زندگینامه تصویری نادرشاه افشار، پادشاه ایران و بنیانگذار سلسله افشاریه

امتیاز مطلب: 83%

دوران تاریکی بر ایران سایه داشت. زمانِ پراکندگی اقوام، قتل عام، بی قانونی، ظلم و تجاوز... شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه صفوی کشته شده بود و کمتر قوم و طایفه ای جانشین فراری او را به رسمیت می شناخت. افغان ها در ایران تاخت و تاز می کردند و اصفهان به طور کامل سقوط کرده بود و مردمش در قحطی و گرسنگی بودند. از سوی دیگر عثمانی ها از غرب، روس‌ها از شمال، اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق مرزها را ناامن کرده بودند، خطر تجزیه و فروپاشیِ ایران بسیار نزدیک بود و هرج و مرج بیداد می کرد.

نادر شاه افشار در چنین شرایطی وارد عرصه شد. اما تا تاجگذاری و نام شاهی، راهی دراز در پیش داشت. راهی پر از دشواری و خطر...

نادرقلی افشار به سال 1067 شمسی در طایفه ترک تبار قَرَخلوی ایل افشار و در شهر دَرَگز خراسان چشم به جهان گشود. هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکان خوارزم به‌ اسارت درآمد. بعد از مرگ مادر از اسارت گریخت و به خراسان بازگشت و به خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ درآمد. او گروه کوچکی را گرد خود جمع کرد و بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را «نادرقلی بیگ» نامید.

در این هنگام افغان‌ها به رهبری محمود افغان اصفهان را تصرف کرده و شاه سلطان حسین صفوی را به قتل رسانده بودند. با سقوط اصفهان و قتل شاه، پسر او به نام شاه تهماسب دوم صفوی از اصفهان به قزوین گریخت و خود را پادشاه ایران خواند ولی حکام نواحی گوناگون حاضر به اطاعت از او نشدند. نادر که از میزان نفوذ خاندان صفوی در میان مردم آگاه بود، به شاه تهماسب دوم پیوست و سردار سپاه او شد. اولین اقدام نادر در خدمت شاه صفوی جنگ با ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) بود که مانعی بر سر یکپارچگی پادشاهی ایران به حساب می آمد. نادر در سال ۱۱۳۷ ق. توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان و سیستان برپا نماید. 

اشرف افغان که از پيشرفت هاي نادر سخت هراسيده بود لشکري فراهم آورد و به جنگ او شتافت. در مهماندوست دامغان ميان سپاه نادر و اشرف جنگي در گرفت و افغانان شکست خوردند و دو روزه خود را به تهران رساندند، و از آنجا شتابان به اصفهان گريختند تا سپاه بيشتري فراهم کنند. نادر در پي افغان ها به سوي اصفهان تاخت و در مورچه خورتِ اصفهان سپاه افغان ها شکست دیگری را متحمل شد، لشکر چنان درهم شکست که اصفهان را گذاشتند و به سوي شيراز گريختند. نادر افغانان را دنبال کرد و در زرقان فارس آنها را يکسره در هم کوبید و افغان ها به سمت هندوستان پراکنده شدند، اشرف افغان هم در بلوچستان کشته شد. شورش افغان که نزديک بود کشور ايران را برباد دهد پس از هفت سال فرو نشست.

نادر اکنون سپه سالار ایران زمین بود و کم‌کم قدرت او به جايي رسيد که حکومت خراسان و مازندران و سيستان و کرمان از جانب شاه به او سپرده شد.

با یوکن همراه باشید تا درباره نادرشاه و سلسله افشاریه بیشتر بدانید.

  • نظرات
تصویر آواتار معصومه ملزوماتی
   معصومه ملزوماتی

جمع و جور و مفید بودددد، ممنونن

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 83%

دوران تاریکی بر ایران سایه داشت. زمانِ پراکندگی اقوام، قتل عام، بی قانونی، ظلم و تجاوز... شاه سلطان حسین، آخرین پادشاه صفوی کشته شده بود و کمتر قوم و طایفه ای جانشین فراری او را به رسمیت می شناخت. افغان ها در ایران تاخت و تاز می کردند و اصفهان به طور کامل سقوط کرده بود و مردمش در قحطی و گرسنگی بودند. از سوی دیگر عثمانی ها از غرب، روس‌ها از شمال، اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق مرزها را ناامن کرده بودند، خطر تجزیه و فروپاشیِ ایران بسیار نزدیک بود و هرج و مرج بیداد می کرد.

نادر شاه افشار در چنین شرایطی وارد عرصه شد. اما تا تاجگذاری و نام شاهی، راهی دراز در پیش داشت. راهی پر از دشواری و خطر...

نادرقلی افشار به سال 1067 شمسی در طایفه ترک تبار قَرَخلوی ایل افشار و در شهر دَرَگز خراسان چشم به جهان گشود. هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکان خوارزم به‌ اسارت درآمد. بعد از مرگ مادر از اسارت گریخت و به خراسان بازگشت و به خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ درآمد. او گروه کوچکی را گرد خود جمع کرد و بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را «نادرقلی بیگ» نامید.

در این هنگام افغان‌ها به رهبری محمود افغان اصفهان را تصرف کرده و شاه سلطان حسین صفوی را به قتل رسانده بودند. با سقوط اصفهان و قتل شاه، پسر او به نام شاه تهماسب دوم صفوی از اصفهان به قزوین گریخت و خود را پادشاه ایران خواند ولی حکام نواحی گوناگون حاضر به اطاعت از او نشدند. نادر که از میزان نفوذ خاندان صفوی در میان مردم آگاه بود، به شاه تهماسب دوم پیوست و سردار سپاه او شد. اولین اقدام نادر در خدمت شاه صفوی جنگ با ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) بود که مانعی بر سر یکپارچگی پادشاهی ایران به حساب می آمد. نادر در سال ۱۱۳۷ ق. توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان و سیستان برپا نماید. 

اشرف افغان که از پيشرفت هاي نادر سخت هراسيده بود لشکري فراهم آورد و به جنگ او شتافت. در مهماندوست دامغان ميان سپاه نادر و اشرف جنگي در گرفت و افغانان شکست خوردند و دو روزه خود را به تهران رساندند، و از آنجا شتابان به اصفهان گريختند تا سپاه بيشتري فراهم کنند. نادر در پي افغان ها به سوي اصفهان تاخت و در مورچه خورتِ اصفهان سپاه افغان ها شکست دیگری را متحمل شد، لشکر چنان درهم شکست که اصفهان را گذاشتند و به سوي شيراز گريختند. نادر افغانان را دنبال کرد و در زرقان فارس آنها را يکسره در هم کوبید و افغان ها به سمت هندوستان پراکنده شدند، اشرف افغان هم در بلوچستان کشته شد. شورش افغان که نزديک بود کشور ايران را برباد دهد پس از هفت سال فرو نشست.

نادر اکنون سپه سالار ایران زمین بود و کم‌کم قدرت او به جايي رسيد که حکومت خراسان و مازندران و سيستان و کرمان از جانب شاه به او سپرده شد.

با یوکن همراه باشید تا درباره نادرشاه و سلسله افشاریه بیشتر بدانید.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2019-02-04 10:00:52
  • نظرات
تصویر آواتار معصومه ملزوماتی
   معصومه ملزوماتی

جمع و جور و مفید بودددد، ممنونن

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها