نگاهی گذرا بر زندگی هنری میکل آنژ مجسمه ساز ایتالیایی

امتیاز مطلب: 88%

میکل‌آنژ در ۶ مارس سال ۱۴۷۵ در توسکانی متولد شد. او اولین هنرمندی بود که در دوران زندگی‌اش به شهرت و اعتبار بسیار دست‌یافت. همچنین او اولین هنرمند غربی است که زندگی‌نامه‌اش در زمان حیاتش منتشر شد. دو زندگینامه برای این هنرمند نوشته شد که یکی از آن‌ها به‌دست جورجو وازاری(Giogio_Vasari) یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان دورۀ رنسانس، انتشار یافت. میکل‌آنژ بهترین هنرمند مستند شدۀ قرن شانزدهم بود و تأثیر زیادی روی جنبه‌های مختلف هنر غرب داشته است. او و لئوناردو داوینچی دو چهرۀ سرشناس و برجسته باشخصیت‌های والا بودند که نگاه‌هایی بسیار متفاوت و متضاد به هنر داشتند اما به هر صورت درک عمیقی بین آن‌ها وجود داشت. با یوکن همراه باشید.
در سن ۶ سالگی میکل‌آنژ را برای تحصیل به فلورانس فرستادند، اما او هیچ علاقه‌ای به مدرسه نشان نداد و بیشتر ترجیح می‌داد نقاشی‌های کلیساهای نزدیک را تماشا و از آن‌ها طراحی کند.
میکل‌آنژ برخلاف خواسته پدرش تحصیل در رشته هنر را انتخاب کرد. وی در 13 سالگی به‌طور پایه‌ای نقاشی بر روی دیوار مرطوب را از استاد خود آموخت. او برای ارتقاء سطح دانش خود در رشته هنر در کلسیای «برانکاچی» مشغول به تحصیل و سپس به کاخ حکمران فلورانسی لوزنه بزرگ از خاندان بانفوذ مدیچی نقل‌مکان کرد تا مجسمه‌سازی کلاسیک را در باغ‌های مدیچی فرابگیرد. در آن زمان وی توانست از نزدیک شاهد هنرمندان شاخص قرون گذشته باشد و شاهکارهای باستانی یونان و روم را تماشا کند. این موقعیت امکان ملاقات با هنرمندان زنده آن دوران، فیلسوفان، نویسندگان و متفکران بزرگ را هم برایش فراهم آورد.
بعدازاین دورۀ آموزشی او می‌توانست به‌صورت حرفه‌ای از فرم بدن انسان و مدل زنده طراحی یا آناتومی را به‌خوبی بررسی کند. کلیسای کاتولیک به میکل‌آنژ اجازه ویژه‌ای برای مطالعه جسد انسان برای یادگیری آناتومی داد اما این برخورد با اجساد، وضعیت سلامت او را به خطر انداخت.

بعد از مرگ لورنزو مدیچی، میکل‌آنژ باغ را ترک کرد و کمی بعد از روی کار آمدن ساوونارولا (Savonarola) و اخراج مدیچی‌ها از فلورانس، تغییرات بزرگی برای این هنرمند جوان اتفاق افتاد. بعد از بازگشت کوتاهی به خانۀ پدری، میکل‌آنژ فلورانس را در دوران تغییرات اساسی‌اش ترک و ارتباط خود را با حامیانش یعنی مدیچی‌ها حفظ کرد و ابتدا به ونیز و سپس به بولونیا رفت.
علیرغم اینکه میکل‌آنژ کار هنری خود را از نقاشی آغاز کرد اما بعدها به دنبال علاقه اصلی خود یعنی مجسمه‌سازی رفت و طولی نکشید که در باغ‌های مدیچی به تدریس و آموزش مجسمه‌سازی پرداخت.

ازجمله جاودانه‌ترین و بی‌نظیرترین آثار هنری وی می‌توان به:
-    مدونا روی پله
-    معماری گنبد کلیسای پترز
-    باخوس مست
-    کتابخانه مدیچی
-    مقبره خانوادگی مدیچی
-    تندیس داود
-    تندیس سوگ مریم
-    مجسمه‌ای برای مقبره پاپ
-    جنگ دوپیکر
-    صحنه رستاخیز
-    نقاشی سقف کلیسای سیستین
-    بردگان در حال مرگ
-    فرشته
-    نبرد سنتاور
-    مجسمه پیروزی
-    آفرینش انسان
و مانند آن اشاره نمود.

میکل‌آنژ تندیس داود را از تکه‌ای از سنگ دور انداخته‌شده ساخت. او به دلیل حساسیت‌های زیادش به انتخاب سنگ مرمر بسیار معروف بود. وی برای ساخت مجسمه معروفش داود از تکه‌ای سنگ مرمری استفاده کرد که از کار یک هنرمند دیگر باقی‌مانده بود و به گفته آن هنرمند به‌دردنخور بود. 40 سال قبل‌تر تکه سنگ بزرگ برای ساخت تعدادی مجسمه برای کلیسای فلورانس استخر جا شده بود ولی در طول زمان بدون استفاده مانده و رهاشده بود، این سنگ در طول سال‌ها در معرض المان‌های مختلف قرارگرفته بود و تا حدودی سخت و آسیب‌دیده شده بود. 
میکل‌آنژ از آن دست هنرمندانی بود که عموماً در پایان کار امضایی روی اثرش باقی نمی‌گذاشت. همچنین هیچ نقاشی رسمی که پرتره از خودش باشد نکشیده است اما در برخی از نقاشی‌هایش، ازجمله در نقاشی معروف «قضاوت نهایی» شبیه صورت خودش در تصویر دیده می‌شود. این نکته در سال 1541 هنگام نقاشی دیوارنگاره کلیسای سیستین به قضاوت نهایی مشهور شد. در این نقاشی «سان بارتولومئو» تکه‌ای پوست سخت در دست دارد که صورت نقاش در آن دیده می‌شود.
باوجوداینکه بیش از هر چیزی به خاطر مهارتش در هنرهای تجسمی شناخته‌شده است اما در زمان خودش شاعری مورداحترام نیز بود صدها غزل و شعر عاشقانه در طول سال‌ها کار هنری‌اش سروده که در زمان‌های مختلف موردتوجه گروه‌های مختلف سنی و فکری قرارگرفته است باوجوداین هیچ‌یک از این نوشته‌ها هرگز به‌طور رسمی در طول زندگی‌اش منتشرنشده است، اما در ادبیات قرن 16 روم بسیاری از آهنگسازان برای ساخت ترانه‌هایشان از آن‌ها بهره گرفته‌اند. میکل‌آنژ بیشتر سال‌های طلایی عمرش را به ساخت کلیسای سنت پیتر واتیکان گذراند. پس‌ازآن که برای سرکار رفتن پیر‌ و‌ ضعیف شده بود همچنان از خانه بر نحوه کارها طراحی‌ها نظارت می‌کرد، تندیس‌گری هنر محبوب میکل‌آنژ بود و وقتی در سن 88 سالگی درگذشت در حال ساخت مجسمه «روندانینی پی‌تا (Rondanini Pieta)» مجسمه‌ای از مسیح در دستان باکره مقدس بود که ناتمام ماند.

شاید برایتان جالب باشد که میکل‌آنژ استحکامات ارتش فلورانس را طراحی کرد و به این منظور حتی به کشورهای مختلف سفر کرد تا در خصوص دیوارهای محافظتی آن‌ها اطلاعاتی دقیقی کسب نماید. دیوار حفاظتی طراحی‌شده توسط میکل‌آنژ توانست به مدت 10 ماه در مقابل فشار آن‌ها مقاومت کند.
سرانجام این هنرمند بزرگ در 18 فوریه سال 1564 درروم درگذشت و در کلیسای سانتا کروچه شهر فلورانس به خاک سپرده شد.

زمینه‌های مختلف دانش میکل‌آنژ
میکل‌آنژ که یک مرد واقعی رنسانس بود در نقاشی، مجسمه‌سازی، مهندسی و شعر استعداد بالایی داشت ولی اولویت او برای مجسمه‌سازی بود زیرا مجسمه‌سازی فرصت‌های متعدی برای الهام و تجلیل از بدن انسان در اختیار او قرار می‌داد. به‌عنوان یک مجسمه‌ساز میکل‌آنژ کار خود را آغاز کرده و نخستین مجسمه خود را بین سال‌های 1496 تا 1501 درروم ساخت.
دوران هنری میکل‌آنژ
اولین و احتمالاً تنها نقاشی او بر روی سه‌پایه، در حدود سال 1503، با نام خانواده مقدس کشیده شد.
زندگی میکل‌آنژ هم‌زمان با یک دوره از قدرت عظیم پاپ بود و از سال 1505، از زمانی که او قراردادی را برای مقبره پاپ ژولیوس امضا کرد، او تحت‌فشارهای سیاسی، جنگ، دستورات پاپ و سفارش‌های ضدونقیض بود.

بزرگ‌ترین نقاشی او، دکوراسیون کلیسای سیستین به‌تنهایی بین سال‌های 1508 تا 1512 توسط وی نقاشی شده است. این اثر پرهیبت نشان‌دهنده صحنه‌های خلق و عهد عتیق تا داستان حضرت نوح (ع) بوده و با دریافت جرقه‌های زندگی توسط آدم (ع) از خدا آغاز می‌شود. این تم‌های نمادین که به‌طور ساختمانی تقسیم‌شده است، طرحی پیچیده ایجاد کرده که دارای تنوع گسترده و یکپارچگی جادویی است.

در سال 1537، میکل‌آنژ شروع به ساخت آخرین داوری (Last Judgment) در دیوار انتهایی کلیسا کرد. در اینجا، چشم‌انداز مجسمه‌سازی و معماری، جای خود را به چرخش، فضا و نمایش‌های تصویری بیشتری از انسان‌های شکنجه‌شده داده و نشان‌دهنده ناخشنودی، سرخوردگی و افزایش شک و تردید مذهبی میکل‌آنژ است.
کتاب‌هایی در خصوص زندگی‌نامه میکل‌آنژ
می‌توان به «رنج و سرمستی»، «موسی میکل‌آنژ» و «هفت گفتار دیگر در روانکاوی»، «زندگی و آثار میکل‌آنژ» و مثل آن اشاره نمود.
نمونه دیگری از این کتاب‌ها، کتاب «میکل‌آنژ» است که توسط «باربارا ای سامرویل» به تحریر درآمده است. نویسنده برای توصیف و خلق‌وخوی میکل‌آنژ از صراحت و واقعی‌بینی ستودنی بهره برده است به‌طوری‌که به زبان ساده و به‌دوراز هرگونه جانب‌داری شخصیت وی را به تصویر کشیده است و همین عامل موجب جذابیت و محبوبیت این اثر به‌ویژه در میان نوجوانان شده است.

  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 64%

میکل‌آنژ در ۶ مارس سال ۱۴۷۵ در توسکانی متولد شد. او اولین هنرمندی بود که در دوران زندگی‌اش به شهرت و اعتبار بسیار دست‌یافت. همچنین او اولین هنرمند غربی است که زندگی‌نامه‌اش در زمان حیاتش منتشر شد. دو زندگینامه برای این هنرمند نوشته شد که یکی از آن‌ها به‌دست جورجو وازاری(Giogio_Vasari) یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان دورۀ رنسانس، انتشار یافت. میکل‌آنژ بهترین هنرمند مستند شدۀ قرن شانزدهم بود و تأثیر زیادی روی جنبه‌های مختلف هنر غرب داشته است. او و لئوناردو داوینچی دو چهرۀ سرشناس و برجسته باشخصیت‌های والا بودند که نگاه‌هایی بسیار متفاوت و متضاد به هنر داشتند اما به هر صورت درک عمیقی بین آن‌ها وجود داشت. با یوکن همراه باشید.
در سن ۶ سالگی میکل‌آنژ را برای تحصیل به فلورانس فرستادند، اما او هیچ علاقه‌ای به مدرسه نشان نداد و بیشتر ترجیح می‌داد نقاشی‌های کلیساهای نزدیک را تماشا و از آن‌ها طراحی کند.
میکل‌آنژ برخلاف خواسته پدرش تحصیل در رشته هنر را انتخاب کرد. وی در 13 سالگی به‌طور پایه‌ای نقاشی بر روی دیوار مرطوب را از استاد خود آموخت. او برای ارتقاء سطح دانش خود در رشته هنر در کلسیای «برانکاچی» مشغول به تحصیل و سپس به کاخ حکمران فلورانسی لوزنه بزرگ از خاندان بانفوذ مدیچی نقل‌مکان کرد تا مجسمه‌سازی کلاسیک را در باغ‌های مدیچی فرابگیرد. در آن زمان وی توانست از نزدیک شاهد هنرمندان شاخص قرون گذشته باشد و شاهکارهای باستانی یونان و روم را تماشا کند. این موقعیت امکان ملاقات با هنرمندان زنده آن دوران، فیلسوفان، نویسندگان و متفکران بزرگ را هم برایش فراهم آورد.
بعدازاین دورۀ آموزشی او می‌توانست به‌صورت حرفه‌ای از فرم بدن انسان و مدل زنده طراحی یا آناتومی را به‌خوبی بررسی کند. کلیسای کاتولیک به میکل‌آنژ اجازه ویژه‌ای برای مطالعه جسد انسان برای یادگیری آناتومی داد اما این برخورد با اجساد، وضعیت سلامت او را به خطر انداخت.

بعد از مرگ لورنزو مدیچی، میکل‌آنژ باغ را ترک کرد و کمی بعد از روی کار آمدن ساوونارولا (Savonarola) و اخراج مدیچی‌ها از فلورانس، تغییرات بزرگی برای این هنرمند جوان اتفاق افتاد. بعد از بازگشت کوتاهی به خانۀ پدری، میکل‌آنژ فلورانس را در دوران تغییرات اساسی‌اش ترک و ارتباط خود را با حامیانش یعنی مدیچی‌ها حفظ کرد و ابتدا به ونیز و سپس به بولونیا رفت.
علیرغم اینکه میکل‌آنژ کار هنری خود را از نقاشی آغاز کرد اما بعدها به دنبال علاقه اصلی خود یعنی مجسمه‌سازی رفت و طولی نکشید که در باغ‌های مدیچی به تدریس و آموزش مجسمه‌سازی پرداخت.

ازجمله جاودانه‌ترین و بی‌نظیرترین آثار هنری وی می‌توان به:
-    مدونا روی پله
-    معماری گنبد کلیسای پترز
-    باخوس مست
-    کتابخانه مدیچی
-    مقبره خانوادگی مدیچی
-    تندیس داود
-    تندیس سوگ مریم
-    مجسمه‌ای برای مقبره پاپ
-    جنگ دوپیکر
-    صحنه رستاخیز
-    نقاشی سقف کلیسای سیستین
-    بردگان در حال مرگ
-    فرشته
-    نبرد سنتاور
-    مجسمه پیروزی
-    آفرینش انسان
و مانند آن اشاره نمود.

میکل‌آنژ تندیس داود را از تکه‌ای از سنگ دور انداخته‌شده ساخت. او به دلیل حساسیت‌های زیادش به انتخاب سنگ مرمر بسیار معروف بود. وی برای ساخت مجسمه معروفش داود از تکه‌ای سنگ مرمری استفاده کرد که از کار یک هنرمند دیگر باقی‌مانده بود و به گفته آن هنرمند به‌دردنخور بود. 40 سال قبل‌تر تکه سنگ بزرگ برای ساخت تعدادی مجسمه برای کلیسای فلورانس استخر جا شده بود ولی در طول زمان بدون استفاده مانده و رهاشده بود، این سنگ در طول سال‌ها در معرض المان‌های مختلف قرارگرفته بود و تا حدودی سخت و آسیب‌دیده شده بود. 
میکل‌آنژ از آن دست هنرمندانی بود که عموماً در پایان کار امضایی روی اثرش باقی نمی‌گذاشت. همچنین هیچ نقاشی رسمی که پرتره از خودش باشد نکشیده است اما در برخی از نقاشی‌هایش، ازجمله در نقاشی معروف «قضاوت نهایی» شبیه صورت خودش در تصویر دیده می‌شود. این نکته در سال 1541 هنگام نقاشی دیوارنگاره کلیسای سیستین به قضاوت نهایی مشهور شد. در این نقاشی «سان بارتولومئو» تکه‌ای پوست سخت در دست دارد که صورت نقاش در آن دیده می‌شود.
باوجوداینکه بیش از هر چیزی به خاطر مهارتش در هنرهای تجسمی شناخته‌شده است اما در زمان خودش شاعری مورداحترام نیز بود صدها غزل و شعر عاشقانه در طول سال‌ها کار هنری‌اش سروده که در زمان‌های مختلف موردتوجه گروه‌های مختلف سنی و فکری قرارگرفته است باوجوداین هیچ‌یک از این نوشته‌ها هرگز به‌طور رسمی در طول زندگی‌اش منتشرنشده است، اما در ادبیات قرن 16 روم بسیاری از آهنگسازان برای ساخت ترانه‌هایشان از آن‌ها بهره گرفته‌اند. میکل‌آنژ بیشتر سال‌های طلایی عمرش را به ساخت کلیسای سنت پیتر واتیکان گذراند. پس‌ازآن که برای سرکار رفتن پیر‌ و‌ ضعیف شده بود همچنان از خانه بر نحوه کارها طراحی‌ها نظارت می‌کرد، تندیس‌گری هنر محبوب میکل‌آنژ بود و وقتی در سن 88 سالگی درگذشت در حال ساخت مجسمه «روندانینی پی‌تا (Rondanini Pieta)» مجسمه‌ای از مسیح در دستان باکره مقدس بود که ناتمام ماند.

شاید برایتان جالب باشد که میکل‌آنژ استحکامات ارتش فلورانس را طراحی کرد و به این منظور حتی به کشورهای مختلف سفر کرد تا در خصوص دیوارهای محافظتی آن‌ها اطلاعاتی دقیقی کسب نماید. دیوار حفاظتی طراحی‌شده توسط میکل‌آنژ توانست به مدت 10 ماه در مقابل فشار آن‌ها مقاومت کند.
سرانجام این هنرمند بزرگ در 18 فوریه سال 1564 درروم درگذشت و در کلیسای سانتا کروچه شهر فلورانس به خاک سپرده شد.

زمینه‌های مختلف دانش میکل‌آنژ
میکل‌آنژ که یک مرد واقعی رنسانس بود در نقاشی، مجسمه‌سازی، مهندسی و شعر استعداد بالایی داشت ولی اولویت او برای مجسمه‌سازی بود زیرا مجسمه‌سازی فرصت‌های متعدی برای الهام و تجلیل از بدن انسان در اختیار او قرار می‌داد. به‌عنوان یک مجسمه‌ساز میکل‌آنژ کار خود را آغاز کرده و نخستین مجسمه خود را بین سال‌های 1496 تا 1501 درروم ساخت.
دوران هنری میکل‌آنژ
اولین و احتمالاً تنها نقاشی او بر روی سه‌پایه، در حدود سال 1503، با نام خانواده مقدس کشیده شد.
زندگی میکل‌آنژ هم‌زمان با یک دوره از قدرت عظیم پاپ بود و از سال 1505، از زمانی که او قراردادی را برای مقبره پاپ ژولیوس امضا کرد، او تحت‌فشارهای سیاسی، جنگ، دستورات پاپ و سفارش‌های ضدونقیض بود.

بزرگ‌ترین نقاشی او، دکوراسیون کلیسای سیستین به‌تنهایی بین سال‌های 1508 تا 1512 توسط وی نقاشی شده است. این اثر پرهیبت نشان‌دهنده صحنه‌های خلق و عهد عتیق تا داستان حضرت نوح (ع) بوده و با دریافت جرقه‌های زندگی توسط آدم (ع) از خدا آغاز می‌شود. این تم‌های نمادین که به‌طور ساختمانی تقسیم‌شده است، طرحی پیچیده ایجاد کرده که دارای تنوع گسترده و یکپارچگی جادویی است.

در سال 1537، میکل‌آنژ شروع به ساخت آخرین داوری (Last Judgment) در دیوار انتهایی کلیسا کرد. در اینجا، چشم‌انداز مجسمه‌سازی و معماری، جای خود را به چرخش، فضا و نمایش‌های تصویری بیشتری از انسان‌های شکنجه‌شده داده و نشان‌دهنده ناخشنودی، سرخوردگی و افزایش شک و تردید مذهبی میکل‌آنژ است.
کتاب‌هایی در خصوص زندگی‌نامه میکل‌آنژ
می‌توان به «رنج و سرمستی»، «موسی میکل‌آنژ» و «هفت گفتار دیگر در روانکاوی»، «زندگی و آثار میکل‌آنژ» و مثل آن اشاره نمود.
نمونه دیگری از این کتاب‌ها، کتاب «میکل‌آنژ» است که توسط «باربارا ای سامرویل» به تحریر درآمده است. نویسنده برای توصیف و خلق‌وخوی میکل‌آنژ از صراحت و واقعی‌بینی ستودنی بهره برده است به‌طوری‌که به زبان ساده و به‌دوراز هرگونه جانب‌داری شخصیت وی را به تصویر کشیده است و همین عامل موجب جذابیت و محبوبیت این اثر به‌ویژه در میان نوجوانان شده است.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2019-09-08 12:30:50
  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها