعه کردن متنفر بودم. وقتی 18 سالم بود، به جز تکالیفم که مجبور بودم، حتی یه کتابم نخونده بودم.
مدیریت شخصی
من بخش قابل توجهی از سالهای نوجوانیم رو اِسکواش بازی میکردم، توپ و به بالا و پایین دیوارها میزدم، دور زمین بازی می دویدم، در مسابقه های دنیا شرکت می کردم.
من بخش قابل توجهی از سالهای نوجوانیم رو اِسکواش بازی میکردم، توپ و به بالا و پایین دیوارها میزدم، دور زمین بازی می دویدم، در مسابقه های دنیا شرکت می کردم.
مدیریت شخصی
یادمه توی کالج، باید کلاس هایی رو می رفتم که به اونا علاقه نداشتم و هر کلاس 53 دقیقه بود و هر دو دقیقه یکبار به ساعت نگاه می کردم. نمی تونستم روی هیچ چیز تمرکز کنم. فقط صبر می کردم که کلاس تموم بشه.شاید باید برای عدم تمرکز دارو مصرف می کردم،
یادمه توی کالج، باید کلاس هایی رو می رفتم که به اونا علاقه نداشتم و هر کلاس 53 دقیقه بود و هر دو دقیقه یکبار به ساعت نگاه می کردم. نمی تونستم روی هیچ چیز تمرکز کنم. فقط صبر می کردم که کلاس تموم بشه....
مدیریت شخصی
یادمه وقتی داشتم توسعه فردی رو می فهمیدم، فکر می کردم این بهترین چیز ممکنه. من خیلی ناشی بودم و به این نتیجه رسیدم که میتونم در چیزهایی که بَدم بهتر بشم. این خیلی خوبه اما با مشکلی مواجه شدم که تقریبا همه ی کسانی که در این مسیر هستن مواجه میشن و اون "اقدام برای بهبود همه چیزه". خُب اینجوری میشه
یادمه وقتی داشتم توسعه فردی رو می فهمیدم، فکر می کردم این بهترین چیز ممکنه. من خیلی ناشی بودم و به این نتیجه رسیدم که میتونم در چیزهایی که بَدم بهتر بشم. این خیلی خوبه اما با مشکلی مواجه شدم که تقریبا...
مدیریت شخصی
فرض کنین شما جز اولین انسان ها هستید و با فرزندتون بیرون رفتید و یه شیر رو می بینید، نمی دونید شیر چیه و فرزند کوچکتون رو می فرستید که با اون بازی کنه و شیر فرزند شما رو می خوره، به خونه بر می گردید و ناراحتید ، اشکالی نداره
فرض کنین شما جز اولین انسان ها هستید و با فرزندتون بیرون رفتید و یه شیر رو می بینید، نمی دونید شیر چیه و فرزند کوچکتون رو می فرستید که با اون بازی کنه و شیر فرزند شما رو می خوره، به خونه بر می گردید ...
توسعه فردی
یادم میاد خیلی وقت پیش فیلم «در جستجوی خوشبختی» رو میدیدم و به نظرم خیلی قشنگ بود، نمیتونستم جلوی گریه خودم رو بگیرم و خیلی هیجانزده شده بودم.
یادم میاد خیلی وقت پیش فیلم «در جستجوی خوشبختی» رو میدیدم و به نظرم خیلی قشنگ بود، نمیتونستم جلوی گریه خودم رو بگیرم و خیلی هیجانزده شده بودم.
دسته بندی ها