اهمیت مثبت اندیشی در چیست و چطور می توان به آن دست یافت؟

11 اسفند 1395 - 12:07
مدیریت شخصی - اهمیت مثبت اندیشی در چیست و چطور می توان به آن دست یافت؟
اهمیت مثبت اندیشی در چیست و چطور می توان به آن دست یافت؟
امتیاز مطلب: 99%

اغلب به ما توصیه می شود که روحیه ی مثبت خود را حفظ کنیم. هر چقدر که این چالش بزرگ تر می شود، نگاه کردن به نیمه ی پر لیوان نیز غیر واقعی تر و دشوارتر به نظر می رسد. اگر مثبت اندیشی را افکار واهی و پوچی بدانیم، حفظ تمرکز برای دستیابی به آن مشکل تر خواهد شد.

مانع واقعی برای دستیابی به روحیه ی مثبت این است که مغز ما به نوعی تکامل یافته که تنها به دنبال تهدیدها و خطرها بوده و تمرکز روی آنها را ساده تر می داند. این مکانسیم طبیعی به زمانی برمی گردد که اجداد ما در غارها، شکارچیانی بوده اند که احتمالات کشته شدن در محیط اطرافشان به فراوانی یافت می شد.

این شرایط به میلیون ها سال قبل بر می گردد. اما امروزه این مکانیسم به تمایل مغز برای نگرش و افکار منفی تبدیل شده تا زمانی که حقیقتا یک مورد تهدید آمیز را پیدا کند. این تهدیدها، احتمال رویدادها یا کارهایی که به نتایج بد منجر خواهند شد را چند برابر می کنند. زمانی که تهدیدها در مسیری که طی می کنید، به واقعیت تبدیل می شوند، این مکانیسم به نفع شما خواهد بود. اما زمانی که این تهدیدها را تصور می کنید و بعد از دو ماهی که روی پروژه ی خود کار کرده اید، به این نتیجه رسیده اید که با شکست مواجه می شود، در واقع تحت تاثیر منفی این مکانیسم قرار گرفته اید که چشم انداز ضعیفی را برای شما به ارمغان آورده و زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

حفظ روحیه ی مثبت یک چالش روزانه است که به تمرکز و دقت نیاز دارد. اگر می خواهید که نسبت به واکنش طبیعی مغز در برابر تهدیدها مقاومت کنید، باید عمدا و از روی قصد و هدف این کار را انجام دهید. حفظ روحیه ی مثبت به صورت اتفاقی محقق نمی شود. در ادامه با اهمیت مثبت اندیشی آشنا می شوید؛ با یوکن همراه شوید:

ارتباط مثبت اندیشی با سلامت

منفی گرایی دردسرساز است؛ چرا که برای سلامت شما زیان بار خواهد بود. تا به حال مطالعات بسیاری نشان داده اند که مثبت اندیشی از لحاظ جسمی و روانی، سالم تر از منفی بافی است. مارتین سلیگمن از دانشگاه پنسیلوانیا آزمایش های زیادی را در این زمینه طراحی و اجرا کرده است. سلیگمن با محققانی از دارتموث و دانشگاه میشیگان همکاری کرده و آزمایشی را با شرکت کنندگانی از رده های سنی 25 تا 65 سال اجرا کرد؛ آنها تاثیر سطح مثبت اندیشی و منفی گرایی بر میزان سلامتی شرکت کنندگان را مورد بررسی قرار دادند. این بررسی ها نشان می دهند که سلامت افراد منفی باف به مرور زمان و با افزایش سن، رو به وخامت می رود.

مطالعات سلیگمن به تحقیقات انجام شده توسط کلینیک مایو شباهت دارد؛ بررسی های آنها نشان می دهد که افراد خوش بین، کمتر دچار بیماری های قلبی عروقی شده و عمر آنها طولانی تر است. البته هنوز از مکانیسم دقیق تاثیر منفی بافی بر سلامت، اطلاعاتی در دست نیست؛ با اینحال، مققان دانشگاه yale  و کلورادو به این نتیجه رسیده اند که منفی بافی با واکنش های تضعیف شده ی سیستم ایمنی همراه شده و ممکن است به تومورها و بیماری های عفونی منجر شود.

محققان دانشگاه کنتاکی از این نیز فراتر رفته و میزان خوش بینی و بد بینی را با یک ویروس، به بدن منتقل کرده و واکنش های ایمنی را اندازه گیری کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که مثبت اندیشی، واکنش های ایمنی قوی تری را در مقایسه با بدبینی نشان می دهد.

ارتباط مثبت اندیشی با عملکرد

حفظ روحیه و نگرش مثبت، تنها برای سلامتی مفید نیست. مارتین سلیگمن همچنین به مطالعه ی ارتباط میان مثبت اندیشی و عملکرد افراد پرداخته است. برای مثال در یکی از بررسی های خود میزان مثبت اندیشی یا گرایش منفی کارمندان بیمه را در زمینه ی فعالیتی آنها مورد اندازه گیری قرار داد. کارمندان مثبت اندیش توانستند 37 درصد بیشتر از کارمندان منفی باف فروش های خود را نهایی کنند.

مارتین سلیگمن بیشتر از هر فرد دیگری به مطالعه ی مثبت اندیشی پرداخته است. او به توانایی تحول افکار منفی و تمایلات طبیعی مغز باور دارد و می داند که چطور می توان به این مهم دست پیدا کرد. او نه تنها به این موضوع باور دارد، بلکه مطالعات او نشان داده اند که افراد می توانند تمایلات افکار منفی خود را با استفاده از تکنیک های ساده، به سمت افکار مثبت سوق دهند؛ این تکنیک ها می تواند رفتارهای طولانی مدتی را ایجاد کند که در نهایت به عادت های مثبت تبدیل می شود.

برای اینکه روحیه ی مثبت خود را برای همیشه حفظ کنید، می توانید این سه روش را به کار بگیرید:

1. حقایق را از تخیلات جدا کنید.

اولین گام برای یادگیری نحوه ی تمرکز روی مثبت اندیشی این است که بدانید چطور باید افکار و حرف های منفی که با خود تکرار می کنید را تحت کنترل داشته باشید. هر چقدر که این افکار منفی را با خودتان تکرار می کنید،  در واقع قدرت بیشتری را در اختیار آنها قرار می دهید. بیشتر افکار منفی ما، تنها فکر بوده و حقیقت ندارند.

به محض اینکه احساس کردید حرف ها و افکار منفی را که صدای درونتان گوشزد می کند، باور کرده اید، باید روند آن را متوقف کرده و آنها را روی کاغذ پیاده کنید. هر کاری که انجام می دهید را کنار گذاشته و هر چیزی که در فکرتان می گذرد را روی کاغذ بنویسید. به محض اینکه آنها را یادداشت کردید، منطقی تر خواهید شد و با ذهن آزادتری به ارزیابی آنها می پردازید. نوشته های خود را ارزیابی کرده و میزان حقیقی بودن آنها را بررسی کنید. متوجه می شوید که استفاده از کلماتی مثل هرگز، همیشه و یا بدترین، باعث نمی شود که افکار شما حقیقی تر باشد.

آیا حقیقتا همیشه کلیدهای خود را گم می کنید؟ البته که نه. شاید برخی روزها آن را فراموش کرده اید، اما در اکثر مواقع، آن را به همراه دارید. آیا هرگز نمی توانید راه حلی را برای مشکلاتتان پیدا کنید؟ اگر حقیقتا تا این اندازه با مشکل مواجه شده اید، پس احتمالا در برابر کمک گرفتن از دیگران مقاومت می کنید. و یا اگر حقیقتا با یک مشکل دشوار و رام نشدنی مواجه هستید، پس چرا وقت خود را با استرس و نگرانی بیهوده هدر می دهید؟ اگر بعد از نوشتن افکار روی کاغذ، باز هم احساس کردید که آنها حقیقی هستند، آن را به دوست، همکار و یا هر فرد دیگری که به او اعتماد دارید، نشان دهید؛ بررسی کنید که آیا آنها هم افکار شما را حقیقی می دانند یا خیر. بدین ترتیب، حقیقت مساله روشن خواهد شد.

زمانی که احساس می کنید که اوضاع هیچوقت بر وفق مراد شما نیست و یا اینکه چیزی که می خواهید، هرگز اتفاق نمی افتد، در واقع تنها تحت تاثیر تمایل طبیعی مغز در برابر تهدیدها قرار گرفته اید. شناسایی و مشخص کردن حقیقی یا تخیلی بودن افکار به شما کمک می کند که از چرخه ی منفی بافی در امان بمانید و چشم انداز مثبتی را به دست آورید.

2. شناسایی وقایع و اتفاقات مثبت

به محض اینکه از سرکوب کردن خود و افکار منفی نجات پیدا کردید، وقت آن فرا رسیده که به مغز خود یاد بدهید که روی چه چیزهایی متمرکز شود؛ یعنی همان روحیه ی مثبت.

این روش بعد از تمرین های چند باره، آسان تر می شود؛ اما در وهله ی اول باید به ذهن سرگردان خود کمک کرده و نکته ی مثبتی را در اختیار آن قرار دهید تا روی آن متمرکز شود. هر چیز مثبتی می تواند دقت مغز شما را متمرکز کند. زمانی که همه چیز روی روال پیش می رود و روحیه ی خوبی دارید، این کار آسان تر می شود. اما زمانی که هیچ چیز بر وفق مراد نیست و ذهنتان از افکار منفی انباشته شده، این کار به یک چالش تبدیل خواهد شد. در این مواقع، به روز خود فکر کرده و یک اتفاق مثبت را پیدا کنید، فرقی نمی کند که چقدر کوچک یا بزرگ باشد. اگر نکته ی خوبی در روز گذشته وجود ندارد، به روزها یا هفته های قبل تر نگاه کنید. حتی می توانید به چشم انداز مثبتی که برای خود در نظر گرفت اید فکر کنید.

منظور از این کار پیدا کردن یک نکته ی مثبت برای مواقعی است که افکار منفی به سراغ شما می آیند؛ در این زمان ها می توانید ذهن را روی نکته ی مثبتی که پیدا کرده اید، متمرکز کنید. در گام اول، با مجزا کردن حقیقت از تخیل، قدرت را افکار منفی می گیرید. گام دوم این است که افکار منفی را با مثبت جایگزین کنید. به محض اینکه یک فکر مثبت را شناسایی کردید، می توانید در صورت بروز افکار منفی، توجه خود را روی آنها متمرکز کنید. اگر برای این کار با مشکل مواجه شدید، می توانید پروسه ی نوشتن افکار منفی را تکرار کرده و با ذهن آزادتری به فکر کردن درباره ی رویدادها و نکته های مثبت بپردازید.

3. از قدردانی و حق شناسی یک عادت بسازید.

زمان هایی را برای خود اختصاص دهید و در آن به تمام چیزهایی که قدردان آنها هستید، فکر کنید. این کار باعث می شود که هورمون استرس زای کورتیزول تا 23 درصد کاهش پیدا کند. تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است افرادی که روزانه تلاش می کنند تا نگرشی از روی قدردانی را در خود ایجاد کنند، روحیه و انرژی مضاعفی را تجربه کرده و میزان اضطراب آنها نیز به خاطر کاهش کوریزول، کمتر می شود.

اگر هر روز تمرکز خود را روی مثبت اندیشی قرار دهید، بینش قدردانی را به دست می آورید. هر زمان که افکار منفی و بدبینی به سراغ شما آمد، از این ترفند استفاده کرده و آن را با افکار مثبت جایگزین کنید. بدین ترتیب، نگرش مثبت به یک عادت تبدیل خواهد شد.

نتیجه گیری نهایی

شاید این روش ها را بدیهی و سطحی بدانید، اما فراموش نکنید که از قدرت شگفت انگیزی برخوردار هستند. این روش ها می توانند عادت های قدیمی را از بین ببرند. با توجه به اینکه مغز ما به صورت طبیعی تمایل دارد که افکار منفی را در خود پرورش دهد، پس به شدت نیاز داریم تا برای به دست آوردن روحیه ی مثبت تلاش کنیم. با به کار گیری این روش ها با افزایش چشم گیری در سلامت جسمانی و روانی مواجه شده و از مزایای آن بر عملکرد اجرایی نیز بهره خواهید برد.

 

منبع: entrepreneur

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

دسته بندی ها