چطور عزت نفس داشته باشیم؟(خلاصه ی کتاب 6 ستون عزت نفس اثر ناتانیل برندن)

امتیاز مطلب: 84%

دو نفر رو تو ذهنتون مجسم کنین ... اولیش مردیه که صبح بیدار میشه و قبل از اینکه بره سر کار یه سری کارهای معمول رو انجام میده و همه چیز گنگه .... میره سر کار و وقتی برمیگرده خونه نمیدونه در طول روز چیکار کرده. و وقتی همسرش داره صحبت می کنه خوراکی های نه چندان سالمی که تو مسیر برگشت خریده رو می خوره و تلویزیون نگاه می کنه. با یوکن همراه باشید.
حالایه مرد دیگه رو تصور کنین، بیدار میشه و به همسرش میگه که چقدر به خاطر زندگی مشترکشون خوشحاله. می ره سر کار و با اشتیاق تلاش می کنه تا به موفقیت دست پیدا کنه. میاد خونه و با همسرش شام می خوره و از لحظاتی که با هم میگذرونن لذت می برن. به نظر شما کدوم یکی عزت نفس بیشتری داره؟ اولین رکن،تمرین زندگی آگاهانه ست . 
این اواخر موهام داشت نازک می شد ...  می تونستم با خودم  بگم که چرا جان موهاش کم نمی شه؟ چرا جان ژنتیک بهتری داره؟ جان تازه قد بلندی هم داره ؛ ولی اینا رو نگفتم
و دلیل این کارم این بود که میدونستم این یه بازیه که نمی تونین توش برنده باشین. بهتون قول میدم. مهم نیست کی هستین، حتی جان هم نمی تونه این بازی رو ببره. من همون کاری کردم که هر کسی که میخواد عزت نفس بدست بیاره انجام میده. اون چه که قادر به تغییرش هستین رو تقویت کنین و و اگه نمی تونین تغییری توش ایجاد کنین پذیرای اون باشین. اگه میتونین تغییرش بدین، برین سراغش و بهترش کنین ولی اگه نمیتونین عوضش کنین باید زمینه پذیرش اون رو رو در خودتون فراهم کنین. حالا یه مشکل رایج رو میخوام براتون مطرح کنم. افرادی هستن که فکر می کنن پذیرش نفس با تقویت نفس مغایرت داره. این طورنیست. در واقع تقویت نفس تنها با پذیرش نفس ممکن میشه. اگه من نازک شدن موهام رو نمی پذیرفتم دنبال بهترین شکل اصلاح مو برای خودم نمی گشتم و ممکن بود شبیه بابی چارلتن(Bobby Charlton) بشم. دومین رکن تمرین پذیرش نفسه.

من آدم های زیادی رو می شناسم که اندام بسیار نامتناسبی دارن و این موضوع مهم ترین چیز زندگیشون مثل سلامتی، و روابطشون رو در معرض خطر قرار داده. و وقتی با اونها راجع بهش صحبت میشه، یاد گرفتن از حقه های کوچکی استفاده کنن که اخیرا خیلی رایج شده. من هر آدم مریض احوالی که می شناسم ، میگه مریضیاش واسه اینه که از قبل زمینه اش رو داشته. حالا اینم اضافه کنم که این حالت ممکنه پیش بیاد ولی از هر 20 نفر 19 نفر این مشکل رو ندارن. اگه ورزش نکنین، اگه غذای سالم نخورین،  نباید به دیگران بگین که اضافه وزن و ناخوش بودنتون واسه اینه که زمینهاش رو دارین. بله اینجوری اونا طوری با شما رفتار می کنن که انگار یه قربانی هستین. اما تنها دلیل همدردی اونا با شما ، اینه که براشون کوچیکترین ارزشی نداره که شما به سلامت خودتون میرسین یا نه. سومین رکن تمرین ، مسئولیت نسبت به خوده.  من کسی رو نمی شناسم که مسئولیتی نداشته باشه ،دلش بخواد قربانی ماجرا باشه و عزت نفس بالایی هم داشته باشه. 
اگه فرزندی داشتم و می تونستم قبل از رفتنش به کالج  فقط یه چیز یادش بدم این بود که وقتی تحت فشاره بتونه به خودش اعتماد کنه. به جز موقعیت های خاصی که با همه دوستام نوشیدنی میخوریم، من در کل از این نوشیدنی نمیخورم. اینکار چیز با ارزشی به زندگیم اضافه نمی کنه. وقتی تو کالج بودم با دوستام بیرون می رفتم و خیلی وقتا پیش میاومد که که ازم میخواستن همراهیشون کنم . من تو خیلی از کارها تعریفی نیستم  ولی یکی از نقاط قوتم اینه که به چیزهایی که اعتقاد دارم واقعا پایبند می مونم .در واقع در بیشترین موقعیت ها پسرها به این کار احترام می ذارن و برای دخترها هم جذابه. باز تکرار میکنم ... من نمیگم به چیزی اعتقاد نسبی دارم .من کاملا به اعتقاداتم  پایبندم و ذرهای هم پشیمون نیستم  و اگه کسی مشکلی داره می تونه بره و جای دیگه خوش بگذرونه. من نصفه نیمه به چیزی اعتقاد ندارم.  

چهارمین رکن، تمرین ابراز وجوده. بذارین بگم که ابراز وجود به معنای ناآگاهی اجتماعی یا زورگو بودن نیست. من توی مهمونی وقتی با آدمهای جدیدی که طرز فکر متفاوتی دارن آشنا میشم شروع به موعظه نمی کنم. ابلهانه رفتار نمی کنم . این بستگی به موقعیت داره. شیوه رفتاری من تو یه محیط آموزشی با یه محیط دوستانه متفاوته. اما در هیچ موقعیتی مغایر با ارزش هام رفتار نمی کنم. 
اگه شما یه فرد کارآفرین رو که که نسبت به کسب و کارش هیجان داره، رو با یه نفردیگه که نسبت به شغل معمولیش بی تفاوته مقایسه کنین؛  فردکارآفرین همیشه عزت نفس بالاتری داره. چرا این طوره؟ چون کارآفرین یه جنگجوی دنیای مدرنه، کارآفرین درست مثل جنگجوییه که هدف مشخصی داره، و برای مبارزه زندگی می کنه. عزت نفس بالاتری داره چون زندگی هدفمندی داره. پنجمین رکن، تمرین زندگی هدفمنده.
و نهایتا ستون ششم، تمرین صداقت نفس . حواستون باشه که منظورم داشتن صداقت با خود شماست نه کس دیگه. من به یه آکادمی نظامی رفتم  وباید از هزاران قانون پیروی می کردم و من بیشتر اونا رو زیر پاگذاشتم ولی اذیت نشدم یا روی عزت نفسم تاثیر نداشت چون اونا با باور های من مغایرت داشتن. اما اگه برخلاف آنچه اعتقاد دارم رفتار کنم، ندای درونم مدام در من نجوا میکنه که من چقدر بی ارزشم،  و فقط وقتی عزت نفس داشته باشم ندای درونم از همه چیز مهم تر میشه. نمی تونین درحالی¬که ندای درونتون میگه خیلی بی ارزش هستین، عزت نفس داشته باشین. 
و این ها 6 رکن عزت به نفس نوشته ناتاناییل برندِن هستن. دقت کنین که هر رکن با چی شروع میشه،تمرینِ... 
عزت نفس چیزی نیست که با خوندن یه کتاب یا دیدن یه ویدیو به وجود بیاد، بلکه چیزیه که باتمرین پیوسته در طول زندگیتون می¬تونین بهش برسین

  • نظرات
تصویر آواتار ملیکا جودی
   ملیکا جودی

چه خلاصه کتاب هاتون خوبه، متشکرم

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 84%

دو نفر رو تو ذهنتون مجسم کنین ... اولیش مردیه که صبح بیدار میشه و قبل از اینکه بره سر کار یه سری کارهای معمول رو انجام میده و همه چیز گنگه .... میره سر کار و وقتی برمیگرده خونه نمیدونه در طول روز چیکار کرده. و وقتی همسرش داره صحبت می کنه خوراکی های نه چندان سالمی که تو مسیر برگشت خریده رو می خوره و تلویزیون نگاه می کنه. با یوکن همراه باشید.
حالایه مرد دیگه رو تصور کنین، بیدار میشه و به همسرش میگه که چقدر به خاطر زندگی مشترکشون خوشحاله. می ره سر کار و با اشتیاق تلاش می کنه تا به موفقیت دست پیدا کنه. میاد خونه و با همسرش شام می خوره و از لحظاتی که با هم میگذرونن لذت می برن. به نظر شما کدوم یکی عزت نفس بیشتری داره؟ اولین رکن،تمرین زندگی آگاهانه ست . 
این اواخر موهام داشت نازک می شد ...  می تونستم با خودم  بگم که چرا جان موهاش کم نمی شه؟ چرا جان ژنتیک بهتری داره؟ جان تازه قد بلندی هم داره ؛ ولی اینا رو نگفتم
و دلیل این کارم این بود که میدونستم این یه بازیه که نمی تونین توش برنده باشین. بهتون قول میدم. مهم نیست کی هستین، حتی جان هم نمی تونه این بازی رو ببره. من همون کاری کردم که هر کسی که میخواد عزت نفس بدست بیاره انجام میده. اون چه که قادر به تغییرش هستین رو تقویت کنین و و اگه نمی تونین تغییری توش ایجاد کنین پذیرای اون باشین. اگه میتونین تغییرش بدین، برین سراغش و بهترش کنین ولی اگه نمیتونین عوضش کنین باید زمینه پذیرش اون رو رو در خودتون فراهم کنین. حالا یه مشکل رایج رو میخوام براتون مطرح کنم. افرادی هستن که فکر می کنن پذیرش نفس با تقویت نفس مغایرت داره. این طورنیست. در واقع تقویت نفس تنها با پذیرش نفس ممکن میشه. اگه من نازک شدن موهام رو نمی پذیرفتم دنبال بهترین شکل اصلاح مو برای خودم نمی گشتم و ممکن بود شبیه بابی چارلتن(Bobby Charlton) بشم. دومین رکن تمرین پذیرش نفسه.

من آدم های زیادی رو می شناسم که اندام بسیار نامتناسبی دارن و این موضوع مهم ترین چیز زندگیشون مثل سلامتی، و روابطشون رو در معرض خطر قرار داده. و وقتی با اونها راجع بهش صحبت میشه، یاد گرفتن از حقه های کوچکی استفاده کنن که اخیرا خیلی رایج شده. من هر آدم مریض احوالی که می شناسم ، میگه مریضیاش واسه اینه که از قبل زمینه اش رو داشته. حالا اینم اضافه کنم که این حالت ممکنه پیش بیاد ولی از هر 20 نفر 19 نفر این مشکل رو ندارن. اگه ورزش نکنین، اگه غذای سالم نخورین،  نباید به دیگران بگین که اضافه وزن و ناخوش بودنتون واسه اینه که زمینهاش رو دارین. بله اینجوری اونا طوری با شما رفتار می کنن که انگار یه قربانی هستین. اما تنها دلیل همدردی اونا با شما ، اینه که براشون کوچیکترین ارزشی نداره که شما به سلامت خودتون میرسین یا نه. سومین رکن تمرین ، مسئولیت نسبت به خوده.  من کسی رو نمی شناسم که مسئولیتی نداشته باشه ،دلش بخواد قربانی ماجرا باشه و عزت نفس بالایی هم داشته باشه. 
اگه فرزندی داشتم و می تونستم قبل از رفتنش به کالج  فقط یه چیز یادش بدم این بود که وقتی تحت فشاره بتونه به خودش اعتماد کنه. به جز موقعیت های خاصی که با همه دوستام نوشیدنی میخوریم، من در کل از این نوشیدنی نمیخورم. اینکار چیز با ارزشی به زندگیم اضافه نمی کنه. وقتی تو کالج بودم با دوستام بیرون می رفتم و خیلی وقتا پیش میاومد که که ازم میخواستن همراهیشون کنم . من تو خیلی از کارها تعریفی نیستم  ولی یکی از نقاط قوتم اینه که به چیزهایی که اعتقاد دارم واقعا پایبند می مونم .در واقع در بیشترین موقعیت ها پسرها به این کار احترام می ذارن و برای دخترها هم جذابه. باز تکرار میکنم ... من نمیگم به چیزی اعتقاد نسبی دارم .من کاملا به اعتقاداتم  پایبندم و ذرهای هم پشیمون نیستم  و اگه کسی مشکلی داره می تونه بره و جای دیگه خوش بگذرونه. من نصفه نیمه به چیزی اعتقاد ندارم.  

چهارمین رکن، تمرین ابراز وجوده. بذارین بگم که ابراز وجود به معنای ناآگاهی اجتماعی یا زورگو بودن نیست. من توی مهمونی وقتی با آدمهای جدیدی که طرز فکر متفاوتی دارن آشنا میشم شروع به موعظه نمی کنم. ابلهانه رفتار نمی کنم . این بستگی به موقعیت داره. شیوه رفتاری من تو یه محیط آموزشی با یه محیط دوستانه متفاوته. اما در هیچ موقعیتی مغایر با ارزش هام رفتار نمی کنم. 
اگه شما یه فرد کارآفرین رو که که نسبت به کسب و کارش هیجان داره، رو با یه نفردیگه که نسبت به شغل معمولیش بی تفاوته مقایسه کنین؛  فردکارآفرین همیشه عزت نفس بالاتری داره. چرا این طوره؟ چون کارآفرین یه جنگجوی دنیای مدرنه، کارآفرین درست مثل جنگجوییه که هدف مشخصی داره، و برای مبارزه زندگی می کنه. عزت نفس بالاتری داره چون زندگی هدفمندی داره. پنجمین رکن، تمرین زندگی هدفمنده.
و نهایتا ستون ششم، تمرین صداقت نفس . حواستون باشه که منظورم داشتن صداقت با خود شماست نه کس دیگه. من به یه آکادمی نظامی رفتم  وباید از هزاران قانون پیروی می کردم و من بیشتر اونا رو زیر پاگذاشتم ولی اذیت نشدم یا روی عزت نفسم تاثیر نداشت چون اونا با باور های من مغایرت داشتن. اما اگه برخلاف آنچه اعتقاد دارم رفتار کنم، ندای درونم مدام در من نجوا میکنه که من چقدر بی ارزشم،  و فقط وقتی عزت نفس داشته باشم ندای درونم از همه چیز مهم تر میشه. نمی تونین درحالی¬که ندای درونتون میگه خیلی بی ارزش هستین، عزت نفس داشته باشین. 
و این ها 6 رکن عزت به نفس نوشته ناتاناییل برندِن هستن. دقت کنین که هر رکن با چی شروع میشه،تمرینِ... 
عزت نفس چیزی نیست که با خوندن یه کتاب یا دیدن یه ویدیو به وجود بیاد، بلکه چیزیه که باتمرین پیوسته در طول زندگیتون می¬تونین بهش برسین

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2019-09-28 11:18:14
  • نظرات
تصویر آواتار ملیکا جودی
   ملیکا جودی

چه خلاصه کتاب هاتون خوبه، متشکرم

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها