تقویم تاریخ – 20 فروردین

20 فروردین 1397 - 8:00
تقویم تاریخ - تقویم تاریخ – 20 فروردین
تقویم تاریخ – 20 فروردین
امتیاز مطلب: 87%

تصویب کاپیتولاسیون برای اتباع آمریکایی

آمریکا بیش از 25 سال بر ایران حکومت کرد و سلطه‌ی این کشور در ایران از کودتای 28 مرداد 1332 شروع شد و در سال 1359 به پایان رسید. تصویب کاپیتولاسیون و مصونیت برای اتباع این کشور، امکان انواع دخالت‌ها را برای آن‌ها فراهم کرده بود. بالاخره بعد از اشغال لانه جاسوسی و استعفای دولت موقت، آمریکا دست به اقداماتی علیه ایران زد و در این روز، رابطه دو کشور با حمایت حضرت امام خمینی (ره) به طور کامل قطع شد. 

درگذشت پیکاسو، نابغه بزرگ نقاشی

پیکاسو به‌عنوان صاحب سبک کوبیسم و نابغه بزرگ نقاشی در سال 1352 شمسی، در 93 سالگی درگذشت.

تولد "شارل بودلِر" شاعر و ادیب بزرگ فرانسوی

شارل پیِر بودلِر، شاعر بزرگ فرانسوی در 9 آوریل 1821 میلادی در پاریس متولد شد. پدر او، نقاش و هنرمند بود و از همان دوران کودکی ذوق هنری را در پسرش بوجود آورد. شارل پیِر در سن کودکی پدر خود را از دست داد و با ازدواج مجددی مادرش، این پسر هنرمند طبعی ناسازگار و هیجان زده که گاهی به مرز دیوانگی می رسید، پیدا کرد. بودلر در جوانی وارد دانشگاه حقوق شد و بعد از آشنایی با شعر و ادب، ذوق و استعداد هنری را در خود پرورش داد. او در سال 1840 میلادی اولین دیوان خود را منتشر کرد اما تمام اشعارش به اتهام ضداخلاقی بودن مورد توجه قرار نگرفت. بودلر در اواخر عمرش گرفتار طلبکاران شد و بعد از طی یک دوره بیماری سخت و فلج، در اول اوت 1867 میلادی در 46 سالگی درگذشت. تمام عمر بودلر با عصیان نسبت به قراردادهای جامعه همراه بود. او از دوران جوانی تمایلات شدیدی داشت که او را به قدرت جهانی شر معتقد کرده بود. به اعتقاد او، نیروی شر همانند سرنوشتی غیرقابل تغییر بر بشر فرمانروایی می کند و در قلب انسان دوزخی می سازد که او را به راه‌های بد می کشاند. این باور روی تمام زندگی و اشعار بودلر سایه‌ی اهریمنی انداخته بود. بودلر توانست جنبشی جدید در شعر به وجود آورد و به آن زیبایی منحصر به فردی بدهد در حالی که با تمام زیبایی‌های گذشته، متفاوت بود. او بین رنگ، بو و صدا ارتباطی پیدا کرده بود، مدام در جستجوی موسیقی کلام بود که با قدرت ابداع و نیروی بیان توانست به آن برسد. بودلر در یک جمله یا یک کلمه، دنیایی از شور و هیجان و اشتیاق را به خواننده القا می کرد. بودلر از شاعران بزرگی است که با گذشت زمان، به شهرت و افتخار قابل توجهی دست یافت. طوری که می توان او را شاعر قرن بیستم دانست نه قرن نوزدهم؛ برخی می گویند بودلر بهترین شاعر قرن خود محسوب می شود. نهضت سمبولیسم و نمادگرایی از بودلر نشاءت گرفت و هر روز نفوذش در فرانسه و خارج از آن بیشتر شد. زندگی بودلر سرشار از سختی، بدبینی و مشقت بود و او برار فرار از حقایق تلخ زندگی‌اش به سراغ مواد مخدر رفت. از او آثار زیادی به یادگار مانده که از آن جمله می توان به دیوان گلهای رنج، عصیان مرگ، بهشت‌های مصنوعی و شعرهای کوتاه منثور اشاره کرد.

درگذشت "فِرانسیس بِیکُن" فیلسوف معروف انگلیسی در سال 1626 میلادی

فرانسیس بیکن، فیلسوف بزرگ انگلیسی در 22 ژانویه 1561 میلادی در لندن متولد شد و از همان جوانی به دنبال فراگیری علم و دانش بود. پدر فرانسیس از نزدیکان پادشاه انگلیس بود. به همین خاطر برای نزدیک شدن به پادشاه انگلیس تلاش زیادی کرد و بالاخره تلاش‌هایش به بار نشست و به عضویت مجلس ملی درآمد. وی با کسب عنوان لُرد، به ریاست قضاوت کشور و ریاست دادگستری انگلیس نائل شد. پارلمان انگلیس نظر مثبتی نسبت به بیکن نداشت، به همین خاطر در مدت زمانی کوتاه، او را به اختلاس محکوم و از تمام منافعی که به دست آورده بود محروم کرد و بیکن بعد از محاکمه به حبس ابد محکوم شد. پادشاه انگلیس به سبب خویشاوندی، بیکن را عفو کرد و او تا پایان عمر در خارج از لندن ماند. بیکن با اینکه مقام خود را از دست داده بود، از مطالعه و دانش دست نکشید و در همین زمان کتاب‌های معروف خود درباره ارزش علم و دیگری با نام ارغنون جدید را منتشر کرد که با استقبال زیادی مواجه شد. او می گفت هدف اصلی‌اش در زندگی، اعمال نفوذ خود به طبیعت است. بیکن می گفت، انسان سه نیروی حافظه، تخیل و عقل است و باید علم هم به سه دسته تقسیم شود. در این راستا، بیکن هر آنچه مربوط به حافظه بود را تاریخ نامید و ادبیات و فلسفه را به تخیل و عقل نسبت داد. او فلسفه را هم به سه دسته خدا، طبیعت و انسان تقسیم کرد و بر این اساس آنچه مربوط به خدا باشد، علم الهی است و طبیعت، موضوع علم و حکمت است. برخی امور چون پزشکی، هنرهای زیبا، ورزش و اخلاق، مربوط به روان و جسم هستند و برخی دیگر مربوط به زندگی اجتماعی مردم است که باید آن را علم مدنی نامید. بیکن اولین نفری بود که با انتقاد از علم و حکمت قدیم، مبنای آن را در هم ریخته و با بیان نقایص و اشتباهات آن، مردم را به تجربیات جدید و یادگیری علوم تازه تشویق می کرد. بیکن در گسترش علوم تجربی در انگلستان و تجدید حیات علم و فلسفه در اروپا نیز نقش به سزایی داشت و با انتشار کتاب احیاء علوم کبیر یا دایره المعارف علوم بشری، یکی از پدیدآورندگان روش تجربی به حساب می‌آید. او دو سال قبل از مرگش کتاب آتلانتیس نو را منتشر کرد و آن مدینه فاضله‌ای است که تمام ساکنانش خود را وقف مطالعه طبیعت و خداوند کرده بودند. این مدینه فاضله که آن را بزرگ‌ترین دستاورد بیکن برای فلسفه جهان می دانند، هیچ سیاست مداری وجود ندارد بلکه در آن مردان عَمَل و کشوردار به چشم می خورد. در این شهر، با گزینش دقیق و شرافتمندانه براساس لیاقت و صلاحیت می توان به جایی رسید. انسان علیه انسان ستیز نمی کند، بلکه تمام انسان‌ها دست در دست هم برای غلبه بر نیروی طبیعت می جنگند. در این شهر، کمال مطلوب، جنگ و ستیز نیست زیرا مردمان آن هیچ حرص و طمعی ندارند. هیچ کس تلاش نمی کند در پی کسب ثروت از همسایگان خود جلو بزند. در مدینه فاضله بیکن، مردم تحت رهبری ساکنان فیلسوف و دانشمند، به دینِ حسن نیت خواهند گروید. به جز این اثر بزرگ، از آثار بیکن می توان پیشرفت دانش، تاریخ بادها و داستان مرگ و زندگی اشاره کرد. فرانسیس بیکن سرانجام در 9 آوریل 1626 میلادی در 65 سالگی به دلیل ابتلا به مرض ذات الرّیه دار فانی را وداع گفت.

پایان جنگ‌های داخلی آمریکا (جنگ‌های انفصال) در سال 1865 میلادی

پیش از شروع ریاست جمهوری آبراهام لینکُلن در آمریکا، ایالات این کشور به دو بخش جنوبی (موافق برده داری) و شمالی (مخالف برده داری) تقسیم شده بود. با پیروزی حزب جمهوری خواه آمریکا و انتخاب لینکُلن به ریاست جمهوری این کشور در مارس 1861 میلادی، رهبران جنوب که منافعشان در معرض خطر بود به دنبال تجزیه ایالاتشان رفتند و ائتلاف ایالات آمریکا را تشکیل دادند. از همان زمان، جنگ‌های داخلی معروف به جنگ‌های انفصال از 12 آوریل 1861 شروع شد و چهار سال طول کشید. جنگ‌های انفصال بالاخره در 9 آوریل 1865 میلادی با کشتار بیش از نیم میلیون نفر و خسارت‌های مالی فراوان، به نفع شمالی‌ها که مخالف برده داری بودند به پایان رسید. به دنبال جنگ‌های انفصال، برده داری رسماً به پایان رسید؛ اما مدت کمی بعد از پایان جنگ، آبراهام لینکلن، رهبر ضد برده داری توسط یکی از مخالفانش به قتل رسید. برخی مورخان غربی می گویند سیاست جمهوری خواهان برای آزادی بردگان به خاطر زشتی اسارت سیاهان نبوده، بلکه آن‌ها برای جلب نظر مثبت سیاهان که بیشتر جمعیت آمریکا را تشکیل می دادند چنین اقدامی انجام می دادند. شاید جمهوری خواهان تصور می کردند با آزادی بردگان، آراء میلیون‌ها سیاه‌پوست، ضمانت محکمی برای باقی ماندن قدرت در دست جمهوری خواهان خواهد بود. تفکر جمهوری خواهان از سیاست آزاد کردن سیاهان، همان نتیجه را برایشان به ارمغان آورد و این حزب توانست پنج رئیس جمهور را برای شش دوره حکومت متوالی در مدت 25 سال، از بین اعضای خود برگزیند. پس آزادی بردگان فقط شعاری بود برای اهداف قدرت طلبانه حزب جمهوری خواه حاکم. چرا که دولتمردان آمریکایی به گرایشات نژادپرستانه متمایل بوده و همواره به سیاه پوستان و سرخ پوستان نگاهی تحقیر آمیز و از سر نفرت داشتند. برخی منابع اعلام می کند، خودِ آبراهام لینکلن هم از برتری نژاد سفید بر سیاه حمایت کرده و مخالف سرسخت تساوی آن دو بوده است.

سقوط "صدام حسین" دیکتاتور مستبد عراق به دنبال سقوط بغداد در سال 2003 میلادی

صدام حسین دیکتاتور عراق، بعد از طلاق پدر و مادرش، در 28 آوریل 1937 میلادی در روستایی در حومه تکریت زاده شد. او از همان کودکی و جوانی خوب تربیت نشد و در 20 سالگی دایی‌اش را به قتل رساند و راهی زندان شد؛ اما بعد از شش ماه آزاد شد. صدام حسین در 22 سالگی به عضویت حزب بعث عراق درآمد و در عملیات ترور ناموفق عبدالکریم قاسم، رئیس جمهور وقت حاضر شد. او بعد از این اقدام به سوریه و لبنان متواری شد و با به قدرت رسیدن احمد حسن البکر به عراق برگشت. در این زمان، با کنارگذاشتن عناصر غیربعثی از کادر رهبری عراق، صدام حسین در 32 سالگی توسط حسن البکر به معاونت شورای فرماندهی حزب بعث منصوب شد و به عنوان مرد شماره دو عراق شروع به فعالیت کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حسن البکر به دنبال برقراری ارتباط با ایران بود، اما با فشار معاونش صدام، مجبور به استعفا و کناره گیری از قدرت شد. از این تاریخ یعنی ژوئیه 1979 میلادی، صدام به عنوان قدرت اول عراق معرفی شد و دست به جنایات زیادی زد و تمام مخالفان خود را کنار گذاشت. او بعد از تثبیت موقعیت خود و تسلیح ارتش عراق، در سپتامبر 1980 میلادی به کشور همسایه‌اش ایران حمله کرد و جنگ خونین هشت ساله‌ای به پا کرد. صدام در این جنگ تحمیلی از حمایت قدرت‌های شرق و غرب دنیا بهره برد؛ اما سرانجام بدون دست یابی به اهداف خود در این جنگ و با ارتکاب جنایاتی فجیع و بی‌رحمانه و بی‌حرمتی به قوانین بین‌المللی مربوط به زمان جنگ، در سال 1988 میلادی از مرزهای ایران عقب نشینی کرد. صدام پس از یک سال، با همان رؤیاها و اوهام، به کویت حمله کرد اما پس از شش ماه، با حمایت آمریکا و نیروهای متحد، مجبور به عقب نشینی شد. در این زمان شورش‌های داخلی به انتفاضه‌ای مردمی مبدل شد که علیه صدام حسین بود، اما صدام با همان بی‌رحمی و قساوت دل، صدها هزار نفر را کشت و تمام حرکات اعتراض آمیز را سرکوب کرد. او در تمام سالها حکومت خود، هزاران زن و مرد و جوان و سالخورده را به اتهامات دروغین وارد زندان‌های مخوف کرد و کمتر کسی توانست از این زندان‌ها، زنده بیرون بیاید. بعد از حمله‌ی 11 سپتامبر 2011 میلادی و عزم آمریکا برای حمله به عراق، تبلیغات زیادی توسط آمریکا و انگلیس علیه عراق انجام شد و پس از اتهام زنی عراق به تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی، ارتش دو کشور در 20 مارس 2003 میلادی به عراق حمله‌ور شدند. بعد از سه هفته از شروع جنگ، ارتش و مقامات بلندبالای عراق، دست از مقاومت کشیدند و این کشور را تقدیم اشغال گران کردند. سرانجام عراق در 9 آوریل 2003 میلادی سقوط کرد و دوران حکومت سیاه دیکتاتوری از نسل چنگیز خان و تیمور لنگ و هیتلر پایان یافت؛ اما پس از مدتی در یک حرکت ساختگی، صدام توسط اشغال گران گرفتار شد و دور جدیدی از فریب افکار عمومی جهان آغاز شد.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها