اسپیلبرگ بزرگ خاندان هالیوود؛ مردی که برای هالیوود به دنیا آمد!

18 دی 1396 - 10:58
بیوگرافی -  اسپیلبرگ بزرگ خاندان هالیوود؛ مردی که برای هالیوود به دنیا آمد!
اسپیلبرگ بزرگ خاندان هالیوود؛ مردی که برای هالیوود به دنیا آمد!
امتیاز مطلب: 96%

استیون اسپیلبرگ در 18 دسامبر 1946 در سینسیناتی اوهایو متولد شد. او بزرگ ترین و تنها پسر خانواده بود. پدرش آرنولد، مهندس برق بود که در حوزه ای نوپا از کامپیوتر کار می کرد و مادرش لی یک پیانیست کنسرت بود. مادر و سه خواهر او بسیار به او عشق می ورزیدند. اما در مدرسه رفتار مشابهی با او نشد. او در دوران تحصیلش اشتیاق کمی از خود نشان داد و در بهترین حالت خود نمرات متوسّطی را به  دست می آورد. استیون در کودکی به دلیل شغل پدرش به شهر های زیادی از جمله "نیوجرسی"، "حومه فینیکس"و در نهایت به آنچه "سیلیکون ولی" در نزدیک سان حوزه کالیفرنیا خوانده می شود نقل مکان کرد و بخشی از جوانی اش را  در آریزونا سپری کرد. اوّلین فیلمی که اسپیلبرگ در سالن سینما تماشا کرده است، بزرگترین نمایش روی زمین بود؛ این فیلم یک سیرک حماسه ای  در سال 1952 به کارگردانی "سیسیل بی. دمیل" بود. در ادامه با بیوگرافی اسپیلبرگ با یوکن همراه باشید.

فیلم های اسپیلبرگ را میتوان الهام گرفته از ترس های کهن مانند آرواره ها (1975)، اتفاقات اسرار آمیز کودکان  در دنیای شگفت انگیز و فراتر از آن مانند برخورد نزدیک از نوع سوم (1977)، و ای تی (1982) دانست.
اسپیلبرگ با اقتباس های ادبی مانند رنگ ارغوانی (1985) و امپراتوری خورشید(1987) نیز به موفقیت دست یافت و مخاطبان خود را با ماجراجویی های قهرمانش "ایندیانا جونز" در "مهاجمان صندوق گمشده" (1981) و "ایندیانا جونز و معبد مرگ" (1984) به ماجراجویی دعوت کرد.. 
فانتزی تخیلی "غالب در هوک" (1991) الهام گرفته از پیترپن اسپیلبرگ است، در حالی که پارک ژوراسیک (1993) و قسمت دوم آن " دنیای گمشده: پارک ژوراسیک" (1997) بر روی هیولاهای ترسناک سنّتی تکیه میکنند.
اسپیلبرگ به خاطر فیلمهای تاریخی قابل توجهش نیز زبانزد شده است. فیلم درام او درباره هولوکاست "فهرست شیندلر" (1993) با بازی "لیام نیسن" در نقش تاجری که به یک شهروند یهودی کمک میکند، برنده هفت جایزه اسکار، شامل جایزه بهترین کارگردانی شد.
وی در دوران کودکی به صورت آماتور فیلم سازی را آغاز کرد. او از دوربین فیلمبرداری خانواده اش استفاده می کردو از اردوهای تفریحی و دیگر رویدادهای خانوادگی فیلم برداری کرد امّا به سرعت از آنها خسته شد. سپس او شروع به فیلم برداری فیلمهای روایتی کرد و تلاش کرد تا از زوایای مختلف فیلم برداری کرده و از جلوه های ویژه ابتدایی استفاده کند. او در دوازده سالگی از یک فیلم نامه با استفاده از تعدادی از بازیگران فیلم ساخت. او بلند پروازانه رشد کرد و در شانزده سالگی فیلمی علمی – تخیّلی را فیلم برداری کرد که ان را "نورآتش" نامید. فیلمی که بیش از دو ساعت بود و موضوعی پیچیده درباره برخورد انسان به برخی موجود بیگانه بود. پدرش یک سینمای محلّی را اجاره کرد تا فیلم را به نمایش بگذارد و در یک شب هزینه 500 دلاری فیلم را به دست آورد. ابتدای راهی که وی را به فیلم ساز برنده جایزه اسکار تبدیل کرد. نمرات ضعیف اسپیلبرگ در دبیرستان مانع ورود او به دانشگاه جنوبی کالیفرنیا شد، امّا او در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در لانگ بیچ پذیرفته شد.
او در سال 1970 با مدرک لیسانس در رشته زبان انگلیسی فارغ التّحصیل شد. در آنجا دولت کالیفرنیا در برنامه تلویزیونی خودپخش فیلم نداشت و او اغلب به سینمامیرفت و هر فیلمی که می توانست را می دید. او نگه بانان "یونیورسال استودیو" را گول می زد و فیلم برداری پروژه های بزرگ را تماشا می کرد. اسپیلبرگ به ساخت فیلم ادامه داد و فیلمی کوتاه به نام "امبلین" را ساخت که پس از مدتی  به جشنواره فیلم آتلانتا در سال 1969 راه یافت. این فیلم جایزه جشنواره فیلم ونیز را ازان خود کرد و قراردادی هفت ساله با همان استودیویی که یواشکی به آن وارد میشد، بست.
مدیران استودیو به اندازه ای تحت تاثیر امبلین - داستانی ساده در مورد دختر و پسری که از صحرای موهاوی به اقیانوس، مجانی مسافرت می کنند - قرار گرفتند که آن را همراه با فیلم داستان عشق یک فیلم موفق در سال 1970 منتشر کردند.(امروزه اسپیلبرگ از نام امبلین برای شرکت تهیّه کنندگی خود استفاده می کند.)
اسپیلبرگ حرفه خود را با کارگردانی چند قسمت از برنامه تلویزیونی که در استودیو یونیورسال  فیلم برداری میشد به شکل حرفه ای آغاز کرد. اواخر دهه 60 میلادی به یکی از جوانترین کارگردانان جهانی تلویزیون تبدیل گشت و با فیلم تلویزیونی دوئل (1972) – درباره یک نبرد مرگبار بین ذهن یک راننده عادی و یک راننده دیوانه کامیون هجده چرخ بود که تبدیل به یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ تلویزیون آمریکا شد- فرصت کارگردانی در سینما برایش فراهم شد تا رشته طولانی از فیلم های موفق (از نظر تجاری)   او را به یکی از موفق ترین کارگردانان تمام دوران تبدیل کند. این فیلم در سینماهای اروپا و ژاپن منتشر شد و ساخت آن 16 روز  به طول انجامید و تولید آن تنها 350 هزار دلار هزینه در بر داشت. فروش این فیلم در خارج از کشور به پنج میلیون دلار رسید و جایزه های بسیاری را نیز به دست آورد. پس از آن، فیلم نامه های بسیاری به اسپیلبرگ پیشنهاد شد امّا او از کیفیّت آنها راضی نبود و برای یک سال از جریان اصلی استودیو کناره گیریکرد تا بر روی پروژه ای از خودش کار کند.
پروژه ای که برای خود بر روی آن پرداخته بود فیلم " شوگرلند اکسپرس" نام گرفت. فیلمی درام که درباره زنی است که شوهرش را مجبور می کند تا از زندان فرار کرده و کودک خردسالشان را از دست کسانی که او را به فرزندخواندگی گرفته بودند برباید. پس از ربودن یک ماشین پلیس، تعقیب و گریزی جذاب روی میدهد. این فیلم منجر به موفقیت  قطعی شد امّا یک شکست تجاری بود. با این وجود این فیلن منجر به ساخت فیلم موفّق " آرواره ها"در سال 1975 شد. با وجود این که فیلم "آرواره ها" اسپیلبرگ دو برابر بودجه 3.5 میلیون دلاری تعیین شده برای فیلم هزینه داشت،تبدیل به کارگردان مورد علاقه هالیوود در آن زمان شد زیرا این فیلم او در یک ماه اول اکران خود 60 میلیون دلار فروش کرد. این فیلم هم از نظر منتقدین و هم از نظر مردم بسیار محبوب بود. اسپیلبرگ در موقعیتی قرار داشت که هر کاری که می خواست را میتوانست انجام دهد. او شروع به ساخت فیلمی کرد که موضوع آن از کودکی ذهنش را به خود مشغول کرده بود.
برخورد نزدیک از نوع سوم (1977) شاید یکی از شخصی ترین فیلم های اسپیلبرگ باشد. این فیلم درباره تلاش قهرمانان طبقه متوسط جامعه برای برقراری ارتباط با سیاره ای دیگر است. با وجود تمامی جلوه های ویژه اش، قدرت این فیلم از اکتشاف در مورد آنچه مردم، هنگامی که متوجه میشوند این فرصت را دارند تا به رویاهای خود تحقق بخشند، حاصل می شود.
سه گانه "ایندیانا جونز" (1981 – 1989)، "ای تی" (1982) و "رنگ ارغوانی" (1985) نمونه هایی از بهترین و بدترین آثار اسپیلبرگ هستند. ایندیانا جونز ترکیبی از یک حس دوست داشتنی از سریال های قدیمی با حساسیتی معاصر را به تصویر کشیده است. با این حال، سطح بالایی از خون و خشونت سری دوم این سه گانه یعنی "ایندیانا جونز و معبد مرگ" (1984)، منجر به ایجاد رده بندی سنی که مشاهده آنرا برای افراد زیر 13 سال ممنوع می کرد شد که والدین را از وجود خشونت، سخنان رکیک وبرهنگی در فیلم آگاه می کرد.
فیلم "ای تی" (1982) کشور را در بر گرفته بود و عبارت معروف " phone home!”آن در سراسر جهان شنیده می شد.
اما فیلم "رنگ ارغوانی" (1985) انتقادات متفاوتی را دریافت کرد. اسپیلبرگ متّهم به کوچک شمردن نژاد آفریقایی – آمریکایی و زیبا نشان دادن فقر در منطقه روستایی جنوبی شد و برخی دیگر این فیلم را ستایش کردند؛ در واقع به این فیلم جوایز متعدّدی اعطا شد و نامزد جوایز بسیاری نیز بود.
اسپیلبرگ در میان همکارانش مانند جرج لوکاس و جان لندیس بسیار محبوب بود. او هنگامی که گرفتار مرگ سه تن از بازیگران فیلم "منطقه گرگ و میش" که اسپیلبرگ روی آن کار می کرد، شد از کار دست نکشید و ایستادگی کرد. در سال 1991، اسپیلبرگ فیلمی با یک بودجه بزرگ درباره پیترپن به نام هوک را کارگردانی کرد. همانطور که اسپیلبرگ همچنان به کارگردانی و تهیّه کنندگی ادامه می داد روز به روز قدرتمندتر می شد. او قادر به ساخت هر فیلمی بود و هیچ علاقه ای به راضی نگه داشتن منتقدین و یا مردم نداشت.
فیلم موفّق "پارک ژوراسیک" به کارگردانی اسپیلبرگ ساخته سال 1993 موضوع یکی از طولانی ترین و قدرتمندترین کمپین هایی تبلیغاتی قبل از انتشار فیلم در تاریخ سینما است. موضوع این فیلم در مورد یک پارکامروزی است که جاذبه اصلی آن دایناسورهای مهندسی ژنتیکی شده است. این فیلم در باکس آفیس و سینمای خانگی یک موفّقیّت کامل را به دست آورد. اسپیلبرگ قسمت دوم این فیلم به نام "دنیای گمشده: پارک ژوراسیک" را درسال 1997 منتشر کرد.

شاید یکی از جالب ترین (احساسی ترین) فیلم های اسپیلبرگ که به شدّت نزد منتقدان تحسین شد" فهرست شیندلر" (1993) بود که سیاه وسفید فیلم برداری شد. این فیلم یک شرح تخیّلی از زندگی واقعی است که در آن یک تاجر آلمانی به نام اسکار شیندلر (1974 – 1908) زندگی هزاران یهودی که در جنگ جهانی دوم (در سال 1939 تا 1945 جنگی بین دو گروهه متّفقین (آلمان، ایتایا و ژاپن) ومتّحدین (بریتانیا، فرانسه، اتّحاد جماهیر شوروی وایالات متّحده) در گرفت که جنگ جهانی دوم نام گرفت.) در کارخانه اش کار می کردند را نجات داد. این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم را دریافت کرد و خود اسپیلبرگ نیز جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. او در سال 1999 برای ساخت فیلم "نجات سرباز رایان" جایزه گلدن گلوب و اسکار بهترین کارگردانی را کسب کرد.
در سال 1998 اسپیلبرگ بار دیگر به سراغ جنگ جهانی رفت  و این بار از دید گاه سربازان آمریکایی  فیلم" نجات سرباز رایان" را کارگردانی کرد  که جایزه بهترین کارگردانی را برایش به ارمغان آورد. 
در سال 1982 Amblin Entertainment اوّلین شرکت فیلم سازی او تاسیس شد که در آن فیلم های موّفّق دیگری مانند "بازگشت به آینده" و شماره 2 و 3 این مجموعه فیلم و "چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟" ساخته شد.
در سال 1994 استودیوی دیگری را همراه با "جفری کاتزنبرگ" و "دیوید گفن" به نام Dreamwork SKG تاسیس کردند.
در سال 2001 او داستان علمی - تخیّلی فیلم "هوش مصنوعی" ، پروژه ای که استنلی کوبریک آغاز کرده بود را تکمیل کرد. سپس فیلم هایی شامل ماجراجویی های علمی - تخیّلی دیگر، مانند " گزارش اقلّیّت"  (2002) و " مونیخ" (2005) را کارگردانی کرد.
وی تهیّه کنندگی فیلمهایی مانند " پرچم های پدران ما" (2006) و "نامه هایی از ایوجیما" (2006) به کارگردانی کلینت ایستوود را به عهده گرفت. اسپیلبرگ در سال 2008 برای ساخت آخرین قسمت از مجموعه "ایندیانا جونز" به "جرج لوکاس" پیوست و در آن "هریسون فورد" به عنوان ماجراجوی مشهور در "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" نقش آفرینی میکند.
در سال 2011 اسپیلبرگ انیمیشن معروف " ماجراجویی های تن تن" را بر اساس سری کتاب های مصوّر محبوب "هرژه" کارگردانی کرد. با این حال این فیلم " اسب جنگی" بود که با انتقادات مثبت زیادی مواجه شد و نامزد شش جایزه اسکار شد.
اسپیلبرگ در سال 2012، پروژه فیلم اسطوره محور دیگری به نام "لینکلن" را  بابازی "دنیل دی لوئیس" در نقش لینکلن کلید زد. "جوزف گوردن لوئیت" در نقش پسر لینکلن "رابرت" و "سالی فیلد" در نقش همسر او " مری تاد لینکلن" ایفای نقش کردند. 
از این فیلم انتظارات زیادی میرفت و علی رغم اینکه نامزد دوازده جایزه اسکار شد موفّق به دریافت 2 اسکار گردید. اسپیلبرگ علاوه بر کارگردانی در پروژه های متعدّدی به عنوان تولید کننده اجرایی نقش مهمّی را ایفا کرده است. تولید سریال های تلویزیونی مانند "ترانووا"، "سقوط آسمانها" و "موجود" از جمله این پروژه هابوده است.
اسپیلبرگ همچنین به عنوان تهیّه کننده اجرایی در فیلم پر فروش " دنیای ژوراسیک" (2915) ایفای نقش کرده است. او  در همان سال، پروژه دیگری که در دوران جنگ سرد روایت شده را با نام "پل جاسوسان" با بازی "تام هنکس" را که نامزد جایزه اسکار شد را منتشر کرد. وی با تام هنکس در فیلم های "اگه میتونی منو بگیر" (2002) ، "ترمینال" (2004) و "نجات سرباز رایان" همکاری داشته است.
اسپیلبرگ پس از اقتباس از رمان "رولد دال" و ساخت انیمیشن "The BFG" (2016)، نقش اوّل فیلم "پست" (2017) را برای اوّلین بار همراه با "مریل استریپ"، به "تام هنکس" داد. این فیلم بر روی اعمال انتشارات "واشینگتن پست"(استریپ) و سردبیر(هنکس) تمرکز می کند، زیرا آنها تلاش می کنند تا اسناد پنتاگون، گنجینه ای از اسرار دولتی را با وجود عدم توافق رئیس جمهور ریچارد نیکسون افشا کنند. اسپیلبرگ به شدّت مجذوب ارتباط معاصر داستان شده است. در عین حال با توجّه به موضوع پوشش های دولت، فیلم" پست" رفتار با زنان در محل کار را نیز بررسی می کند. او می گوید:"من برای ساخت هر فیلمی به یک هدف انگیزشی نیاز دارم. هنگامیکه فیلم نامه را خواندم، فیلم نامه ای نبود که بتوان برای ساخت آن 2-3 سال صبر کرد، من حس کردم این داستان، داستانیست  که باید امروز گفته شود."
اسپیلبرگ علاوه بر سه اسکار خود، افتخارات زیادی را نیز کسب کرده است؛ او جایزه اسکار یادبود "ایروینگ جی. تالبرگ" را از آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در سال 1986 دریافت کرده است. در سال 2004 جایزه انجمن کارگردانان آمریکا و نشان لژیون دونور فرانسه برای قدردانی از زحملاتش به او اهدا شد و یک سال بعد نام او در تالار افتخارات داستان های علمی - تخیّلی قرار گرفت. در نوامبر سال 2015 نشان افتخار آزادی ریاست جمهوری ایالات متّحده، بالاترین جایزه مدنی در ایالات متّحده، به وی اهدا شد.

استیون اسپیلبرگ یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین سازندگان فیلم درهالیوود است و به عنوان مردی شناخته شده است که نبض آمریکا را به همان شکلی که آمریکا میخواهد دیده شود درک می کند.
اسپیلبرگ در سال 1985 با "امی اروینگ" (بازیگر) ازدواج کرد. آنها قبل از طلاقشان صاحب یک پسر به نام مکس شدند. او در سال 1991 با "کیت کپشاو" ازدواج کرد و در حال حاضر صاحب 5 فرزند هستند.
اسپیلبرگ نه تنها برای فیلم هایش بلکه برای فعّالیّت هایش در حمایت از حقوق بشر و عدالت اجتماعی نیز در ایالات متّحده و خارج ار ایالات متّحده جوایز بسیاری را به دست آورده است. ثروت تقریبی وی در حال حاضر 3.6 بیلیون دلار برآورد شده است.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها