زندگینامۀ تصویری محمد حسین بهجت متخلص به شهریار

امتیاز مطلب: 76%

شهریار فرزند آقا سيد اسماعيل موسوي معروف به حاج مير آقا خشكنابي در سال 1325 هجري قمري در چاي‌كنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجري قمري كه تبريز آبستن حوادث خونين وقايع مشروطيت بود پدرش او را به روستاي خشكناب منتقل نمود. دوره كودكي او در آغوش طبيعت و روستا سپري شد كه منظومه «حيدربابا» حاصل آن دوران است . در سال 1331 هجري قمري او براي ادامه تحصيل به تبريز رفت و نزد پدر شروع به فراگيري مقدمات ادبيات عرب نمود و در سال 1332 هجري قمري جهت تحصيل اصول جديد به مدرسه متحده وارد شد و در همين سال اولين شعر رسمي خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم ديني نيز پرداخت و از فراگيري خوشنويسي نيز دريغ نمي‌كرد كه بعدها كتابت قرآن، نتیجه همين تجربه مي‌‌باشد. با یوکن همراه باشید.
در سيزده سالگي اشعار شهريار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ ‌‌رسيد. در بهمن ماه 1299 خورشيدي براي اولين بار به تهران سفر كرد و در سال 1300 توسط لقمان الملك جراح در دارالفنون به تحصيل پرداخت . شهريار در تهران تخلص بهجت را نپسنديد و تخلص شهريار را پس از تفأل از حافظ گرفت. ( غم غريبي و غربت چو بر نمي‌تابم روم به شهر خود و شهريار خود باشم )
شهريار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار و مشق رديف‌هاي سازي موسيقي ايراني را از او فرا گرفت . او همزمان با تحصيل در دارالفنون به ادامه تحصيلات علوم ديني ‌‌پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس سيد حسن مدرس حاضر مي‌‌شد.
درسال 1303 وارد مدرسه طب شد و از اين پس زندگي شور انگيز و پرفراز و نشيب او آغاز شد. در سال 1313 ، زماني كه شهريار در خراسان بود پدرش فوت شد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشت و از اين پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر رفت . شهريار شعر فارسي و تركي آذربايجاني را با مهارت تمام مي‌‌سرايید و در سال‌هاي 1329 تا 1330 اثر مشهور خود حيدر بابايه سلام را سرایید . گفته مي‌شود که منظومه "حيدربابا" در شوروي به 90 درصد زبان‌هاي جمهوري‌هاي آن ترجمه و منتشر شده است.
شهریار از دوره عشق خود به نام عشق مجاز نام برده است که غالـب غـزلهـاي سوزناك و عاشقانه او، كه برای عموم مردم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست  اوج گـرفـتـه و به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود.
محـروميت و ناكامي هاي شهـريار در غـزلهـاي گوهـر فروش، ناكامي ها، جرس كاروان، ناله روح، مثـنوي شعـر، حكـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـريار بـيان شده است.
شعـر خواندن شهـريار طرز مخصوصي دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـيه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـيـير مي كـند و در مـواقـع حسـاس بغـض گـلوي او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشك مي شود و شـنونده را كاملا منـقـلب مـي كـند. شهـريار در موقعـي كه شعـر مي گـويد به قـدري در تـخـيل و انديشه آن حالت فرو مي رود كه از موقعـيت و جا و حال خود بي خـبر مي شود.
شهـريار بجـز الهـام شعـر نمي گويد. اغـلب اتـفاق مي افـتد كه مـدتـهـا مي گـذرد، و هـر چـه سعـي مي كـند حتي يك بـيت شعـر هـم نمي تـواند بگـويد. ولي اتـفاق افـتاده كه در يك شب ، اثـر زيـبا و مفصلي ساخته است. مانند شاهـكار تخـت جـمشيد، كـه يكي از بزرگـترين آثار شهـريار است ، با اينكه در حدود چـهـارصد بـيت شعـر است در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.
شهـريار در سالهاي اخير اقامت در تهـران خـيلي مـيل داشت كه به شـيراز بـرود و در جـوار آرامگـاه استاد حافظ باشد و اين خواست خود را در اشعـار (اي شيراز و در بارگـاه سعـدي) منعـكس كرده است ولي بعـدهـا از اين فكر منصرف شد و چون در از اقامت در تهـران هـم خسته شده بود، مردد بود كجا برود؛ تا اينكه يك روز به من گـفت كه: " مـمكن است سفري از خالق به خلق داشته باشم " تا اين كه يك روز بي خـبر از هـمه كـس، حـتي از خانواده اش از تهـران حركت كرد وخبر او را از تـبريز گـرفـتند.
سيد محـمد حسين شهـريار در 27 شهـريـور 1367 خورشيـدي در بـيـمارستان مهـر تهـران بدرود حيات گـفت و بـنا به وصيـتـش در زادگـاه خود در مقـبرةالشعـرا سرخاب تـبـريـز با شركت قاطبه مـلت و احـترام كم نظير به خاك سپـرده شد. چه نيك فرمود:
براي ما شعـرا نـيـست مـردني در كـار كـه شعـرا را ابـديـت نوشـته اند شعـار

  • نظرات
تصویر آواتار ملیکا جودی
   ملیکا جودی

این شاعر عزیز...

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 86%

شهریار فرزند آقا سيد اسماعيل موسوي معروف به حاج مير آقا خشكنابي در سال 1325 هجري قمري در چاي‌كنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجري قمري كه تبريز آبستن حوادث خونين وقايع مشروطيت بود پدرش او را به روستاي خشكناب منتقل نمود. دوره كودكي او در آغوش طبيعت و روستا سپري شد كه منظومه «حيدربابا» حاصل آن دوران است . در سال 1331 هجري قمري او براي ادامه تحصيل به تبريز رفت و نزد پدر شروع به فراگيري مقدمات ادبيات عرب نمود و در سال 1332 هجري قمري جهت تحصيل اصول جديد به مدرسه متحده وارد شد و در همين سال اولين شعر رسمي خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم ديني نيز پرداخت و از فراگيري خوشنويسي نيز دريغ نمي‌كرد كه بعدها كتابت قرآن، نتیجه همين تجربه مي‌‌باشد. با یوکن همراه باشید.
در سيزده سالگي اشعار شهريار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ ‌‌رسيد. در بهمن ماه 1299 خورشيدي براي اولين بار به تهران سفر كرد و در سال 1300 توسط لقمان الملك جراح در دارالفنون به تحصيل پرداخت . شهريار در تهران تخلص بهجت را نپسنديد و تخلص شهريار را پس از تفأل از حافظ گرفت. ( غم غريبي و غربت چو بر نمي‌تابم روم به شهر خود و شهريار خود باشم )
شهريار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار و مشق رديف‌هاي سازي موسيقي ايراني را از او فرا گرفت . او همزمان با تحصيل در دارالفنون به ادامه تحصيلات علوم ديني ‌‌پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس سيد حسن مدرس حاضر مي‌‌شد.
درسال 1303 وارد مدرسه طب شد و از اين پس زندگي شور انگيز و پرفراز و نشيب او آغاز شد. در سال 1313 ، زماني كه شهريار در خراسان بود پدرش فوت شد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشت و از اين پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر رفت . شهريار شعر فارسي و تركي آذربايجاني را با مهارت تمام مي‌‌سرايید و در سال‌هاي 1329 تا 1330 اثر مشهور خود حيدر بابايه سلام را سرایید . گفته مي‌شود که منظومه "حيدربابا" در شوروي به 90 درصد زبان‌هاي جمهوري‌هاي آن ترجمه و منتشر شده است.
شهریار از دوره عشق خود به نام عشق مجاز نام برده است که غالـب غـزلهـاي سوزناك و عاشقانه او، كه برای عموم مردم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست  اوج گـرفـتـه و به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود.
محـروميت و ناكامي هاي شهـريار در غـزلهـاي گوهـر فروش، ناكامي ها، جرس كاروان، ناله روح، مثـنوي شعـر، حكـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـريار بـيان شده است.
شعـر خواندن شهـريار طرز مخصوصي دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـيه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـيـير مي كـند و در مـواقـع حسـاس بغـض گـلوي او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشك مي شود و شـنونده را كاملا منـقـلب مـي كـند. شهـريار در موقعـي كه شعـر مي گـويد به قـدري در تـخـيل و انديشه آن حالت فرو مي رود كه از موقعـيت و جا و حال خود بي خـبر مي شود.
شهـريار بجـز الهـام شعـر نمي گويد. اغـلب اتـفاق مي افـتد كه مـدتـهـا مي گـذرد، و هـر چـه سعـي مي كـند حتي يك بـيت شعـر هـم نمي تـواند بگـويد. ولي اتـفاق افـتاده كه در يك شب ، اثـر زيـبا و مفصلي ساخته است. مانند شاهـكار تخـت جـمشيد، كـه يكي از بزرگـترين آثار شهـريار است ، با اينكه در حدود چـهـارصد بـيت شعـر است در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.
شهـريار در سالهاي اخير اقامت در تهـران خـيلي مـيل داشت كه به شـيراز بـرود و در جـوار آرامگـاه استاد حافظ باشد و اين خواست خود را در اشعـار (اي شيراز و در بارگـاه سعـدي) منعـكس كرده است ولي بعـدهـا از اين فكر منصرف شد و چون در از اقامت در تهـران هـم خسته شده بود، مردد بود كجا برود؛ تا اينكه يك روز به من گـفت كه: " مـمكن است سفري از خالق به خلق داشته باشم " تا اين كه يك روز بي خـبر از هـمه كـس، حـتي از خانواده اش از تهـران حركت كرد وخبر او را از تـبريز گـرفـتند.
سيد محـمد حسين شهـريار در 27 شهـريـور 1367 خورشيـدي در بـيـمارستان مهـر تهـران بدرود حيات گـفت و بـنا به وصيـتـش در زادگـاه خود در مقـبرةالشعـرا سرخاب تـبـريـز با شركت قاطبه مـلت و احـترام كم نظير به خاك سپـرده شد. چه نيك فرمود:
براي ما شعـرا نـيـست مـردني در كـار كـه شعـرا را ابـديـت نوشـته اند شعـار

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2019-10-05 09:16:50
  • نظرات
تصویر آواتار ملیکا جودی
   ملیکا جودی

این شاعر عزیز...

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها