عوض کردن زندگی سخت است

امتیاز مطلب: 96%

لطفاً توی دفترتون نخوابید. گفتم ببخشید قربان، من فقط ساعت­های کاریم زیاده. نمی‌خوام اینجا رو بکنم خونه‌ی خودم. اومدن توی لابی سخت بود. بعضی‌ها می‌خندیدن و می‌گفتن این اون آدمیه که درباره‌ی موفقیت صحبت می‌کنه، نگاش کنید، توی دستشویی طبقه‌ی بالا، طبقه‌ی بیست و یکم دوش می‌گیره. روی زمین می‌خوابه. این و دوتا رویاپرداز دیگه.  نگاشون کنید. سخت بود خانم‌ها و آقایان. اومدن و صحبت کردن برای مردم سخت بود. و من توی زندگی خودم هم مشکلات اقتصادی داشتم، هم از رویاهام عقب مونده بودم و هم از سررسید قبض‌ها و بدهکاری‌هام و باید می­اومدم به مردم می‌گفتم شما می‌تونید به رویاتون دست پیدا کنید، این کار سختی بود خانم‌ها و آقایان. خیلی سخت بود که هر روز خودم رو جمع‌ و جور کنم و باور کنم که می‌تونم انجامش بدم. بعضی وقت‌ها به خودم شک می‌کردم. می‌گفتم خدایا چرا؟ چرا این اتفاق داره برای من میفته؟ من فقط می‌خوام از بچه‌هام و مادرم نگهداری کنم، من که نمی‌خوام سر سوزنی از کسی دزدی کنم. چرا این بلا باید سر من بیاد. در ادامه با یوکن همراه باشید.

  • نظرات
تصویر آواتار احمدرضا سنجری
   احمدرضا سنجری

هیچ کس غیره خودت نمیتونه جلو خودت رو بگیره، این یه حقیقت بزرگه، یه اصله یا باور که وقتی ببینیش و درست نگاهش کنی میتونی شکستش بدی، اما تا وقتی ندیده باشی، در همون مسیر و جریان، وقت گذرانی میکنی....ممنون از شما و سایت خوبتون

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 99%

لطفاً توی دفترتون نخوابید. گفتم ببخشید قربان، من فقط ساعت­های کاریم زیاده. نمی‌خوام اینجا رو بکنم خونه‌ی خودم. اومدن توی لابی سخت بود. بعضی‌ها می‌خندیدن و می‌گفتن این اون آدمیه که درباره‌ی موفقیت صحبت می‌کنه، نگاش کنید، توی دستشویی طبقه‌ی بالا، طبقه‌ی بیست و یکم دوش می‌گیره. روی زمین می‌خوابه. این و دوتا رویاپرداز دیگه.  نگاشون کنید. سخت بود خانم‌ها و آقایان. اومدن و صحبت کردن برای مردم سخت بود. و من توی زندگی خودم هم مشکلات اقتصادی داشتم، هم از رویاهام عقب مونده بودم و هم از سررسید قبض‌ها و بدهکاری‌هام و باید می­اومدم به مردم می‌گفتم شما می‌تونید به رویاتون دست پیدا کنید، این کار سختی بود خانم‌ها و آقایان. خیلی سخت بود که هر روز خودم رو جمع‌ و جور کنم و باور کنم که می‌تونم انجامش بدم. بعضی وقت‌ها به خودم شک می‌کردم. می‌گفتم خدایا چرا؟ چرا این اتفاق داره برای من میفته؟ من فقط می‌خوام از بچه‌هام و مادرم نگهداری کنم، من که نمی‌خوام سر سوزنی از کسی دزدی کنم. چرا این بلا باید سر من بیاد. در ادامه با یوکن همراه باشید.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2018-07-01 09:59:00
  • نظرات
تصویر آواتار احمدرضا سنجری
   احمدرضا سنجری

هیچ کس غیره خودت نمیتونه جلو خودت رو بگیره، این یه حقیقت بزرگه، یه اصله یا باور که وقتی ببینیش و درست نگاهش کنی میتونی شکستش بدی، اما تا وقتی ندیده باشی، در همون مسیر و جریان، وقت گذرانی میکنی....ممنون از شما و سایت خوبتون

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها